تبلیغات
دین و مذهب شیعه - علت سیاه پوشیدن در عزا (3)
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان
چهارشنبه 22 آبان 1392 :: نویسنده : دین ومذهب شیعه

2. دستور پیامبر (ص)‌ به سیاه پوشی زنان در شهادت جعفر طیار

جعفر طیار یكى دیگر از یاران مخلص پیامبر و بازوى پرتوان سپاه اسلام بود كه در جنگ موته به شهادت رسید و این ضایعه بزرگ، رسول خدا را در سوگ نشاند. از این رو، با حضور در خانه جعفر، ضمن دلدارى از خانواده و فرزندان او به اسماء‌ بنت عمیس دستور داد تا در عزاى شهادت آن عزیز‌ جامه سیاه بپوشد.

این قطعه تاریخى نیز در منابع مهم اهل سنت با دو مضمون نقل شده است.

مضمون اول : «البسی ثوب الحداد»

 احمد حنبل در مسند خود مى‌نویسد :

عن أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَیْسٍ قالت لَمَّا اصیب جَعْفَرٌ أَتَانَا النبی صلى الله علیه وسلم فقال أمى ‌البسی ثَوْبَ الْحِدَادِ ثَلاَثاً ثُمَّ اصنعی ما شِئْتِ.

اسماء‌ بنت عمیس مى‌گوید:‌ هنگا مى‌كه جعفر به شهاد رسید، رسول خدا صلى الله علیه وآله به من فرمود:‌ مادر من! سه روز جامه عزا در بر كند پس از آن هرچه خواستى انجام بده.

 أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، (متوفای241) ‌مسند، ج 6، ص438 ح 27508 ، ناشر: مؤسسة قرطبة مصر.

معنی حداد :

از نظر لغت واژه (حداد)‌ به معناى ترك زینت و آرایش و بوى خوش و در بر نمودن لباس سیاه است. حدت المرأة على زوجها؛ یعنى زن پس از مرگ شوهر زینت و آرایش را ترك كند و در اندوه او لباس حزن كه همان لباس سیاه است برتن كند.

 ابن منظور در این باره مى‌گوید:

والحِدادُ: ثیاب المآتم السُّود. والحادُّ والمُحِدُّ من النساء: التی تترك الزینة و الطیب؛ وقال ابن درید: هی المرأَة التی تترك الزینة والطیب بعد زوجها للعدة. حَدَّتْ تَحِدُّ وتَحُدُّ حدّاً وحِداداً، وهو تَسَلُّبُها على زوجها.

حداد لباس سیاه ماتم است . حاد و محد زنانى است كه آرایش و استعمال بوى خوش را ترك مى‌كند. ابن درید گفته است: حاد و محد زنى است كه آرایش و بوى خوش را بعد از فوت شوهر به خاطر عده ترك مى‌كند. حدت،‌تحد و حداد لباس سیاه در بر كردن زن در فراق شوهر است.

ابن منظور الأفریقی المصری، محمد بن مكرم الوفاة: 711 ، لسان العرب ج 3 ، ص143، دار النشر: دار صادر- بیروت، الطبعة: الأولى.

عكبرى بغدادى ادیب و لغت شناس مشهور عرب، در دیوان خود مى‌نویسد:

والحداد ثیاب سود تلبس عند الحزن ومنه قوله علیه الصلاة والسلام لا یحل لامرأة تؤمن بالله والیوم الآخر أن تحد على أحد فوق ثلاث لیال إلا المرأة تحد على زوجها.

حداد لباس سیاهى است كه در هنگام حزن و اندوه پوشیده مى‌شود. و از این قبیل است گفته رسول خدا صلى الله علیه وآله كه فرمود:‌ براى هیچ زنى كه ایمان به خدا و روز قیامت دارد جایز نیست در مرگ كسى فراتر از سه روز لباس سیاه بپوشد؛ مگر زنى كه شوهرش مرده باشد.

العكبری البغدادی، أبو البقاء محب الدین عبد الله بن الحسین بن عبد الله (متوفای616هـ)، دیوان المتنبی ، ج 1، ص353، تحقیق : مصطفى السقا/إبراهیم الأبیاری/ عبد الحفیظ شلبی، ناشر: دار المعرفة- بیروت .

و در جاى دیگر مى‌گوید:

ربات الحداد لابسات الحداد وهی ثیاب سود یلبسها النساء ربات الحزن وهن اللواتی ماتت أزواجهن للحدیث الصحیح حدیث زینب ربیبة رسول الله بنت أم سلمة عن أمها وأم حبیبة عنه لا یحل لامرأة أن تحد على میت فوق ثلاث لیال إلا على زوج أربعة أشهر وعشرا .

ربات الحداد، زنانى است كه حداد مى‌پوشند و حداد لباس سیاهى است كه زنان آن را مى‌پوشند. ربات الحزن،‌آن زنانى است كه شوهرهاى شان مرده است به خاطر حدیث صحیح روایت زینب ربیبه رسول خدا صلى الله علیه وآله دختر ام سلمه از مادرش و ام حبیبه از رسول خدا كه فرمود: براى هیچ زنى جایز نیست كه براى میتى فراتر از سه شب حداد نماید؛ مگر حداد زن براى شوهر به مدت چهار ماه و ده روز.

العكبری البغدادی، أبو البقاء محب الدین عبد الله بن الحسین بن عبد الله (متوفای616هـ)، دیوان المتنبی ، ج 4، ص296، تحقیق : مصطفى السقا/إبراهیم الأبیاری/عبد الحفیظ شلبی ، ناشر: دار المعرفة- بیروت .

و ابن اثیر مى‌گوید:

الحداد: ترك الزینة. ومنه‏ الحدیث الحداد للمرأة المتوفى عنها زوجها. ومنه حدت المرأة على زوجها تحد حدادا بالكسر، فهی حاد بغیر هاء: إذا حزنت علیه ولبست ثیاب الحزن وتركت الزینة.

حداد ترك زینت است .حدت المرأة على زوجها تحد حدادا بالكسر یعنی؛‌ زنى كه بر مرگ شوهر محزون شود و لباس حزن بپوشد و زینت را ترك نماید.

الجزری،‌ أبو السعادات المبارك بن محمد (متوفای: 606 ) النهایة فی غریب الحدیث والأثر،‌ ج1، ص352 ، تحقیق: طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحی،‌ ناشر: المكتبة العلمیة- بیروت- 1399هـ - 1979م .

و فیومى‌در مصباح المنیر، نظیر عبارت نهایه را آورده است:

َحدَّتِ: المرْأَةُ عَلَى زَوْجِهَا (تَحِدُّ) و(تَحُدُّ) (حِدَاداً) بِالْكَسْرِ فَهِىَ (حَادٌّ) بغَیْرِ هَاءٍ و(أحَدَّتْ إحْداداً) فَهِىَ (مُحِدٌّ) و(مُحِدَّةٌ) إذا تَرَكَتِ الزِّینَةَ لِمَوْتِهِ.

 الفیومی،‌ أحمد بن محمد بن علی المقری (الوفاة: 770هـ )،‌ المصباح المنیر فی غریب الشرح الكبیر للرافعی، ص125(‌ماده حد)،‌ دار النشر: المكتبة العلمیة – بیروت.

مضمون دوم : «تسلبی ثلاثا ثم أصنعی ما شئت»

ابن جعد از علماى بنام اهل سنت در مسند خویش كه جزو اولین كتب روایى اهل سنت است مى‌نویسد:

حدثنا محمد بن بكار بن الریان نا محمد بن طلحة عن الحكم بن عتیبة عن عبد الله بن شداد بن الهاد عن أسماء بنت عمیس أنها قالت لما أصیب جعفر أمرنی رسول الله صلى الله علیه وسلم قال تسلبی ثلاثا ثم أصنعی ما شئت

اسماء‌ بنت عمیس مى‌گوید: هنگامى‌كه جعفر طیار به شهادت رسید؛ ‌پیامبر به من فرمود: ‌سه روز جامه سیاه برتن كن بعد از آن هرچه خواستى انجام بده.

الجوهری البغدادی ،علی بن الجعد بن عبید أبو الحسن الوفاة: 230، مسند ابن الجعد ج 1،، ص398 ش 2714 ، تحقیق : عامر أحمد حیدر،‌ ناشر: مؤسسة نادر- بیروت – الطبعة : الأولى، 1410- 1990 ،

این روایت با همین مضمون در بسیارى از كتب اهل سنت ، نقل شده است :

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج 3، ص181 ناشر: دار الشعب،‌ القاهرة.

 ابن كثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای774هـ)، البدایة والنهایة، بیروت.‌ج7، ص97،‌ ناشر: مكتبة المعارف،

الشوكانی، محمد بن علی بن محمد (متوفای 1255هـ)، نیل الأوطار من أحادیث سید الأخیار شرح منتقی الأخبار، ج7، ص97 ناشر: دار الجیل، بیروت 1973

همانطورى كه گذشت، «سلاب» به معنى پوشیدن لباس عزادارى است. همچنین در ذیل این روایت، صریحاً علماى اهل سنت، تسلبى را به پوشیدن لباس سیاه تفسیر كرده‌اند.

ابن منظور بعد از ذكر این روایت مى‌گوید:

تسلبی أی البسی ثیاب الحداد السود وهی السلاب تسلبت المرأة إذا لبسته وهو ثوب أسود تغطی به المحد رأسها.

تسلبى یعنی؛ لباس سیاه ماتم بپوش، و آن همان سلابی(لباسى سیاهی) است كه زن مى‌پوشد و آن همان لباس سیاهى است كه زن عزادار، سرش را با آن مى پوشاند.

الأفریقی المصری، محمد بن مكرم بن منظور (متوفای711هـ)، لسان العرب،ج 1، ص472 ـ 473، ناشر: دار صادر - بیروت، الطبعة: الأولى.

در هردو روایت، واژه هاى «‌تسلبی» و «الحداد» به معناى جامه سیاه مخصوص عزادارى است كه اسماء به دستور رسول خدا صلى الله علیه وآله آن را پوشید و آرایش و زینت را در غم مصیبت جعفر، ترك كرد.

3.    سیاه پوشی حضرت زهرا (س) در سوگ رسول خدا (ص)

غمبارترین روزها در صدر اسلام، روز رحلت رسول خدا صلى الله علیه وآله بود. در ارتحال جانسوز او، زنان و دختر گرامى‌اش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها لباس سیاه برتن كردند.

حضرت زهرا نه تنها در ایام رحلت پیامبر، بلكه تا آخرین روزهاى عمر خود عزادار پدر بود و شب و روز در ماتم او اشك مى‌ریخت و ابراز اندوه مى‌كرد. روایت ذیل عمق دلسوختگى او را چنین ترسیم مى‌كند:

فضه مى‌گوید: حضرت صدیقه طاهره (علیها السلام) روز هشتم رحلت پیامبر (صلى الله علیه وآله) در جمع زنان بنى هاشم، بر سر قبر آن حضرت با آن حالت اندوهناك در خطابى به پدر فریاد برآورد:

ثُمَّ نَادَتْ یَا أَبَتَاهْ انْقَطَعَتْ بِكَ الدُّنْیَا بِأَنْوَارِهَا وَزَوَتْ زَهْرَتُهَا وَكَانَتْ بِبَهْجَتِكَ زَاهِرَةً فَقَدِ اسْوَدَّ نَهَارُهَا فَصَارَ یَحْكِی حَنَادِسَهَا رَطْبَهَا وَیَابِسَهَا... وَالثَّكْلُ شَامِلُنَا وَالْبُكَاءُ قَاتِلُنَا وَالْأَسَى لَازِمُنَا .

ثُمَّ زَفَرَتْ زَفْرَةً وَأَنَّتْ أَنَّةً كَادَتْ رُوحُهَا أَنْ تَخْرُج‏ ... .

پدر جان! با رفتن تو دنیا روشنى‌هاى خویش را از ما برگرفت و نعمت و خوشیش را از ما دریغ كرد. جهان، به حسن و جمال تو، روشن و درخشان بود (ولى اكنون با رفتن تو) روز روشن آن سیاه گشته و تر و خشكش حكایت از شبهاى بس تاریك دارد ... و حزن و اندوه، همواره، ملازم ماست..

سپس آن بانو فریادى زد و ناله‏اى كرد كه نزدیك بود روح از بدنش مفارقت نماید.

 المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، 43/174 ـ 180تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403 - 1983 م

حضرت زهرا سلام الله علیها ‌‌‌‌‌‌‌‌طبق روایت معتبر، مشتى از خاك قبر مطهر پدر را بر دیدگان خود گذاشته و فرمود:

 ما ذا على من شمّ تربة احمد ان لا یشمّ مدى الزّمان غوالیا

 صبّت علىّ مصائب لو انّها                 صبّت على الأیّام صرن لیالیا.

سزاوار است كسى كه تربت احمد را بویید در طول روزگار عطرى نبوید. ناگوارى ها و مصیبت‏هاى كه بر من فرود آمده اگر بر روزهاى روشن وارد شده بود شب تار مى‏گردید.

ابن شهر آشوب، ( متوفای 588هـ) ، مناقب آل أبی طالب ج1 ص208 تحقیق : لجنة من أساتذة النجف الأشرف، ناشر: المكتبة الحیدریة- النجف الأشرف 1376- 1956 م.

 تأثیر داغ جانسوز رحلت رسول خدا صلى الله علیه وآله در حدى بود كه ریحانه اى او در غمش دائماً‌ گریان، دلسوخته و بیمار بود و قامتش خم شد.

وَرُوِیَ أَنَّهَا مَا زَالَتْ بَعْدَ أَبِیهَا مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ نَاحِلَةَ الْجِسْمِ مُنْهَدَّةَ الرُّكْنِ بَاكِیَةَ الْعَیْنِ مُحْتَرِقَةَ الْقَلْبِ یُغْشَى عَلَیْهَا سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ وَتَقُولُ لِوَلَدَیْهَا أَیْنَ أَبُوكُمَا الَّذِی كَانَ یُكْرِمُكُمَا وَیَحْمِلُكُمَا مَرَّةً بَعْدَ مَرَّةٍ أَیْنَ أَبُوكُمَا الَّذِی كَانَ أَشَدَّ النَّاسِ شَفَقَةً عَلَیْكُمَا فَلَا یَدَعُكُمَا تَمْشِیَانِ عَلَى الْأَرْضِ وَلَا أَرَاهُ یَفْتَحُ هَذَا الْبَابَ أَبَداً وَلَا یَحْمِلُكُمَا عَلَى عَاتِقِهِ كَمَا لَمْ یَزَلْ یَفْعَلُ بِكُمَا ثُمَّ مَرِضَتْ وَمَكَثَتْ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً.

آن حضرت، پس از مرگ پدرش (پیامبر) پیوسته سرش بسته شده، بیمار تن، شكسته قامت، گریان چشم، و سوخته دل بود. به گونه اى كه ساعت به ساعت بى هوش مى‌گشت و به دو فرزندش، حضرت حسنین علیهما السّلام مى‌فرمود:

آن پدرى (یعنى جد) كه شما را گرامى مى‌داشت و مرتب شما را در آغوش مى‌گرفت كجا است؟ كجا است آن جد تان كه مهربان تر از همه بر شما بود ، همان كسى كه نمى‌گذاشت روى زمین راه بروید، افسوس كه هرگز نخواهم دید جد شما درِ خانه مرا باز نماید و شما را بدوش خود بگیرد، در صورتى كه دائما این عمل را انجام مى‌داد. سپس حضرت زهراى اطهر مریض شد و مدت چهل شب مریضى او ادامه پیدا كرد.

المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏43، ص182 تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403 - 1983 م

در این روایت تعبیر(مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ) به كار رفته است. معصبه از ریشه «عصب» است و عصابه درلغت دو معنى دارد:

یكى به معناى جماعتى از مردم. دوم به معناى عمامه و آن چیزى كه با آن سر را مى‌بندند. مانند پارچه یا دستمال و... در این جا همان معناى دوم مراد است.

راغب اصفهانى مى‌گوید:

والعِصَابَةُ: ما یُعْصَبُ به الرأسُ والعمامةُ، ‏

 الراغب الإصفهانی، أبو القاسم الحسین بن محمد (متوفای502هـ) ، المفردات فی غریب القرآن، ص569 تحقیق : محمد سید كیلانی ، ناشر: دار المعرفة - لبنان .

فیومى‌در المصباح المنیر مى‌گوید:

و(العِصَابَةُ) العِمَامَةُ أَیْضاً و الْجَمَاعَةُ مِنَ النَّاسِ وَالْخَیْلِ والطَّیْرِ و(العِصَابَةُ) مَعْرُوفَةٌ وَالْجَمْعُ (عَصَائِبُ) و(تَعَصّبَ) و(عَصَّبَ) رَأْسَهُ بالْعِصَابَةِ أَىْ شَدَّها.

عصابه به معناى عمامه و گروهى از مردم و اسب و پرندگان است. عصابه معروف است و جمع آن عصائب است و تعصب و عصب یعنی؛ سرش را با عمامه محكم بست.

الفیومی،‌ أحمد بن محمد بن علی المقری (الوفاة: 770هـ )،‌ المصباح المنیر فی غریب الشرح الكبیر للرافعی، ص413 (‌ماده حد)،‌ دار النشر: المكتبة العلمیة – بیروت.

قطعاً این پوشاندن سر، چیزى از غیر از پوشاندن عادى و حجاب مرسوم بوده است، كه بر همه زنان واجب است! زیرا این خصوصیت ، براى بعد از رحلت پیامبر (ص)‌ آمده است ، و اگر قبل از رحلت نیز فاطمه زهرا (س) اینگونه بود ، ذكر آن در روایت معنى نداشت .

 حال مقصود از آن چیست؟ براى روشن شدن مقصود، كلامى را كه سابقاً از ابن منظور در ترجمه ماده «سلب» آمده بود، دوباره نقل مى‌كنیم:

در میان زنان عرب در آن زمان رسم این بود كه در مصیبت از دست دادن عزیزش پارچه‌ى سیاه به نشانه عزا برسر مى‌كردند:

تسلبی أی البسی ثیاب الحداد السود وهی السلاب تسلبت المرأة إذا لبسته وهو ثوب أسود تغطی به المحد رأسها.

تسلبى یعنی؛ لباس سیاه ماتم بپوش، و آن همان سلابی(لباسى سیاهی) است كه زن مى‌پوشد و آن همان لباس سیاهى است كه زن عزادار، سرش را با آن مى پوشاند.

الأفریقی المصری، محمد بن مكرم بن منظور (متوفای711هـ)، لسان العرب،ج 1، ص472 ـ 473، ناشر: دار صادر - بیروت، الطبعة: الأولى.

طبق این روایت حضرت زهرا سلام الله علیها نیز به رسم آن زمان، پیوسته این پارچه سیاه را برسر داشت. بنا براین حضرت زهرا سلام الله علیها با این گونه‌ى مخصوص در سوگ پدر سیاه پوش شد.

روایت ذیل هم شبیه این مطلب را ثابت مى‌كند:

هنگامى‌كه عمر با یارانش به در خانه امیرمومنان (علیه السلام) آمد تا در صورت ادامه امتناع امیرالمؤمنین از بیعت با خلیفه اول، حضرت را به زور به مسجد ببرد، حضرت فاطمه (علیها السلام) پشت در نشسته بود و عصابه بر سر بسته بود و بدن شریفش در عزاى رسول الله بیمار و نحیف شده بود.

ثُمَّ أَقْبَلَ [عمر] حَتَّى انْتَهَى إِلَى بَابِ عَلِیٍّ وَفَاطِمَةَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا وَفَاطِمَةُ قَاعِدَةٌ خَلْفَ الْبَابِ قَدْ عَصَبَتْ رَأْسَهَا وَنَحِلَ جِسْمُهَا فِی وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله.

فَأَقْبَلَ عُمَرُ حَتَّى ضَرَبَ الْبَابَ ثُمَّ نَادَى یَا ابْنَ أَبِی طَالِبٍ افْتَحِ الْبَابَ فَقَالَ فَاطِمَةُ یَا عُمَرُ مَا لَنَا وَلَكَ لَا تَدَعُنَا وَمَا نَحْنُ فِیهِ قَالَ افْتَحِی الْبَابَ وَإِلَّا أَحْرَقْنَا عَلَیْكُمْ...

عمر همچنان رفت و نزد در خانه على كه رسید دق الباب كرد و فریاد زد: اى پسر ابوطالب! در را باز كن! حضرت زهراى اطهر به وى فرمود: ما را با تو چه كار ،‌چرا نمى‌گذارى به عزادارى خویشتن مشغول باشیم!؟ عمر بحضرت فاطمه گفت: در را باز كن! و الا خانه را با شما آتش مى‌زنم!

المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏43، ص198تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403- 1983 م



ادامه در مقاله بعدی





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاه پوشیدن،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام