تبلیغات
دین و مذهب شیعه - نقد تفسیر المیزان(1)
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان
سه شنبه 26 شهریور 1392 :: نویسنده : دین ومذهب شیعه
میزان در تفسیر المیزان 
نقدی منصفانه




تفسیر المیزان در گفتگو با آیت الله سیدان



در آغاز بفرمایید ارزیابى شما از المیزان و شخصیت نویسنده آن در سنجش با دیگر تفاسیر چیست؟


آیت الله سیدان:  

پیش از هر چیز، لازم مى دانم كه به ابعاد روشن و ممتاز تفسیر شریف المیزان، اشاره اى هر چند به اجمال داشته باشیم «المیزان»
از امتیازهاى فراوان و مهمى برخوردار است كه بخشى از آنها را در جامعیت شخصیت مؤلف آن باید جست و جود كرد و برخى را در سبك و شیوه تألیف المیزان.


شخصیتى چون علامه طباطبایى (ره) كه از علوم عقلى و نقلى و دانشهاى مختلف حوزوى و دینى برخوردار بود، بدیهى است كه وقتى به تفسیر قرآن روى مى آورد،
دستاورد او از كمال و جامعیتى بالا بهره داشته باشد، به كار تفسیر مى پرداخت، ولى از نظر مایه علمى و بینش اجتماعى در سطحى پایین تر قرار داشت،
به رغم دسترسى به منابع فراوان تفسیر و مدارك علمى مختلف، باز هم انتظار نمى رفت كه كارى در حدّ المیزان ارائه دهد. تبحّر بسیار بالاى علامه در علوم عقلى و نقلى
و اهتمام ایشان به كار تفسیر و عزم ایشان بر استقصا و تفصیل و تحقیق و بسط كلام، سبب شده است تا مجموعه تفسیر المیزان، حاوى بررسیهایى عمیق و اصیل باشد.


از سوى دیگر، سبك و شیوه تدوین و تألیف المیزان نیز امتیازهایى بر بسیارى از تفاسیر پیشین و یا معاصر خود دارد، از آن جمله:

یك. واژه شناسى المیزان; تا آن جا كه تتبّع كرده ام، شاید بهترین انتخاب از معانى كلمه ها در ذیل آیات صورت گرفته است.

دو. توجه به زمینه هاى تاریخى و شأن نزول و شرایط ویژه آیات در تفسیر یك آیه.

سه. عنایت به مباحث مختلف اجتماعى، اخلاقى، اعتقادى و... ذیل آیات، به تناسب مطالب و اشاراتى كه در آیات، نسبت به آن موضوعات شده است.

چهار. تفكیك مباحث تفسیرى از مباحث موضوعى و نقطه نظرهاى علمى و فلسفى و كلامى كه به تناسب آیات مى بایست مطرح شود.

پنج. طرح دقیق مباحث عقلى به گونه اى كه مانند آن در سایر تفاسیرى كه دیده ام، نیست و این معلول تبحّر خاص علامه در مطالعات عقلى و فلسفى است،
كه در بسیارى از تفاسیر، با آن كه وارد مسائل عقلى شده اند، آن را به گونه مناسب مطرح نكرده اند.

شش. بررسى مسائل روایى به گونه مناسب و با تجزیه و تحلیل بسیار مطلوب.

در مجموع با در نظر گرفتن همه این ابعاد، مى توان تصریح كرد كه تفسیر المیزان از جایگاهى بس والا برخوردار است، حتى تفاسیرى كه بعد از المیزان نوشته شده اند،
نتوانسته اند برتر از آن به شمار آیند، یا از نظر تبیین مطالب و احاطه بر تفسیر با آن برابرى اهل نظر قرار گیرد.
با این همه، نكته ها و ملاحظاتى در تفسیر المیزان نیز هست كه مى تواند مورد تأمّل اهل نظر قرار گیرد.

روش تفسیر قرآن به قرآن، كه از سوى علامه دنبال شده تا چه اندازه در كار تفسیر پذیرفته است؟



آیت الله سیدان:

یكى از مبانى مهم «المیزان» كه چه بسیار بارزترین ویژگى آن نیز به شمار مى آید و به یقین شما هم در ویژه نامه خود درباره المیزان،
بدان پرداخته اید، موضوع «تفسیر قرآن به قرآن» است.

علامه بر این اعتقاد است كه جز در زمینه آیات الاحكام و برخى آیات معاد و قصص، سایر آیات قرآن بى نیاز از غیر خود مى باشد،
چه این كه قرآن، مفسر و مبین آیات خود است و آیات مبهم و متشابه به وسیله آیات محكم و مبیّن تفسیر مى شود.

ایشان در جلد سوم تفسیر المیزان، (چاپ اسلامیه) صفحه 87 - 86 مى نویسد:

«قد مرفیما تقدم ان الآیات التی تدعو الناس عامة من كافر او مؤمن ممن شاهد عصر النزول او غاب عنه، الى تعقل القرآن و تأمله و التدبر فیه...
و خاصة قوله تعالى: «افلا یتدبرون القرآن...»
تدل دلالة واضحة قوله تعالى: الباحث بالتدبر و البحث و یرتفع به ما یترائى من الاختلاف بین الآیات و الآیة فی مقام التحدی،
و لا معنى لارجاع فهم معانی الآیات - و المقام هذاالمقام - الى فهم الصحابة و تلامذتهم من التابعین حتى الى بیان النّبى (ص)... .»



آیا به راستى این نظر علامه صائب است یا خیر؟

قبل از این كه هر گونه داورى كرده باشیم، بیان چند نكته لازم است:

1. در قرآن قطعاً آیاتى هست كه نیاز به تبیین و تفسیر داشته باشد و تفسیر و توضیح آن را بتوان از برخى آیات دیگر به دست آورد.
به تعبیر دیگر، اصل این موضوع به شكل موجبه جزئیه صحیح و غیر قابل تردید است.

2. علامه در ارائه نظریه «تفسیر قرآن به قرآن» تعظیم و تكریم قرآن را هدف قرار داده است و انگیزه اى جز اهتمام به امر وحى و كتاب الهى نداشته است
و هرگز در صدد نفى ارزش و اعتبار و حجیت قول و فعل معصوم (ع) در زمینه تفسیر و سایر معارف دینى نبوده است.

اكنون با این مقدمات پذیرفته و مسلم، باید عرض كنم كه آنچه جاى تأمّل و نقد دارد، اطلاق و یا عموم این سخن است و نه اصل آن.

اگر بگوییم یكى از راههاى تفسیر قرآن، این است كه به وسیله خود آیات تفسیر شود، سخن درستى است و امّا اگر بگوییم تنها را صحیح،
تفسیر قرآن به قرآن است و قرآن به بیان پیامبر اكرم(ص) و عترت پیامبر (در غیر آیات احكام و بعضى از آیات معاد و قصص) نیازمند نیست،
این اشكال پدید مى آید كه در برخى زمینه ها قادر به رفع ابهام آیه به وسیله خود آیات نیستیم و بیان معصوم است كه رفع ابهام مى كند.

بدیهى است كه علامه(ره) براى نظریه خویش دلایلى دارند كه به شرح زیر بیان مى شود:

صاحب كتاب شریف المیزان، براى اثبات ضرورت تفسیر قرآن به قرآن سه دلیل آورده اند و در جلد اول و همچنین جلد نهم المیزان اظهار داشته اند
كه این مجموعه در تبیین خودش نیاز به غیر ندارد، خودش، را تبیین مى كند. البته این طور نیست كه همه افراد، این توان را داشته باشند كه
از خود قرآن، قرآن را بفهمند، ولى كسانى كه راسخ در قرآن و دانش قرآنى هستند و از دقت خاصى برخوردارند و مقدماتى از نظر فن ادبى و لغت قرآنى را مى دانند
و براى ورود در قرآن اهلیت دارند، با تفكر و تأمّل مى توانند قرآن را با قرآن تفسیر كنند - جز در مواردى كه استثنا شده است -.
دلایل سه گانه علامه بدین قرار است:

یك. قرآن خود را نور معرفى كرده است و نور هم نیاز به غیر خود ندارد. «لایستنیر بنور آخر»; نور با نور دیگر روشنى نمى یابد
وگرنه نور نامیده نمى شود. قرآن كه مى گوید، من «تبیان كل شى» هستم، چون خودش تبیان و بیان كننده و روشنگر است، نیاز به بیان دیگرى ندارد.

دو. تحدى قرآن، منوط به آن است كه قرآن از غنا و روشنى لازم برخوردار باشد. قرآن دیگران را دعوت كرده است كه بیایید و
این كتاب را بخوانید تا هدایت شوید و آن را مورد توجه قرار دهید و ببینید كه انسان معمولى از آوردن معارف و مطالبى همانند آن عاجز است.

بنابراین قرآن در مقام تحدى است و این تحدّى زمانى تمام است كه اولا، فهم آن و مفاهیم آن، براى مخاطبانش - مشركان و كافران - میسر باشد
و ثانیاً، فهم قرآن به چیز دیگرى نیازمند و متكى نباشد، حتى به بیان پیامبر و صحابه.

سه. در احادیث بسیار، وارد شده است كه به قرآن تمسك جویید و روایات را به قرآن عرضه نمایید و این سفارش هنگامى صحیح است
كه هر چه در حدیث هست و از پیامبر اكرم(ص) نقل شده است از قرآن استفاده شود و اگر فهم قرآن به روایات توقف داشته باشد، دور لازم مى آید.

به عبارت دیگر، چنانچه قرار باشد احادیث را به قرآن عرضه كنیم، باید قرآن مشتمل بر تمامى مطالب و مفاهیم احادیث باشد.
از سوى دیگر، اگر بنا باشد قرآن را با حدیث بفهمیم، این دورى است آشكار و باطل!


برای ادامه به سایت www.daralsadegh.ir fv,dn






نوع مطلب :
برچسب ها : نقد المیزان، almizan،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام