تبلیغات
دین و مذهب شیعه - دفاع از صوفیه و توهینی دوباره به فقهای شیعه از سوی آقای صمدی آملی
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان

بسم الله الرحمن الرحیم

دفاع از صوفیه و توهینی دوباره به فقهای شیعه از سوی آقای صمدی آملی

در پی انتشار مطالب در رد فرقه تصوف و اثبات انحرافات ان توسط معصومین با استمداد از فقهای شیعه آقای صمدی آملی بدون پاسخ به روایات معصومین و فتوای فقها که کلامشان بر ما حجت است دست به توهین و گستاخی زد

 

 

 

 

 محضر مبارک مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی ....

پس از تقدیم سلام و تحیات وافره به عرض مبارک می‌رساند که چون خطر صوفیه و اهل بدعت برای اسلام و تشیع و مکتب اهل‌بیت خطر بزرگ و غیر قابل انکاری است و امروز جوان‌های خام و بی‌اطلاع از معارف روح‌بخش ائمه معصومین: را در معرض تهدید جدی قرار داده و در اکثر بلاد ایران به وسیله‌ی دست‌های مرموز و ایادی بیگانه مکتب فاسد آن‌ها را در رگ‌های ضعیف ایتام آل محمد[صلی الله علیه وآله] تزریق می‌کنند تا ریشه‌های ایمان و ولایت را در جامعه‌ی زنده و پر تحرک پیروان اهل‌بیت عصمت و طهارت: را بخشکاندو از آن یک جامعه‌ی بی‌رمق و بی‌نفس و لاابالی و بی‌بندوبار و بی‌اعتقاد به معارف اصیل تشیع بسازند تا راه را برای چپاولگران و استکبار جهانی هموار کنند،

لذا از محضر مستطاب عالی که کفیل ایتام مظلوم آل محمد[صلی الله علیه وآله] هستید و عده‌ی زیادی از شما، تقلید و پیروی می‌کنند تقاضا می‌شود پاسخ صریح و روشن خود را در مورد سؤالات زیر مرقوم بفرمایید.

1ـ نظر مبارک در مورد فرقه‌ی صوفیه و عقاید آن‌ها چیست؟
2ـ رفتن به خانقاه و شرکت در مجالس آن‌ها و کمک مالی به آن‌ها چه حکمی دارد؟
3ـ اگر در مسئله غلات و مجسمه و مجبره و صوفیه که مرحوم سید در عروه دارد (1) نظری دارید نفیاً و اثباتاً مرقوم بفرمایید.
4ـ خرید و فروش و مطالعه‌ی کتب اهل تصوف چه حکمی دارد؟
5ـ اگر در کلام شیخ در مکاسب در مورد کتب ضلال (2) نظری دارید نفیاً و اثباتاً مرقوم بفرمایید (ان المراد بالضلال ...)
ان‌شاءالله در ظلّ توجهات حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه سایه‌ی عزّ حضرتعالی بر سر مسلمین جهان مستدام، وجود پر برکت آن مرجع عالیقدر از جمیع بلیّات محفوظ و مقرون به صحت و عافیت باشد.

28 جمادی الثانی 1417
جمعی از طلاب مقیم حوزه علمیه قم

* * * *

 

 

 

امام خمینی (ره):

آن بیچارهای که خود را مرشد و هادی خلایق میداند و در مسند دستگیری و تصوف قرار گرفته، حالش پستتر و غمزهاش بیشتر است. اصطلاحات را به سرقت برده و سر و صورتی به متاع و بازار خود داده، برای رواج بازار خود، فهمیده یا نفهمیده، پارهای از اصطلاحات جاذب را به خورد عوام بیچاره داده و گمان کرده به لفظ (مجذوب علیشاه) یا (محبوب علیشاه) حال و جذبه و حبّ خدا دست میدهد. (3)

 

 

 

 

رهبر معظم انقلاب  مدظلّه:

سـؤال: آیا شرکت کردن در مجالس و محافل صوفیه و انجام اعمال و گفتن اذکار آنان و حضور در خانقاه آنها، چه صورت دارد؟

 

جواب: جائز نیست و کسانی که اوامر و نواهی قرآن کریم را قبول داشته و به امامت ائمه(ع) معتقدند، چه بهتر است که اسم جداگانه و آداب و رفتار جداگانهای را که لازم نیست بلکه مضرّ است، کنار گذاشته و در جماعت عظیم ملّت بزرگ و مسلمان خود متسلّک باشند.

و هم چنین فتاوای: آیات عظام، خوئی، مرعشی نجفی، سیستانی، لطفالله صافی، دوزدوزانی، فاضل لنکرانی، بهجت، مکارم، شیخ علی صافی گلپایگانی، محمد صادق روحانی، شاهرودی، بهبهانی، محمدرضا گلپایگانی، میلانی، مشکینی، کابلی، علوی گرگانی، نوری همدانی، شیخ حرّ عاملی و... بر مخالفت با تصوف و خرقه و خانقاه موجود است. (4)

 

 

 


 

پاسخ حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی:

 

به افتراءآتی که علیه علماء دین درست کرده اند توجه نکنید

بسمه تعالی ؛ سلام علیکم:

 

فرقه های صوفیّه منحرفند و بر باطل می باشند و علماء ما منزّه اند از اینکه این گروه مورد تأیید آنها باشند و هیچ کدام از بزرگان دین تمایل به این فرقه ضالّه و گمراه کننده نداشته اند به افتراءآتی که علیه علماء دین درست کرده اند توجّه نکنید و دائماًٌ در هر زمان فرق صوفیّه مورد تنفّر علماء دین و بزرگان بوده اند.

 

27/3/90

 

 

پاسخ  آیت الله العظمی سید محمد باقر شیرازی:

 

تهمت صوفی گری به بزرگان دین و سکوت مسؤلین و قوه ی قضائیه

 

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله تعالی: ((إنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلوماً جَهُولاً))5)

و قال تعالی: ((وَ اتَّقوا فِتْنَةً لا تُصیبَنَّ الذینَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً))( 6)

و قال تعالی: ((فَبَشِّرْ عِبَادِ (7)  الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبعُونَ أَحْسَنَهُ))(8)

و قال النبی(ص): ((إِذ ظَهَرَتِ البِدعَ فِی اُمَّتی فَلیُظهِرِ العَالِمُ علمَهُ فَمَن لَم یَفعَل فَعَلَیهِ لَعنَةُ الله))( 9)

و قال النبی(ص): ((مَن كَتَمَ عِلما نَافِعا ألُجمَهُ الله یَومَ القِیامَةِ بِلِجَام من َنارِ))( 10)

و قال امیرالمؤمنین(ع):((لَتَأمرن بِالمَعروفِ وَ لَتنهُن عَنِ المُنُكَرِ اَو لَیُستَعمَلَنَّ عَلَیكم شِرَاركُم فَبَدعُو خِیاركم فَلا یُستَجاب لَهم)) 11)

 

شکی نبوده و نیست آن که از نعمات بزرگ الهی پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که به همّت و فداکاری ملّت رشید ایران و زعامت و رهبری علماء و بزرگان و حضرات آیات و در رأس آنان مرحوم امام آیت الله خمینی(ره) انجام گرفت البته تمام آنها در زیر سایه ی و برکات نبی اکرم(ص) و ائمه طاهرین خاصّه حضرت امیرالمؤمنین و حضرت امام حسین(ع) و حضرت صاحب الزمان ارواحنا له الفداء با نظر و لطف حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها بوده و آنچه امید بلکه مسلم به نظر می رسید این که احکام اسلام و معارف دین لا سیّما مسائل و معارف اهل بیت(ع) با حسن وجه، محقق و لباس عمل بپوشد و اگر چه در موارد بسیاری هم این نظر و امید محقق و لباس عمل پوشید، لکن در موارد بسیاری هم محقق نگردیده، بلکه بعکس هم گردیده، و مسائل مخالف با موازین دینی اگرچه متعدد است خاصه ربای در بانکها و مالیات بر ارث و امثال آن، لکن پاره ای از جهاتی از آنها هم بالاتر است افتراء و تهمت به بزرگان دین مانند سید ابن طاووس و شهید و شیخ بهایی و مرحوم مجلسی و بزرگان دیگر که آنان صوفی بودند واقعاً بسیار جای تأثر است که یک چنین  افتراءات و تهمت هایی به بزرگان دین زده شود و هیچ عکس العملی از آقایان مسؤلین و مراجع محترم و قوه ی قضائیه حاصل نشود با آنکه لزوم محاکمه آنان به مراتب از مفاسد اقتصادی اگر بیشتر نباشد کمتر نیست.

 

لکن زمانی که در چند سال قبل رسماً در مجله ی رسمی ورزشی کشور افتراء و نسبت به علاقه ی حضرت امام حسین و حضرت سجاد(ع)به شطرنج زده شد و هیچ محاکمه و عکس العملی از محاکم قضائی و بزرگان دین محقق نگردید، و بلکه بالاتر نسبت استاد دفّ نوازی به ساحت مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها داده شد و هیچ اثر و محاکمه حاصل نگردید با آنکه در طول هزار ماهی که رسماً به حضرت امیرالمؤمنین(ع) سبّ می کردند اما نسبت به حضرت فاطمه سلام الله علیها احدی جسارت نکرد. فقط متوکل ملعون که جسارتی نسبت به آن حضرت و حضرت امیرالمؤمنین(ع) نمود که پسرش او را کشت با آنکه با بیان امام معصوم(ع) می دانست که به سبب آن، عمر او و سلطنت وی از بین می رود.

 

و حاصل آنکه همان قسم که نسبت و افتراء و تهمت استاد دفّ نوازی داشتن به حضرت فاطمه سلام الله علیها از جهاتی از آتش زدن  درب خانه ایشان بدتر است، همان طور نسبت صوفی گری به بزرگان دین مانند سید ابن طاووس و شهید و شیخ بهایی و امثال ایشان از جهاتی از دار زدن آیت الله شیخ فضل الله نوری بدتر است.

 

و خلاصه آنکه این طریق و این طور آزادی که این قسم تهمت و افتراء به بزرگان دین زده شود و هیچ محاکمه و واکنشی از احدی حاصل نشود، بسیار خطرناک است، و امید است که انشاء الله آقایان مسؤلین خاصه قوه قضائیه مقابله جدی و محاکمه شدیدی نسبت به آن بنمایند و مجلات رسمی کشور خاصه مجله نورالصادق اصفهان و امثال آن کاملاً آنها را رد نمایند.

 

                                                                     والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

8/3/1390 مطابق با 25 جمادی الثانیه 1432   

                                                                                              مشهد مقدّس ـ سید محمد باقر شیرازی

 

 

پاسخ آیت الله العظمی دوزدوزانی:

 

مسلمانان به ویژه جوانان در دام افراد شیاد و خطرناک گرفتار نشوند

 

باسمه تعالی

در آغاز کلام باید دانست که هر مذهب انحرافی افراد مورد اعتمادی از جامعه را به خود نسبت می دهد و جزو معتقدین به مذهب خود می شمارد تا اعتماد مردم را جلب کند. در این راه گاه یک جمله از یک شخص پیدا می کنند و با تحریف آن و یا حذف اول و آخر جمله و ترفندهایی از این قبیل از آن بهره می جویند. مثلاً با دیدن کلمه ی «صوفیه» و امثال آن در کتب بزرگان که حکم ایشان را بیان کرده و یا پیرامون عقاید و ... ایشان بحث کرده باشد، می گویند: فلان آقا از ماست.

 

در برخی موارد هم مخصوصاً در سخنان و نوشته های دوران های اولیه اسلامی که هنوز حد و مرز صوفیه و اشخاص زاهد مشخص نشده بود، بحث پیرامون ایشان خلط می شده و شاهد گفتار ما این است که در برخی نوشته ها صوفی را به دو قسم تقسیم کرده اند: صوفی که شریعت را ترک می کند و صوفی که طبق شریعت عمل کند.

نا گفته پیداست کسی که به شریعت عمل کند و به تمام آن معتقد باشد، صوفی به معنای مصطلح فعلی آن نیست، بلکه شیعه ی خالص است. امروزه گروهی از صوفیان ادعا می کنند که ما از گروه دوم هستیم و به شریعت عمل می کنیم و تقلید می نماییم و طبق رساله عملیه ی مراجع عظام عمل می کنیم، در حالی که این چنین نیست و صراحتاً در کتاب های خود از عشریه سخن می گویند و به آن اعتقاد دارند و عملشان همان است در حالی که خمس نمی پردازند. البته در دوره هایی گفته شده که برخی همانند شیخ بهایی خرقه پوشیده اند که بر فرض صحت چنین نقل هایی، قابل توجیه است و می توان گفت ممکن است برای مصلحت یا ارشاد و یا از روی تقیه بوده و در هر حال نسبت تصوف در حق بزرگان مذهب همانند شیخ که در کتاب های خویش آشکارا مقال و گفتار آن ها را رد می کند، قابل قبول نیست. باید دانست از این گونه حرف ها در زمان گذشته گفته و نوشته اند و به افرادی تصوف را بسته و حرف هایی نسبت داده اند که نباید به حرف آنان اعتنا کرد.

 

این که در قرن های مقارن و یا نزدیک به ائمه(ع)، شیعیان خانقاه داشته اند مسلماً از دروغ های شاخدار است و ناگفته پیداست در حالی که حضرات ائمه(ع) از سفیان ثوری و یا حسن بصری به شدت انتقاد نموده و منصور حلاج را لعن کرده اند و در روایاتی از دخول به حلقه صوفیه نهی فرموده اند، ممکن نیست شیعیان خانقاه داشته باشند و جالب این جاست که بر اساس اعتراف خود صوفیه تاریخ تأسیس نخستین خانقاه حداکثر به قرن پنجم می رسد و در هیچ منبعی نیامده که پیش از آن خانقاهی وجود داشته باشد تا چه رسد به این که شیعیان برای خود خانقاه بسازند!!!

با مطالعه ی در تاریخ اسلام می بینیم که تا این اواخر تقریباً نزدیک به دوره صفویه، صوفی شیعه نداشته ایم و بزرگان و مرشدهای ایشان به این مطلب اقرار و تصریح کرده اند.

این که ادعا کرده اند ابن بطوطه در سفرنامه ی خویش گفته در مقابل حرم حضرت امیرالمؤمنین(ع) در نجف اشرف تعدادی خانقاه بوده معلوم است دروغ است چون با مراجعه به آن کتاب خواهید دید اولاً ذکری از شهر نجف در آن نیامده و در ثانی در فصلی که از شهر کوفه سخن می گوید هیچ سخنی از وجود خانقاه به میان نیاورده است، همچنین این که به شهید رضوان الله علیه نسبت می دهند که در کتاب منیه تشویق به استفاده از تفسیر عبدالرزاق نموده با رجوع به این کتاب می بینیم که ایشان می فرماید هر مفسری بر اساس علمی که بر آن تسلط دارد به تفسیر قرآن کریم پرداخته و سپس به معرفی انواع این تفاسیر می پردازد و از چهار گونه تفسیر نام می برد، اول: تفاسیر لغوی است که عربیت بر آن ها غلبه دارد، دوم: تفاسیر حکمی و برهانی کلامی، سوم: تفاسیر داستانی و بر مبنای قصص و چهارم: تفاسیر عرفانی که هدفشان تأویل حقایق است. جالب است که ایشان برای این چهار گونه تفسیر مثال هایی می آورد یعنی تفسیر کشاف، زمخشری، مفاتیح الغیب رازی تفسیر ثعلبی در این جاست که برای گونه ی آخر از تفاسیر، تفسیر عبدالرزاق کاشانی را مثال زده، بر این اساس هر منصفی می بیند که هرگز شهید تشویق به مراجعه به هیچ یک از این کتاب ها نکرده و این نسبت هم دروغ محض است.

 

در خاتمه از علماء اعلام و دانشمندان کرام انتظار داریم که مسلمانان به ویژه جوانان را آگاهی دهند تا در دام افراد شیاد و خطرناک گرفتار نشوند. از خداوند متعال توفیق همگان را خواستارم.  

                                                                                                                                                           2/3/90

 

یدالله دوزدوزانی

 

 

پاسخ آیت الله العظمی مکارم شیرازی:

سخنان بالا باطل و بی اساس است و ما نظرات خود را درباره ی صوفیه در کتاب جلوه ی حق به طور مشروح و مستدل بیان کرده ایم.

 

                                         همیشه موفق باشید

                                            7  /3/90

 


 ادامه مطلب و دریافت فایل صوتی آقای صمدی املی و اهنت او به مراجع به سایت دارالصادق علیه السلام مراجعه بفرمایید



http://daralsadegh.net/erfan/191-enherafat/1341-samadiamoli





نوع مطلب :
برچسب ها : نقد صمدی آملی، توهینی به فقهای شیعه، آقای صمدی آملی، توهین صمدی املی به فقها، فتوای فقها در مورد صوفیه،
لینک های مرتبط : دارالصادق،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام