تبلیغات
دین و مذهب شیعه - نقد تفسیر المیزان(2)
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان
سه شنبه 26 شهریور 1392 :: نویسنده : دین ومذهب شیعه
علامه در این زمینه مى نویسد:

«فالحق ان الطریق الى فهم القرآن الكریم غیر مسدود، و ان البیان الالی و الذكر الحكیم بنفسه، هو الطریق الهادی الى نفسه،
أی انه لایحتاج فی تبیین مقاصد الى طریق، فكیف یتصور ان یكون الكتاب الذی عرفه الله تعالى بان هدى و انه نور و أنه تبیان لك شی،
مفتقراً الى هاد غیره و مستنیراً بنور غیره و مبیناً بامر غیره.»







نقد دلیل اول

نقطه محورى سخن مرحوم علامه در دلیل اول، این عبارت است:

«وجعله هدى و نوراً و تبیاناً لكلّ شى، فمابال النّور یستنیر بنور غیره، و ما شأن الهدى یهتدى بهدایة سواه، و كیف یتبّین ما هو تبیان لكلّ شى، بشى دون نفسه.»

سپس در همین زمینه مى افزاید:

«و امّا آیات الاحكام فقد اجتبینا تفصیل البیان فیها لرجوع ذلك الى الفقه.»

در پاسخ ایشان باید عرض كرد و كه اوّلا شما خود، آیات الاحكام و برخى آیات معاد را از موضوع خارج دانسته اید و فرموده اید كه در این موارد،
نمى توان به خود قرآن اكتفا كرد و بیان پیامبر(ص) و معصومین(ع) در تبیین آنها لازم است.
سؤال ما این است كه مگر تبیان بودن قرآن، استثناپذیر است؟ آیا ممكن است برخى آیات بیان و نور باشد و برخى دیگر خبر!

اگر بپذیریم كه همه قرآن، نور و همه آیات، بیّنات است و لازمه نور بودن و بیّنات بودن را بى نیازى از تفسیر و توضیح پیامبر(ص) و امامان(ع) بدانیم،
نباید حتى آیات الاحكام و آیات معاد را هم استثنا كنیم. و اگر نور بودن قرآن، منافاتى با این نكته نداشته باشد كه برخى آیات آن در تفسیر و تبیین نیازمند سنت باشد،
در این صورت دلیلى ندارد كه به استناد نور بودن قرآن، سنت را از گردونه تفسیر بیرون برانیم و قرآن را بى نیاز از سنّت بدانیم، بلكه مى توانیم بپذیریم كه حتى در صورتى
كه فهم برخى آیات قرآن - چه آیات الاحكام و آیات معاد و چه آیات دیگر - به توضیح و تبیین روایات متكى باشد، باز هم قرآن، نور است و بیّنات.

حق این است كه نور بودن كلیت قرآن، به عنوان یك مجموعه، منافاتى با این ندارد كه برخى آیات آن متشابه باشد و در فهم و تفسیر، نیازمند روایات و بیان معصوم(ع);
زیرا منظور از نور بودن قرآن و هدایتگرى آن، در خطوط كلى هدایت و سعادت است، اگر مى گوییم، قرآن «تبیان كل شى» است نظر به مجموع قرآن است،
نه این كه هر آیه به تنهایى «تبیان كلى شى» باشد. به اضافه این كه تبیان كل شى بودن، از كجا كه ویژه معصوم و در مقام ثبوت نباشد.

بنابراین، قرآن مى فهماند كه حق و باطل چیست و مى فهماند كه خودش كتاب حق است، هر چند بخشى از حقایق آن با ارجاع به آورنده آن آشكار گردد.

گفتنى است كه خود ایشان گاه در پایان تفسیر یك آیه با جمله «والله اعلم» گذشته اند كه از آن فهمیده مى شود مطلب روشن نشده است،
مانند تفسیر آیه شریفه: «ویقولون ما ذاینفقون قل العفو». گاه نیز فرموده اند، معنى این كلمه را مثلا «دابة الأرض» از قرآن نفهمیدیم.
مانند این گونه موارد، منافات با نور بودن آن ندارد، با آن كه بر خلاف نظر ایشان چنین آیاتى نیازمند به غیر خود مى باشند.



نقد دلیل دوم

مرحوم علامه طباطبایى در جلد سوم المیزان صفحه 86 مى نویسد:

«فان قلت: لاریب انّ القرآن انما نزل لیعقله الناس... قلت قد مرّ فیما تقدّم ان الآیات التى تدعو النّاست عامة من كافر او مؤمن ممن شاهد عصر النزول او غاب عنه،
الى تعقل القرآن أو تأمّل و تدبّر فیه و خاصة قوله تعالى: «افلا یتدبّرون القرآن و لوكان من عند غیر اللّه لوجدوا فیه اختلافاً كثیراً»
تدلّ دلالة واضحة على أنّ المعارف القرآنیة یمكن ان یناله الباحث بالتدبّر و البحث و یرتفع به ما یترائى من الاختلاف بین الآیات و الآیة فى مقام التحدّى.»

چنانكه یاد شده، اجمال نظر علامه این است:

1. قرآن براى همه مردم آمده است. و نه براى گروه خاصى از مردم.

2. قرآن از مردم خواسته است تا درباره مطالب وحى بیندیشند و تأمّل و تدبّر كنند.

3. دو مقدمه یاد شده نتیجه مى دهد كه پس از مفاهیم قرآن اگر مورد تأمّل و تدبّر قرار گیرد، براى همه انسانها قابل فهم است و
مردم براى درك حقانیت قرآن و حقایق معرفتى آن، نیاز به غیر قرآن ندارند:

«ولا معنى لإرجاع فهم معانى الآیات الى فهم الصّحابة و تلامذتهم من التابعین حتى الى بیان النّبى(ص).»

بیان، معنا ندارد كه كسى بگوید فهم معانى آیات قرآن، نیازمند فهم صحابه و یا شاگردان صحابه است و حتى نمى توان گفت كه نیازمند بیان خود پیامبر(ص) است.

این فرمایش علامه هم تمام نیست، زیرا اگر بخش مهمى از آیات قرآن داراى مفاهیم محكم و بیّن باشد، باز هم كافى است كه خداوند، همه انسانها را - بدون استثنا -
براى تأمّل در آن آیات فراخواند و از ایشان بخواهد كه با تدبّر در قرآن، آثار حقانیت وحى و رسالت پیامبر را دریابند و نیز اذعان كنند كه نمى توانند
مانند هدایت قرآنى كتابى بیاورند و هرگز لزومى ندارد كه همه آیات مربوط به معارف روشن و آشكار باشد.






نوع مطلب :
برچسب ها : نقد المیزان،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام