تبلیغات
دین و مذهب شیعه - مهدویت از دیدگاه صوفیان
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان
سه شنبه 20 خرداد 1393 :: نویسنده : دین ومذهب شیعه

اشاره:

پژوهشگر معاصر حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ علی اکبر مهدی پور در دههی عاشورای امسال در مسجد نو بازار اصفهان، پیرامون مهدویت از دیدگاه مذاهب اسلامی سخن گفتند.

از شب اول تا شب هشتم محرم، موضوع مهدویت را از دیدگاه حنفیها، حنبلیها، شافعیها، مالکیها، معتزله، اشاعره و وهابیان مورد بحث قرار دادند، در شب تاسوعا پیرامون مهدویت از دیدگاه عرفا و صوفیه بحث کردند.

در این جلسه آیت الله شیخ محمد ناصری دولت آبادی که از شاگردان و ملازمین مرحوم علامهی فقیه آیت الله العظمی صافی اصفهانی بودند نیز حضور داشتند که بعد از منبر،حضرت استاد مهدی پور را مورد لطف و محبت قرار دادند و گفتند: من شما را خیلی دعا میکنم، شما از حضرت بقیة الله ارواحنا فداه جانانه دفاع میکنید. خدا خیرتان بدهد، این مطالب را کسی مطرح نمیکند.

هیئت تحریریهی «نورالصادق» برآن شد تا متن این سخنرانی را از نوار پیاده و برای چاپ در مجله مهیا نماید. واینک این متن را بدون ویرایش کامل به شما خوانندگان گرامی تقدیم میکنیم.


مهدویت از دیدگاه صوفیان

بحث ما پیرامون مهدویت از دیدگاه مذاهب مختلف اهل سنت بود، دیشب رسیدیم به بحث متصوفه و نظر صوفیان و عارفان پیرامون بحث مهدویت. در این زمینه آنچه که از ابن عربی و دیگر عارفان و صوفیان به ما رسیده، مقداری را خدمت عزیزان تقدیم میکنم.

بحث امشب ما ادامهی بحث دیشب است. یعنی یک سلسله مشکلاتی در عقاید عارفان پیرامون آقا بقیة الله است که باید بحث شود.


مهدویت نوعی

یکی از مسائل مهم که عرفا مبتلا شدهاند بحث مهدویت نوعی است. آنها مسئلهی مهدویت شخصی را با مهدویت نوعی اشتباه کردهاند.


مهدویت شخصی

 یعنی یک فرد، وجود مقدس آقا بقیة الله، که فرزند امام حسن عسگری است، که مادرش حضرت نرجس خاتون است که پدربزرگش امام هادی است. همین طور مشخصات تا برسد به شخص رسول الله، امیرالمؤمنین و صدّیقهی طاهره صلوات الله علیهم اجمعین


مهدویت نوعی

 ولی مهدویت نوعی به این معنا که نه یک فردی از افراد، بلکه هر کسی که میخواهد باشد، این بحث از کجا نشأت میگیرد، از همان مسئلهی وحدت وجود. وقتی به وحدت وجود معتقد میشوند این سرآغاز همهی انحرافات است.

 من خیلی ساده عرض میکنم،  همان داستان علی محمد باب، اول ادعا کرده که من نایب امام زمان هستم، بعد ادّعا کرده که خود امام زمانم، بعد ادّعا کرده که به من وحی میشود یعنی پیامبرم، بعد هم گفته که:


(( اِنَّ الله الّذی خلق العالم لنفسه یمنعونه عن النظر إلی أحِبّائه))

 خداوندی که تمام جهان را برای خودش آفریده، نمیگذارند که به دوستانش یک نگاهی بکند. هم از نیابت آغاز شده، به مهدویت و نبوت و ربوبیّت منجر شده. اما همهی کسانی که  ادّعای انحرافی دارند یک جا حدّ یقف ندارند که یک جا بایستند. نه، وقتی که چند نفر پیدا کردند که آنها را بپذیرد، هر روز یک پله بالاتر میروند.

وقتی که مسئله وحدت وجود برای اینها جا افتاد، با این مشکل حل است. فردی که خدا را ـ نعوذُ بالله ـ  با تک تک موجودات اشتباه میگیرد، دیگر سهل است که معتقد شود که یک فرد مراتب متنوعی  داشته باشد در حالی که اگر امام است، پیامبر نیست، اگر پیامبر است، خدا نیست، ولی با وحدت وجود همهی اینها حل میشود. لذا به مهدویت  نوعی معتقد شدند و پیران و سران خود را انسان کامل، ولیّ، مهدی، صاحب زمان و خاتم الاولیاء نام نهادند.

از کسانی که این موضوع را به صراحت گفته آقای مولوی است، او میگوید:


پس امام حی قائم آن ولی است      خواه از نسل عمر خواه از نسل علی است1


به این صراحت میگوید یک امامی باید باشد این امام حتماً باید قیام به عدل کند و باید ولی خدا باشد، این ولی میخواهد از نسل عمر باشد میخواهد از نسل علی باشد،  برایشان هیچ فرقی نمیکند.

آیا مولوی شیعه بوده؟

 بعضیها خیلی حسن ظن دارند میگویند شیعه بوده، البته ما هم معتقدیم که شیعه بوده، ولی شیعهی شش امامی. چرا؟ چون ایشان صد در صد تابع شمس تبریزی است و امشب بحث میکنیم که شمس تبریزی یقیناً شش امامی است، یعنی جزء اسماعیلیه، یعنی جزء ملاحده. و در نتیجه مولوی هم شیعهی شش امامی حساب میشود. 

بعد از این قضیه آنجا به صراحت تمام، شمس تبریزی را همه کارهی دنیا میداند، او را سرور، مولا، هادی و مهدی و دارای تمام ویژگیهای همهی انبیاء و میگوید:


رخت بر بندید ای یاران که سلطان دو کون                         ایستاده بر لوای چرخ چنگک میزند

عیسی و موسی چه باشد چاکران حضرتش                     جبرئیل اندر فسونش سحر مطلق میزند


مقام شق القمر برای شمس

یک مقداری از این سخنان بیپایه راجع به شمس تبریزی گفته تا میرسد آنجا که میخواهد نام ببرد، میگوید:


کیست آن کس که این چنین مردی کند اندر جهان              شمس تبریزی که ماه بدر را شق میزند



اینجا هم مقام شق القمر را برای شمس تبریزی بیان میکند، از اینجاست که برخی از عالمان حتی در مورد حافظ هم احتیاط کردهاند حاضر نشدهاند اشعاری را که حافظ گفته ـ گاهی خیال میشود که مربوط به آقا بقیة الله است ـ آنها را با حسن ظن بپذیرند. مثلاً او میگوید:

کجاست سفلهی دجال چشم ملحد شکل                               بگو بسوز که مهدی دل پناه رسید2

ظاهرش این است که این بیت مربوط به آقا بقیة الله است ولی مرحوم حاج آقای الهامی، دوست بسیار عزیز و فقید ما، معتقد است که این بیت را هم در مورد استاد خود گفته، یعنی این گونه نیست که ما با حسن ظن خیال کنیم که اینها به آقا بقیة الله مربوط میباشد.3


امام یعنی انسان کامل

مرحوم میرزای قمی صاحب قوانین، آن شخصیت بسیار با عظمت ـ که در مقابل حرم مطهر حضرت معصومه (س) قبرستانی هست به نام شیخان. در آنجا گنبد و بارگاهی دارد ـ   بیانی دارد مینویسد:

بعضی از ایشان را عقیده برآن است که امام همان انسان کامل است، وقتی به نهایت مرتبه برسد خدا در او ساکن میشود و خدا به زبان او تکلّم میکند و لذا مولوی رومی در این زمینه میگوید:


مهدی و هادی وی است ای راه جو             هم نهان هم نشسته پیش رو


یک شعری را از ایشان نقل میکند و میگوید که شمس تبریزی همان امام هادی و مهدی هست که هم نهان و غایب، هم نشسته رو به روی شما.4


ادامه در



سایت درالصادق علیه السلام


http://daralsadegh.net/nazarha-shakhsiatha/1339-mahdi-soofi





نوع مطلب :
برچسب ها : ابن عربی، مولوی، تصوف، صوفی، مهدویت، شمس، مهدویت نوعی،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام