تبلیغات
دین و مذهب شیعه - ابن عربی و شمر و یهود 2
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان
سه شنبه 27 فروردین 1392 :: نویسنده : دین ومذهب شیعه
ادامه

۲۲- در قرآن ۸۴ بار واژه خالدون ، خالدین ، خالد تکرار شده برای بیان این که کفار در جهنم و صالحان در بهشت جاودانه هستند و خروج از جهنم و بهشت ممکن نیست . و تورات می گوید : بهشت و جهنمی مطرح نیست یعنی در تورات تحریف شده فعلی سخنی از معاد نیست . 
و ابن عربی خط تورات را گرفته و می گوید : جهنم یک بازداشتگاه موقت است و کفار پس از مدتی از آن خارج می شوند و در ته جهنم به خاطر عدم حضور مجرم نخود می روید .(شرح فصوص الحکم ص ۳۹۲)
باز می گوید : خلود در جهنم نیست وقتی مجرم و کفار بار خود را در جهنم بر زمین گذاشتند عذاب هم تمام می شود .(شرح فصوص الحکم ص ۳۹۳)
باز می گوید : جهنم خود معنائی جز دوری از حق ندارد و آنگاه که این خیال باطل از میان رفت جهنم نیز منتفی می گردد و عذاب عذب (گوارا) می شود ! (شرح فصوص الحکم ص ۴۷۸ و ۴۸۶)
این یعنی جنگ با ۸۴ آیه قرآن برای تأیید عدم معاد در تورات !
۲۳- در قرآن کریم حضرت ابراهیم (علیه السلام) از امتحان الهی در ذبح اسماعیل سرافراز و پیروز از آب درآمد قرآن میفرماید : و اذا ابتلی ابراهیم ربّه فأتمّهنّ قال إنّی جاعلک للناس إماماً (بقره ۱۲۴) یعنی ابراهیم (علیه السلام) در این امتحان پیروز گشت و خداوند او را به عنوان امام انتخاب فرمود امّا ابن عربی می نویسد : ابراهیم در امتحان مردود شد و معلوم گردید که توانائی و بصیرت لازم برای تعبیر خواب (ذبح فرزندش) را ندارد !!! (فصوص الحکم ص ۳۵۱)
علت کوبیدن حضرت ابراهیم (علیه السلام) توسط ابن عربی این است که چون به دو علت یهود از دست حضرت ابراهیم (علیه السلام) ناخشنود و عصبانی است :
الف) چرا کعبه را برای امّت رسول خاتم ساخته !!!
ب) چرا مناسک حج را به اولاد اسماعیل و مسلمانان داده و نه به فرزندان اسحاق !!!
به هر حال توبیخ حضرت ابراهیم (علیه السلام) و جنگ با آیه ۱۲۴ سوره بقره نشان می دهد عرفان ابن عربی موضع اسرائیلی دارد .
دوروایت از اهل بیت در باره قربانی اسماعیل
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدَوَیْهِ بْنِ عَامِرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ إِبْرَاهِیمَ بِبِنَاءِ الْکَعْبَةِ وَ أَنْ یَرْفَعَ قَوَاعِدَهَا وَ یُرِیَ النَّاسَ مَنَاسِکَهُمْ فَبَنَى إِبْرَاهِیمُ وَ إِسْمَاعِیلُ الْبَیْتَ کُلَّ یَوْمٍ سَافاً حَتَّى انْتَهَى إِلَى مَوْضِعِ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَنَادَى أَبُو قُبَیْسٍ إِبْرَاهِیمَ ع إِنَّ لَکَ عِنْدِی وَدِیعَةً فَأَعْطَاهُ الْحَجَرَ فَوَضَعَهُ مَوْضِعَهُ ثُمَّ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ ع أَذَّنَ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی إِبْرَاهِیمُ خَلِیلُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَحُجُّوا هَذَا الْبَیْتَ فَحُجُّوهُ فَأَجَابَهُ مَنْ یَحُجُّ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ کَانَ أَوَّلُ مَنْ أَجَابَهُ مِنْ أَهْلِ الْیَمَنِ قَالَ وَ حَجَّ إِبْرَاهِیمُ ع هُوَ وَ أَهْلُهُ وَ وَلَدُهُ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ الذَّبِیحَ هُوَ إِسْحَاقُ فَمَنْ هَاهُنَا کَانَ ذَبَحَهُ[۱]

ترجمه :

ابو جعفر باقر (ع) و شاید ابو عبد اللَّه صادق (ع) بود که گفت: خداوند- عزّ و جلّ- ابراهیم خلیل را فرمود تا خانه کعبه را بسازد و دیوار آن را بالا ببرد و آداب زیارت و مناسک حجّ را به مردم بیاموزد. ابراهیم با یارى فرزندش اسماعیل، هر روز، یک ردیف از سنگچین دیوار کعبه را چیدند تا آن روز که ارتفاع دیوار به ردیف سنگ سیاه (حجر الأسود) رسید.

در این هنگام کوه أبو قبیس فریاد زد که اى ابراهیم خلیل، امانتى در نزد من دارى و با فریادى عظیم سنگى را بر دامن خود غلتانید. ابراهیم آن سنگ را برداشت و در همین محل (حجر الاسود) به کار گذاشت. بعد از بالا بردن دیوارخانه، ابراهیم خلیل صلا برکشید و گفت: «اى جهانیان. من ابراهیم، خلیل خدایم. خداوند به شما فرمان مى‏دهد که این خانه را زیارت کنید. اى مردم! این خانه را زیارت کنید». همه آن کسانى که تا روز قیامت به زیارت خانه خدا موفّق مى‏شوند، پاسخ مثبت دادند و اوّل مردمى که نداى او را لبیک گفتند؛ اهل یمن بودند. ابو جعفر باقر (ع) گفت: ابراهیم با همسر و فرزندش مناسک حجّ و زیارت را به عمل آوردند، و کسانى که تصوّر می کنند: ابراهیم خلیل کارد را به رسم قربانى بر گلوى اسحاق کشید، پس این کدامین فرزند او بود که در مکّه حاضر بود و بعد از ساختمان کعبه خانه را زیارت کرد و ابراهیم به عنوان قربانى حج کارد بر گلوى او کشید؟

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ کَثِیرٍ الرَّقِّیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَیُّهُمَا کَانَ أَکْبَرَ إِسْمَاعِیلُ أَوْ إِسْحَاقُ وَ أَیُّهُمَا کَانَ الذَّبِیحَ فَقَالَ کَانَ إِسْمَاعِیلُ أَکْبَرَ مِنْ إِسْحَاقَ بِخَمْسِ سِنِینَ وَ کَانَ الذَّبِیحُ إِسْمَاعِیلَ وَ کَانَتْ مَکَّةُ مَنْزِلَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِنَّمَا أَرَادَ إِبْرَاهِیمُ أَنْ یَذْبَحَ إِسْمَاعِیلَ أَیَّامَ الْمَوْسِمِ بِمِنًى قَالَ وَ کَانَ بَیْنَ بِشَارَةِ اللَّهِ لِإِبْرَاهِیمَ بِإِسْمَاعِیلَ وَ بَیْنَ بِشَارَتِهِ بِإِسْحَاقَ خَمْسَ سِنِینَ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِ إِبْرَاهِیمَ ع حَیْثُ یَقُولُ- رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ‏ إِنَّمَا سَأَلَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَرْزُقَهُ غُلَاماً مِنَ الصَّالِحِینَ وَ قَالَ فِی سُورَةِ الصَّافَّاتِ‏ فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِیمٍ‏ یَعْنِی إِسْمَاعِیلَ مِنْ هَاجَرَ قَالَ فَفُدِیَ إِسْمَاعِیلُ بِکَبْشٍ عَظِیمٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع ثُمَّ قَالَ- وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ. وَ بارَکْنا عَلَیْهِ وَ عَلى‏ إِسْحاقَ‏ یَعْنِی بِذَلِکَ إِسْمَاعِیلَ قَبْلَ الْبِشَارَةِ بِإِسْحَاقَ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ إِسْحَاقَ أَکْبَرُ مِنْ إِسْمَاعِیلَ وَ أَنَّ الذَّبِیحَ إِسْحَاقُ فَقَدْ کَذَّبَ‏ بِمَا أَنْزَلَ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْقُرْآنِ مِنْ نَبَئِهِمَا.[۲]

داود رقىّ گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: کدامیک از دو پسر حضرت ابراهیم علیه السّلام از نظر سن بزرگتر بودند؟ اسماعیل یا اسحاق؟ و کدامیک از آن دو ذبیح بودند؟ فرمود: اسماعیل پنج سال بزرگتر از اسحاق بود، و ذبیح‏اسماعیل مى‏باشد و مکّه محلّ زندگى اسماعیل بود، و براستى ابراهیم خواست اسماعیل را در روزهاى برپائى مراسم حج در منى قربانى کند.

فرمود: و میان مژده‏اى که براى اسماعیل و نویدى که جهت اسحاق به ابراهیم داده شد، پنج سال فاصله بود، مگر نشنیده‏اى گفته ابراهیم را که مى‏گوید:

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ‏ (پروردگارا عطا کن مرا از شایستگان) جز این نیست که از پروردگارش درخواست نمود که پسرى از شایستگان نصیبش نماید، و در سوره صافات فرموده: فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِیمٍ‏ (پس نوید دادیم او را به پسرى بردبار- صافات ۳۷: ۱۰۱) مقصود اسماعیل است از هاجر، فرمود: آن قوچ بزرگ در برابر رهائى اسماعیل قربانى شد، آنگاه امام صادق علیه السّلام فرمود: سپس خداوند فرموده: وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ وَ بارَکْنا عَلَیْهِ وَ عَلى‏ إِسْحاقَ‏ (و مژده دادیم او را به اسحاق که پیغمبرى باشد از شایستگان، و برکت دادیم بر او و بر اسحاق- صافّات ۳۷: ۱۱۲» از آن قصد فرموده اسماعیل را، پیش از مژده دادن به اسحاق. پس هر کس که بپندارد، اسحاق بزرگتر است از اسماعیل، و اینکه ذبیح اسحاق بوده، تکذیب نموده است آنچه را خداوند عزّ و جلّ در قرآن راجع به آن دو فرموده است.

این درحالی است که ابن عربی معتقد است که اسحاق همان فرزندی است که ابراهیم(ع) در خواب دید که باید او را قربانی کند. سپس خداوند ذبحی عظیم را جایگزین او کرد.

اگر شما درروایات معتبر وارده دقت کنید امام ع فرمودند کسی که گمان کند اسحاق جای اسماعیل به قربانگاه رفت تکذیب قرآن است که با جمله فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ إِسْحَاقَ أَکْبَرُ مِنْ إِسْمَاعِیلَ وَ أَنَّ الذَّبِیحَ إِسْحَاقُ فَقَدْ کَذَّبَ‏ بِمَا أَنْزَلَ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْقُرْآنِ مِنْ نَبَئِهِمَا  درروایت معانی الاخبار مرحوم صدوق (ره) کاملا مشخص است .

 باید توجه داشت که ائمه علهم السلام از زمان آقا رسول الله در حال نبرد با یهودیان بوده ویهودیان نیز همواره تفکرات بنی اسرائیلی خود را در جوامع بشری با نفوذ افرادی مرموز گشترش داده وشیعیان را به انحراف می کشاندند اما متاسفانه فلاسفه وعرفاء با وجود تلاش های فراوان  اهل بیت ع وعلمای شیعه  فریب افرادی مانند ابن عربی ها را خورده وجامعه تشیع وافکار پاک شیعیان را به انحراف کشاندند که تا زمان ظهور آقا امام عصر عج پاک نخواهد شد وبه دست خود حضرت این افکار شیطانی نابود خواهد شد .

البته فرادی دیگر که با این کلید حیاتی که اهل بیت ع به ما داده اند می توان پی برد آب درآسیاب یهودیان مخالف امام عصرعج می ریزند که چه کسانی هستند افرادی مثل أبو العلاء المعری

 فی قوله فی سقط الزند : فلو صح التناسخ کنت عیسى * وکان أبوک إسحاق الذبیحا

اما در تایید این نکته مطلبی از دکتر شفیعی سروستانی محقق وپژوهشگردر عرصه مهدویت که درنشستی پیرامون دشمنی یهودانجام شد آورده این که شاید فلاسفه وعرفا ومدافعان آنان دست از تعصب براشخاص وبرخی مطالب برداشته ومتوجه خطر بزرگ شوند

 تلاش یهود برای تحریف ذبح اسماعیل(ع) و انتقال حکومت به اورشلیم

مدیر مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عج) ضمن اشاره به تلاش یهود برای تحریف ماجرای ذبح حضرت اسماعیل(ع) گفت: حمله به سوریه، لبنان و عراق در چارچوب برقراری حکومت جهانی بنی‌اسرائیل است.

شفیعی سروستانی که سالها سابقه پژوهش با موضوع مهدویت و دشمن شناسی را دارد، با تاکید بر این نکته که درواقع موسس دین اسلام حضرت ابراهیم خلیل الرحمان – علیه السلام- می باشد.درگام دوم بابعثت نبی اکرم صلی الله علیه واله اسلام تمام قد شکوفا وبه ظهور رسید.
شفیعی سروستانی افزود: در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام نقشه کلی الهی درباره اینده بشریت تا فصل ظهوروتاسیس دولت جهانی  صالحان بیان شد و با چند عمل وحرکت پایه های اولیه ان بنا نهاده شدوبه یادگار ماند اما درهمین مقطع ازتاریخ با دسیسه وتحریف یهود روبروشد.
ماجرای ذبح حضرت اسماعیل یک نقطه کلیدی در شناسایی و تحلیل وضع گذشته وموجود است. اما یهود با هدف منحرف کردن این نقشه کلی الهی، موضوع ذبح راازجناب اسماعیل به حضرت اسحاق (ع) منتسب کردند.

نکته دوم این است که واقعه ذبح به استناد منابع ومتون  درمنا ودرسرزمین مکه  رخ می دهد، اما یهود با تحریف این موضوع دوم محل واقعه را در بیت المقدس اعلام کردند.
نکته سوم بازسازی خانه کعبه توسط ابراهیم و اسماعیل (ع) است.ایشان بدین وسیله مرکز دین جهانی را مشخص کردند. اما باز هم یهود باتحریف وقایع وتاریخ ,اورشلیم رامرکز حکومت جهانی معرفی کردند.

 تحریف یهود در ماجرای ذبح حضرت اسماعیل(ع)

در ابتدای نشست، اسماعیل شفیعی سروستانی مدیر مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عج) با بیان اینکه بنی‌اسرائیل تاب تحمل دین جهانی اسلام را با حضور حضرت اسماعیل(ع) نداشتند، اظهار داشت: با توجه به اینکه بر اساس آموزه‌های دینی آخرین پیامبر، صاحب دین کائنات جهان خواهد بود، بنی اسرائیل این موضوع را برنتابید و سعی کردند پیامبر آخر‌الزمان را از شاخه اول (اسماعیل) به شاخه دوم(اسحاق) انتقال دهند.

وی با اشاره به تحریف یهود در ماجرای ذبح حضرت اسماعیل(ع)، افزود: یهود واقعه ذبح حضرت اسماعیل(ع) را به حضرت اسحاق(ع) منتقل کردند و از آنجا که حضرت ابراهیم(ع) با اسماعیل خانه‌ کعبه را بنا نهاد، یهود این واقعه را به بیت‌المقدس و اورشلیم منتقل ساخت، به گونه‌ای که ماجرای ذبح اسماعیل را به حضرت اسحاق نسبت دادند.

 شفیعی سروستانی با اشاره به تلاش یهود برای جلوگیری از ظهور و بروز پیامبر آخر‌الزمان ابراز داشت: یهود در اقدام بعدی سعی کرد در پروژه انتقال نبوت به امامت خللی وارد کند و خط وصایت را از بنی‌هاشم و بنی‌اسماعیل به بنی‌امیه منتقل کنند.

 تحریف تاریخ توسط یهود برای ایجاد حکومت جهانی بنی‌اسرائیل

مدیر مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عج) با تأکید دوباره بر اینکه موضوع کلیدی سیر مطالعاتی در شناسایی وقایع گذشته و تحلیل مسائل روز به ماجرای ذبح اسماعیل(ع) بر می‌گردد، خاطر نشان کرد: نکته قابل توجه این است که ماجرای ذبح در سرزمین منا اتفاق می‌افتد نه در بیت‌المقدس پس اولین اقدام یهود برای منحرف کردن خط تاریخی و ایجاد حکومت جهانی موضوع ذبح بوده است،  در منابع یهود به صراحت بیان شده است که ذبحی که حضرت ابراهیم(ع) انجام داد بر روی حضرت اسحاق(ع) بوده است!

وی با بیان اینکه یهود در منابع خود اورشلیم را به عنوان خانه بنا شده از سوی ابراهیم(ع) ترسیم می‌کند، ادامه داد: بازسازی معبد سلیمان و اجرای مراسم قربانی و در نهایت تلاش برای ایجاد حکومت جهانی یهود و واقعه آرماگدون از جمله اقدامات یهود در تحریف تاریخ جهان است به طوری که حمله به عراق، سوریه، لبنان، همه اینها به اقدامات یهود برای ایجاد حکومت بنی اسرائیل بوده است و اگر ما در ایام عزاداری متوجه شویم که چرا واقعه عاشورا اتفاق افتاد، نقش یهود بیش از پیش روشن می‌شود.

سخنرانیحجت‌الاسلام و المسلمین منصوریان دامغانی پژوهشگر تاریخ اسلام نیزدر این جلسه
وی در ابتدای سخنانش به سه نظر عمده در خصوص نقش یهود در وقایع صدر اسلام اشاره کرد و گفت: عده ای هستند که نقش یهود را در حوادث بی تاثیر می دانند، دسته دوم آنهایی هستند که برای یهود نقش جزئی قائل اند و دسته سوم که بر اساس آیات و روایات ریشه اصلی خیانت ها و جنایت های صدر اسلام را ناشی از انحرافات یهود می دانند.

وی با حائز اهمیت دانستن نقش یهود در حوادث صدر اسلام بیان کرد: برای بررسی این موضوع حداقل ۲۰۰ جلسه گفتگو لازم است.

این پژوهشگر تاریخ اسلام ادامه داد: از واقعه غدیر خم و بیعت کردن مسلمین با حضرت علی (ع) تا غصب خلافت حدود ۷۰ روز فاصله وجود دارد. معمولا مباحث غصب خلافت محدود می شود به رقابت های قبیله ای و حسادت چند نفر خاص، اما در خصوص جامعه و سکوت آنها چه می توان گفت؟ آیا این انقلاب فکری که در مردم واقع شد بی دلیل بود؟

وی به واقع  شدنماجرا وفرمان منع حدیث پس از رحلت نبی اسلام اشاره کرد و اظهار داشت: این منع حدیث برای تمامی اشخاص نبود، و کسانی که سوگیری ضد علوی داشتند آزاد بودند. کسانی چون کعب الاحرار و ابوهریره که یهودی الاصل بودند راویان حدیث می شوند و حدود ۶۰۰۰ حدیث از ابوهریره نقل می شود در حالی که بر اساس برخی روایات ابوهریره اصلا پیامبر را درک نکرده بود.

وی با اشاره به ریشه دشمنی هابه حدیثی از امام حسین(ع) اشاره کرد و گفت: «در روز عاشورا امام حسین در خطبه ای بیان می دارند: می دانید منشأ این جنگ داخلی چیست؟ می دانید چه کسی شما را وادار کرده که این آتش مشتعل را شعله ور کنید؟ کسی که دشمن مشترک من و شماست «و حششتم علینا نار الفتن التی خبأها عدوّکم و عدوّنا»(فرمود: الان شما باد می زنید به آتش فتنه که این آتش را دشمن مشترک من و شما ایجاد کرده.)

منصوریان دامغانی در ادامه گفت: حال این دشمن کیست؟ معمولا دشمن اصلی در ذهن ما یزید ترسیم می شود در حالی که ما در زیارت عاشورا اینگونه می خوانیم: اللهم خص انت اول ظالم باللعن منی و ابدا به اولا ثم الثانی و الثالث و الرابع اللهم العن یزید خامسا و العن عبید الله بن زیاد وابن مرجانة و عمر بن سعد و …

اینجاست که می بینیم یزید نفر پنجم لعن است و «اول ظالم» با تمام ظالمان متفاوت است. ما باید به این کلید واژه های قرآنی و ادعیه دقت کنیم.  در زیارت عاشورا ما حدود ۳۰ سلام و ۶۰ لعن داریم و این یعنی اهمیت دشمن شناسی در برابر دوست شناسی. چرا که اگر دشمن را به دوستان نشناسانیم، اتفاقات صدر اسلام تکرار می شود چه بسا که دوستان تبدیل به دشمن شوند.

وی افزود: بخش بعدی زیارت عاشورا, تصویر کردن عظمت واقعه عاشوراست و فقره سوم،  لعن است که در آن دشمن شناسی آغاز می شود. در این بخش ۴ گروه لعن می شوند:

۱- فلعن‌ الله امة‌ اسست‌ اساس‌ الظلم‌ و الجور علیکم‌ اهل‌البیت: امت در لغت عربی به معنی سازمانی است که امام و رهبر دارد. کوفه چون امت نبود و ولایت نداشت، مورد سوء استفاده قرار گرفت و تا آخر تاریخ درمیان هر امتی که ولی و  رهبر نداشته باشد همین اتفاق برایش می افتد.
۲-و لعن‌ الله امة‌ دفعتکم‌ عن‌ مقامکم‌ و ازالتکم‌ عن‌ مراتبکم‌ الّتی‌ رتبکم‌ الله فیها
۳-و لعن‌ الله امة‌ قتلتکم‌
۴- و لعن‌ الله الممهدین‌ لهم‌ بالتمکین‌ من‌ قتالکم‌
وی همچنین با اشاره به فقره چهارم زیارت عاشورا که شامل لعن شخصیت های حقوقی مثل آل زیاد، آل مروان و… است گفت در این زیارت دشمن لایه لایه معرفی می شود و می بینیم که قاتل امام که شمر است در لایه دهم قرار دارد.

وی افزود: در قرآن دشمنان مسلمانان بارها معرفی شده اند. گروه اول مشرکان، گروه دوم منافقان و گروه سوم یهود و نصاری هستند.

اگر دقت کنیم می بینیم که حدود یک ششم از آیات قرآن به بنی اسرائیل اختصاص دارد و این تاکید ناشی از میزان ضربه زننده بودن این دشمن است که باید مورد توجه قرار گیرد. و غفلت اصلی نیز از همین نقطه است. منافقان در واقع پیاده نظام این گروه هستند و در صدر اسلام نیز ضربات اصلی از توطئه های یهود و نصاری به دین وارد شد.
درپایان سخنران محترم با بیان روایاتی ازامام صادق علیه السلام بیان داشت که دست یهود درشهادت امام علی ,امام حسن وامام حسین علیهم السلام محرزاست.

 لینک خبر






نوع مطلب :
برچسب ها : ابن عربی، نقد فلسفه، رد فلسفه، شمر و فلسفه،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام