تبلیغات
دین و مذهب شیعه - مهدویت از دیدگاه صوفیان 2
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان
سه شنبه 20 خرداد 1393 :: نویسنده : دین ومذهب شیعه

بی تردید من خاتم ولایتم

ابن عربی علی رغم سخنان بسیار شفاف که در مورد موعود بیان کرده و بعد از اینکه صریحاً گفته که آقا بقیة الله خاتم الأولیاء از نسل پیامبر، از تبار صدیقهی طاهره، از صلب امام حسین(علیه السلام) است.  مینویسد:  بیتردید من خاتم ولایتم.

 بعد از اینکه دهها مورد در همین فتوحات گفته که حضرت مهدی خاتم اولیاست، اینجا میگوید: بدون تردید من خاتم ولایتم که آن را از پیامبر هاشمی و حضرت مسیح به ارث بردهام.5

پس، این همه برای آقا بقیة الله عناوین آورده، بعد خودش را به جای آقا بقیة الله قرار داده و میگوید بیتردید که من خاتم ولایتم که آن را از پیامبر هاشمی و حضرت مسیح به ارث بردهام.

بعد خوابی را نقل میکند و میگوید: وقتی از خواب بیدار شدم خدای را سپاس گفتم، امیدوارم که من در میان پیروان خودم همانند پیامبر اکرم در میان دیگر پیامبران باشم.6

یعنی همان طوری که پیامبر از همهی پیامبران با فضیلت تر است من هم همان گونه باشم. که ولایت به وسیلهی من ختم میشود.


ختم ولایت بوسیلهی مهدی منتظر نمیباشد

بعد ابن عربی در جایی دیگر خاتمیت را به خود اختصاص داده، میگوید: ختم ولایت به وسیلهی مهدی منتظر که از سلالهی پیامبر است نمیباشد، بلکه ختم به وسیلهی کسی است که از نظر رفتار و کردار از سلالهی پیامبر باشد.7

همین حرفی که اخیراً بعضی از افراد میزدنند و یک شخصی به نام احمد حسن بصراوی که الآن در بصره ادعای مهدویت میکند و ادعاهای فراوان و حتی سید هم نیست و پدرش یک بقال است.  میگوید:


 من هم یمانی هستم، بعد میگوید یمانی معنایش این نیست که اهل یمن باشد. نه، یمانی از مادهی یمین. یمین یعنی دست راست و چون من دست راست امام زمانم من یمانی هستم و تعبیرش این است: میگوید.


ختم به وسیلهی مهدی منتظر که از سلالهی پیامبر است نمیباشد، بلکه ختم به وسیلهی کسی است که از نظر رفتار و کردار از سلالهی پیامبر باشد، یعنی در ختم ولایت، حتی سیادت مطرح نیست، همین که عملش عمل پیامبر باشد ختم ولایت به وسیلهی اوست.


عذاب به معنای شیرین [گوارا]

این نوع توضیحات در فتوحات پر است. مثلاً ایشان [ابن عربی] میگوید که عذاب از مادهی عذب است. عذب یعنی شیرین. چون اولیاء الهی در آتش جهنم در فراق پروردگار میسوزند از این سوزش لذت میبرند، چون لذت میبرند عذاب را عذاب مینامند.


ادعای الوهیت، نبوت و مهدویت

پس صوفیان در پرتو اعتقاد به وحدت وجود که منجر میشود. به وحدت موجود از ادعای الوهیت ادعای نبوت ادعای مهدویت باکی ندارند.

 این تنها حلاج نیست که کوسِ «انا الحق» میزند، بلکه هر یک از صوفیان در شطحیّات خود از این دعویها دارند. شاه نعمت الله میگوید:


نفسم آب حیاتی به جهان میبخشد                               خضر وقت خودم و چشمهی حیوان خودم8


امثال این تعبیرات بسیار فراوان است.

شاه نعمت الله ولی یک رساله مهدّیه هم دارد که در آنجا در مورد حضرت مهدی نیز از این بلند پروازیها دارد. الا اینکه خودش را هم میخواهد جای آن حضرت قرار بدهد مثلاً یک جمله اش این است: میگوید

آب روی او به مردم آبرویی میدهد                                دیگران را جُرعه و ما را سبویی میدهد9


عنایت بفرمایید میگوید که اگر دیگران یک قطره از اقیانوس بیکران اهل بیت عصمت و طهارت مینوشند ما سبو سبو، کوزه کوزه از اینها مینوشیم.

در کتاب رسالهی مهدیه شاه نعمت الله ولی از این نوع شطحیّات بسیار فراوان است و متأسفانه در جامعهی ما بدون تحقیق یک عدهای روی شخصیت فرد حساب میکنند.


مدعیان مهدویت در میان صوفیان

در میان صوفیان کسانی که ادعای مهدویت کردند کم نیستند، از آن جمله:  ـ بابا الیاس متوفی 638

ـ بابا اسحاق متوفی 638

ـ جمری متوفی 677

ـ  بدرالدین پسر قاضی سمانه متوفی 823

ـ قلندر چلبی متوفی 935

  اینها آمدند ادعای مهدویت کردند.


 مرحوم استاد گل پناری میگوید:

عقیده مولانا به مهدویت شمس تبریزی حتی بعد از کشته شدن شمس باز کمرنگ نشد، در میان مولویان این عقیده رسوخ پیدا کرده. هنوز هم معتقد هستند که شمس تبریزی یک روزی بر میگردد و میآید جهان را پر از عدل و داد میکند.10

 ما در سالهای گذشته این بحث را داشتیم که شمس تبریزی پسر خور شاه است یعنی هشت نفر از خلفای فاطمی به یک تعبیر از کسانی که در همان قلعهی الموت، نزدیک قزوین، آنجا بودند، آخرین اینها خور شاه است. شمس تبریزی پسر این خور شاه است. سه ساله بوده که پدرش کشته شده و او را به جای خود برگزید.  این آقای شمس تبریزی به حساب آقای مولوی امام زمان است و روزی هم بر میگردد.

به عقیدهی مولویان در میدان خانهی درگاه مولانا.11 آنجا یک دری هست، مولوی معتقد است این دری که اینجا باز میشود، روزی باز خواهد شد و از همین جا شمس تبریزی به صورت مهدی مولویان بیرون خواهد آمد.12


شیوهی دائمی صوفیان

بعد آنچه مولانا در ستایش شمس مبالغه کرده و حضرت عیسی و موسی را چاکران درش معرفی کرده، و اینها را غلام درگاه شمس خوانده آورده و این شیوهی دائمهی صوفیان است.


مرحوم سید هاشم معروف حسنی مینویسد:

 صوفیانِ به خطا رفته، اولیای خود را بر پیامبران برتری دادند، زیرا اولیای آنها بی واسطه با خدا مرتبطاند. در حالی که پیامبران به وسیلهی حاملان وحی با خدا مربوط میشوند. پیامبر ما توسط جبرئیل با خدا ارتباط پیدا میکند، اما اینها مدعی هستند که پیشوایان ما رو در رو با خدا حرف میزنند. بنابراین شخصیتهای خود را حتی بر پیامبران مثل پیامبر عظیم الشأن ما برتری میدهند.

 بعد آقای هاشم معروف حسنی از ابوالقیس بن جمیل صوفی نقل میکند که او میگوید:

 ما، در دریایی غوطه ور هستیم که پیامبران بر کرانهی آن.

یعنی اگر پیامبران آمدند در کنار دریا نشستند، دستی به آب رساندند، ما در این آبها شناوریم.

 آنگاه از گیلانی نقل میکنند که خطاب به پیامبران میگفت:

 آن چه به شما عطا نشده به ما گروه اولیاء عطا شده است.13


فضل الله استر آبادی

 مشهور به فضل الله حروفی که متأسفانه ایشان هم از دهات تبریز است،14 به سال 786 در نزد خواص ادعای مهدویت کرد و رسماً از آنها بیعت گرفت تا در زمان مناسب، وقتی اوضاع مساعد باشد با شمشیر خروج کند.

حروفی کتابی دارد به نام جاودان کبیر البته بیش از 50 جلد از آثار ایشان را من دیدم. جاودان کبیر چاپ نشده مخطوط است، در ورقهی 411 ادعای مهدویتش را دارد. میران شاه به دستور تیمور لنگ او را سر برید جسدش را به تبریز فرستاد و در تبریز جسد او را آتش زدند.15

با کمال تأسف در ایران حروفیه را خوب نشناختند و کتابهای فراوان در مورد جنبش حروفیه نوشته شده که همهی اینها بار مثبت دارد. یعنی تصور میشود اینها یک جنبشهای حق به جانبی بوده.


 مرحوم استاد گل پناری یک کاتالوگ حروفیه دارد، که در آنجا 50 عنوان از عناوین اینها را معرفی کرده. این کاتالوگ حروفیه را من دارم به ترکی استانبولی است. ایشان در این زمینه آن قدر مطالب ارزشمند از حروفیه نقل کرده که اگر این به دست محققان بیفتد، دیگر از این نوع اراجیفی که در مورد حروفیه مینویسند و پخش میکنند، حتی گاهی در رسانهها نیز مطرح میشود، این کار را انجام نمیدهند.

سخاوی که معاصر او بوده مینویسد:که فضل الله حروفی به تعطیل فرائض معتقد بود،که این البته در میان صوفیها عمومی است.


ترک واجبات

صوفیان وقتی به مقام والا رسیدند دیگر نماز را رها میکنند، اصلاً برای چه بخوانند، وقتی که با خدا یکی شدند، دیگر نیازی به نماز ندارند، چون بر خود سجده کنند؟

 بعد از وحدت وجود، تا برسد به وحدت موجود، به اباحهی محارم یعنی حتی انسان با محارم خود نعوذُ بالله... و ترک همهی واجبات دستور داده بود و اعتقاد خیلیها را فاسد کرده بود، در گیلان سمرقند فقهاء جمع شدند سخنانش را گوش دادند و فتوا به قتل او صادر کردند.16


گوساله پرستی و بت پرستی

اصولاً برای عرفا همچون مسئلهای هیچ مهم نیست، بسیار طبیعی است، دیشب ما عین تعبیرات ابن عربی را نقل کردیم که ایشان میگوید هر چه را بپرستید خدا را پرستیدید و آن تعبیر بسیار زشتی که ، هم در فصوص میگوید که حضرت موسی(ع) اعتراضش این نبود که چرا گوساله را میپرستند بلکه اعتراضش این بود که چرا فقط گوساله را.

و استاد حسن زاده آملی هم در ترجمه آنها در ممّدالهمم به تفصیل بحث کرده و مطلب را تا آنجا رسانده که میگوید ما وظیفه داریم به عوام بگوییم که شما بت را نپرستید، اما برای آنان که با سرّ الله آشنا هستند. هر چه را بپرستند همان خدا را پرستیدهاند.

اینها را به صراحت محمود شبستری صاحب گلشن راز هم نوشته، میگوید:


مسلمان گر بدانستی که بت چیست                                              بدانستی که دین در بت پرستی است


اگر مسلمان میدانست که بت پرستی یعنی چه، میدانست که بت پرستی یعنی خدا پرستی، چرا میگوید همه چیز خداست، مگر غیر از خدا در دنیا چه داریم؟ اگر بت را میپرستند، خدا را میپرستند.

پس ما باید قرآن را تجدید نظر کنیم. قرآن میگوید:


 ((قُل یا اَیّها الكافِرون لا اعبد ما تَعبُدون)) آنچه را شما میپرستید من نمیپرستم.


 ((و لا انتم عابدون ما اعبد))، شما که بت را میپرستید شما خدای ما را نمیپرستید. به این صراحت است.

ولی چقدر باید فرهنگ جامعه پایین باشد که آقای گلشن راز بیاید به این صراحت بگوید که اگر مسلمان میدانست که بت پرستی چی هست، میفهمید که بتپرستی همان خدا پرستی است.  بعد یک کمی هم بالاتر میرود و میگوید:

حلول و اتحاد این جا محال است       که در وحدت دویی عین ضلال است


میگوید که من و خدا یکی هستیم نه اینکه خدا در من حلول کرده که دوئیّت بیاید، یا من با خدا متحدم، یکی شدم، نه اصلاً من او، و او من در کار نیست.



ادامه در

سایت درالصادق علیه السلام






نوع مطلب :
برچسب ها : ابن عربی، مولوی، تصوف، صوفی، مهدویت، شمس، مهدویت نوعی،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام