تبلیغات
دین و مذهب شیعه - عرفان چیست و عارف کیست
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : دین ومذهب شیعه

عرفان چیست و عارف کیست

علامه محقق آیت الله حاج سید جعفر سیدان

آیت الله حاج سید جعفر سیدان

 

اشاره

صفت باده‌ی عشق ز من مست مپرس

ذوق این می نشناسی بخدا تا نچشـی


می معارف قرآن و عترت را به طالبان حقیقت و سالکان طریقت و پیروان حکمت و نیز به پیروان نورانی قرآن و عترت و صراط حق از قرینه‌ی بلند ساقی معرفت و غواص بحار ثقل کبیر و اکبر، از بیت نبوت و رسالت، آیت کبرای حق «حاج سید جعفر سیدان» که خود نوری است از شعاع انوار عترت نبی مکرم [صلی الله علیه وآله] تقدیم می‌نماییم.ذوق این مِی نشناسی بخدا تا نچشی

* * * *

در مقدمه‌ی بحث، باید توجه داشت که ما موجودی ممتاز در خلقت هستیم. انسان موجودی است که در ارتباط با این موجود خداوند تعبیرات بلندی فرموده: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْانسَانَ فىِ أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» (1) ما این انسان را در بهترین اندازه‌گیری، اندازه‌گیری کردیم.

یعنی انسان را به گونه‌ای آفریدیم، که در بهترین جهت و کیفیت آفرینش او را قرار دادیم. پس انسان موجودی است بس شگفت‌انگیز و حیرت‌انگیز.

یک دانه‌ی سیب دانه‌ای معمولی در خلقت است اما با این حال وقتی بذر می‌شود، پرورش پیدا می‌کند و شکوفا می‌شود میوه و میوه‌ها می‌دهد و به تعبیر استاد مرحوم آیت الله قزوینی: «دانه‌ی گندم را هر چه دست علم به بررسی پرداخته و از آن خصوصیات و آثاری فهمیده باز نمی‌توان گفت پرونده‌ی آن بسته شده و هرچه پیش رویم باز می‌فهمیم خواص دیگری دارد.»

پس عالی‌ترین موجودات، انسان است که استعداد شگفت‌انگیز دارد که اگر پرورش پیدا کند از همه‌ی کائنات برتر و در غیر این صورت پست‌تر از همه خواهد شد. « ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ (2)» .

 

با توجه به این مطالب خیلی حیف است که به همین مقدار اکتفا کنیم و اگر فقط به فکر خوردن و خوابیدن و شهوت باشیم خیلی بیچاره‌ایم و بسیار ضرر کرده‌ایم. پس بجاست از این استعدادهای درونی بهره ببریم چرا که دین ما در این جهت خیلی تأکید کرده و باید به عرفان برسیم. آن عرفانی که سعادت انسان وابسته به آن است و دین ما هم در موردش خیلی تأکید کرده است.

حضرت امام موسی بن جعفر(علیه السلام) می‌فرمایند: « ... و من لم یَر زیادة فی نفسه فهو الی النقصان و من کان الی النقصان فالموت خیرٌ له من الحیات»

هر کس دو روزش مساوی است ضرر کرده.هر که روز دوم بهتر شده باشد، مورد غبطه است و هر کس روز دوم بدتر شده باشد، ملعون است.و هر کس که زندگیش بگذرد اما احساس ترقی نکند و حس نکند در جهت تکامل است طبعاً در جهت تنزل است و این چنین شخصی هر چه زودتر بمیرد، به نفعش است.

امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند: هیچ مصیبتی مثل این مصیبت نیست که انسان به وضع موجودش راضی باشد «لامصیبة لعستعانتک بالضم و رضاک بالحالة التی انت علیها»

هیچ مصیبتی این جور نیست؛ حتی مرگ پدر و مادر و فرزند و... و فقر. چون در همه‌ی این مصیبت‌ها اگر انسان تکلیفش را انجام دهد رحمت می‌شود. اگر در فقر گرفتار شد و به گناه نیفتاد و تحمل کرد در قیامت جزء اولین گروه است که به بهشت می‌رود.

ابوذر از پیامبر[صلی الله علیه وآله]پرسید: اولین گروه بهشتی آیا متقین هستند؟

حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) در جواب او فرمودند: «نه بلکه متقینی که فقیر هم هستند.»

اما اگر انسان گفت، همین که هستم برای من کافی است این عامل توقف می‌شود. پس باید همت کنیم و در درجات تکامل حرکت کنیم.

قرآن درباره‌ی عرفان می‌گوید:

«فَمَن كاَنَ یَرْجُواْ لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَ لَا یُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَا» (3) عرفان یعنی شناخت. انسان نسبت به هر چیزی شناخت پیدا کند، به آن معرفت پیدا کرده، بعضی از چیزها هست که معرفت نسبت به آن دارای درجات است و هرچه نسبت به آن شناخت بیشتری پیدا کند معرفتش نسبت به آن بیشتر می‌شود.

مثلاً آب، که چه آثاری در خلقت دارد، از چه ترکیب شده است و... پس در این صورت شناختش به آب بیشتر می شود و هر کس بیشتر تحقیق کند، شناخت بیشتری پیدا می‌کند.

شناخت در مورد هر چیزی درجاتش فرق می‌کند. ولی عرفانی که معمولاً گفته می‌شود، شناخت نسبت به جمادات، گیاهان و حیوانات نیست، بلکه مقصود خداوند متعال است و مقصود از عرفانی که معمولاً در رابطه با مسائل عرفانی و موضوع بحث ماست شناخت خداوند، - آفریدگار هستی – است، که درجاتی دارد.

و کسی که این شناخت را پیدا کند به هر نسبت که بیشتر باشد، می‌گوییم عارفی است والاتر.

 

حدیث در مورد شناخت و اهمیت آن از نظر عقل


نکته: عقل می‌گوید شناخت خدا مهم‌تر از همه چیز است، چون خدا از همه چیز مهم‌تر و بهتر است و به نسبتی که انسان امتیاز دارد شناخت طبیب نسبت به شناخت یک خیاط اهمیت دارد.

شناخت ذات مقدسی که مانندی برای او نیست، از شناخت هر چیزی مهم‌تر است و این را عقل می‌گوید.

در حدیثی در ارتباط با مسئله شناخت از امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نقل شده است: «معرفة الله سبحانه اعلی المعارف (4)»

امام صادق(علیه السلام) نیز می‌فرمایند: «اگر مردم بدانند چه فضیلتی و امتیاز و آثاری در معرفت پروردگار است، وقتی دلشان به زرق و برق دنیا و مردم می‌افتد، پیش روی مردم دیگر غصه نمی‌خورند (5) (بله اگر آن‌هایی که به کره ماه رفته‌اند به معرفت خدا رسیده باشند از ما جلوتر هستند) ولی اگر ما از خانه‌ی خود بیرون نرفته باشیم، ولی نسبت به خداوند معرفت پیدا کرده باشیم، از همه چیز و همه کس جلوتر هستیم.

معلمی به جایی رفته بود و به ایشان گفته بودند که بچه‌های این‌جا ذهنشان ضعیف است، حرف ها را جوری بگویید تا آن‌ها بفهمند.

معلم از بچه‌ها پرسید: سن من چقدر است؟ یکی از بچه‌ها گفته بود 48 سال.

معلم پرسید: از کجا فهمیدی؟ (در مقدمه به بچه‌ها هم گفته بود مثلاً از مشهد تا قوچان 24 فرسخ است)

پس حالا که از مشهد تا قوچان 24 فرسخ است، سن من چقدر است؟

معلم گفت: عجب نفهمند! بچه‌ها در جواب گفتند: یک نیم دیوانه‌ای 24 سالش است پس شما که کاملاً دیوانه‌اید 48 سال دارید! سؤال شما چه ربطی به سن شما داشت.

نتیجه: چه ربطی دارد که عده‌ای به کره‌ی ماه رفته‌اند و...

پس باید هر چه بیشتر و هر چه بهتر در مسیر پروردگار حرکت کنیم.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: « اگر کسی در این مسیر حرکت کند و خداشناس شود، دنیایی که همه برایش سر و دست می‌شکنند و دنبالش هستند، به نظر این چنین کسی که معرفت به خدا پیدا کرده از آن چه که زیر پای افراد قرار دارد، کوچک‌تر و ناچیزتر است و در چه لذت معنوی قرار می‌گیرد ...»

و آن‌هایی که معرفت به خدا پیدا می‌کنند برایشان سخت است که از این راه دست بردارند.

حضرت علی(علیه السلام) در خطبه‌ی اول نهج البلاغه می‌فرمایند: «اول دین معرفة»درجات شناخت مختلف است ولی به فضل خدا همه چیزهایی «توجه‌هایی» که داریم اوست که مثلی برای او نیست – همه‌ی کمالات برای اوست، مانندی برایش نیست – یگانه است و یکتا.

 

ان‌شاءالله در جلسات بعدی درجات بالاتر طبق احادیث گفته می‌شود و راهش هم بیان می‌گردد و به هر نسبت که راهش گفته شود و حرکت کنیم، آن درجه را که پیدا کنیم، می‌شویم عارف.

آن چه که در این بحث بی‌نظیر است و با هیچ مکتبی قابل قیاس نیست، روشن است که قرآن می‌باشد و بعد از آن صحبت‌های پیامبر(صلی الله علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام).

و هیچ شخصی، هر چند که شناخت آن هم نسبت به خدا صحیح بوده باشد - در رابطه با شناخت – به پای این شخصیت‌های الهی نمی‌رسد و توصیف راه شناخت را به مانند این بزرگواران نمی‌داند. چون ایشان در حجاب‌هایی از انوار به سر برده‌اند، در اصل خلقت مطرحند و شاهد بر هستی و بافت خلقت بوده‌اند. لذا این خطبه‌هایی که از ائمه (علیهم السلام) وجود دارد، غوغایی است و دقت در این خطبه‌ها برای بعضی‌ها - گاهاً یک خط آن – هفته‌ای طول کشیده که دریافته‌اند، آن بزرگواران چه فرموده‌اند. و هیچ کجا معنا ندارد برویم الاّ درِ خانه‌ی کسانی که از این بزرگواران دریافت کرده‌اند.

«یؤتی الحکمة و من یؤت الحکمة فقد اوتی خیراً کثیراً» من مؤدبانه و روشن می‌گویم که حکمت این فلسفه و عرفان مستند نیست؛ هرگز، هرگز.

مثلاً این مجموعه‌ای که به نام حکمت متعالی ملاصدرا می‌باشد. این‌ها قیل و قال است و هر کدام در آن حرفی زده‌اند و دارای اختلاف است. حکمت حقائق متعّینه است. این‌ها از توحید تا معادش تخلف‌های جدی دارد و من خیلی صریح می‌گویم، اگر زیاد گفته می‌شود دلیل بر صحت آن نیست،

چون حکمت یعنی همان حقائقی که در قرآن و احادیث است، البته هر چه با این آیه‌ها و احادیث تطبیق بکند، درست است.

این عرفان و معرفت آثاری دارد که به اشدّ وجه، در زندگی انبیاء و تربیت شدگان ایشان مشخص و پیداست و از جمله‌ی این آثار آن است که هیچ چیز، آن‌ها را از حق باز نمی‌دارد و همیشه مستغرق در حق‌اند – نه پول و نه فقر – نه خوف و نه ترس؛ مثل آقا امام حسین (علیه السلام) که در شدیدترین شرائط، بالاترین و شدیدترین توجه را داشتند و هم چنین حضرت زینب (علیها السلام)، که تربیت شده‌ی ایشان بودند.

ادامه دارد ...

http://nooralsadegh.ir/index.php/topics/akhlagh/153-erfan-aref-2






نوع مطلب :
برچسب ها : مجله نورالصادق، عرفان، عرفا، شناخت خدا،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام