تبلیغات
دین و مذهب شیعه - دفاع دفتر تبلیغات از موسسه دارالصادق
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان

 

اعتـراض شد ید دفتر تبلیغات اسـلامی حـوزه ی علمیـه ی قـم

به تبلیغات غیـرقانونی و نامشـروع آقای وکیلی 

در د فتر تبلیغات اصفهان

و تأیید مواضـع بحق مجله های نورالصـاد ق و سمـات

و همچنین پاسخ علمـا و مـراجع تقلید

 

 


 

 



 

اعتـراض شد ید دفتر تبلیغات اسـلامی حـوزه ی علمیـه ی قـم

به تبلیغات غیـرقانونی و نامشـروع آقای وکیلی 

در د فتر تبلیغات اصفهان

و تأیید مواضـع بحق مجله های نورالصـاد ق و سمـات

و همچنین پاسخ علمـا و مـراجع تقلید

 

 

مـرکز ملی پاسخـگویی به سؤالات دینی

 

 

پرسشگر محترم

 

                             با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز

 

محضر مبارک...

 

با سلام؛ احتراماً به عرض میرسد یکی از مبلّغان و مروجّان تصوّف در ضمن سخنرانی خود گفته است:

 

1) ما در قرن دوم،سوم،چهارم،پنجم،خانقاههای رسمی در شیعه داشتهایم.

 

2) سید بن طاووس در کتب تراجم جزو صوفیه یا متهمین به تصوف شناخته میشود. دفاعهایی که مرحوم سید از عقاید صوفیه کردهاند، سبب شده است که سید را به عنوان یک شخصیّت صوفی در کتب تراجم معرفی کنند.

 

3) علاوه بر اینها ایشان اساتیدی داشتند که جزو صوفیه رسمی بودند و خرقه میدادند. و اسناد صوفیه را به ائمه(ع) در طرائف مطرح میکند و میگوید؛ همه صوفیه به امیرالمؤمنین میرسند.

 

4) در فهرست اساتید مرحوم سید، برجستهترین استاد ایشان که بیش از همه از او تعریف میکند، جناب کمالالدینحیدربن محمد حسینی است که از سادات است... این بزرگوار که از علمایشیعه است و جزو روات نهجالبلاغه است، جزو صوفیه رسمی است و در زمان خودش، عدهای از ایشان خرقه گرفتهاند.

 

5) یکی دیگر از  بزرگان؛ کمال الدین میثم بحرانی شارح نهج البلاغه است. در احوالات او گفتهاند که ایشان ابتدا مشغول به تحصیل علوم رسمی بود و فلسفه میخواند و بعد از مدتی دید که اینها فائده ندارد رها کرد و صوفی شد و خودش اهل خرقه است و معتقد است که خرقه صوفیه به ائمه برمیگردد.

6) بزرگترین شخصیت در قرن هشتم، علامه حلی است... مطلقاً در برابر صوفیه جبههگیری نمیکند و با صوفیه همکاری میکردند.

 

7) ابن بطوطه در جلد اول صفحه 421 رحله ابن بطوطه میگوید، من وارد نجف که شدم، در مقابل حرم امیرالمؤمنین خانقاههای بسیار زیادی بود.

 

8) در همین دوره در گزارشی که از مدرسه سلطانیه اولجایتو به دست ما رسیده است ... در این مدرسه بیست نفر مرشد صوفی میآورند که مخصوص تدریس تصوف بودند.

 

9) شما تا قرن هفتم و هشتم کسی را پیدا نمیکنید که اعتقاد داشته باشد که امام (ع) عالم به ما کان و ما یکون و ما هو کائن الی یوم القیمة است. مطلقاً علم امام را منکرند و میگویند که اصلاً معنا ندارد که انسانی به همه هستی علم داشته باشد.

 

10) شهید اول در سلسله اساتیدشان، از سید تاج الدین ابن معیه به عنوان بزرگترین استاد نام میبرند. اگر به عمده الطالب فی انساب آل ابی طالب نگاه کنید که کتابی است تآلیف شاگرد سید تاج الدین میگوید، سیدتاج الدین بزرگ صوفیه عراق و  بزرگ فتیان عراق بود. کسی خرقه تصوف یا لباس فتوت در عراق  نمیپوشید مگر به اذن تاج الدین. این نشان میدهد که ما در این دوره یک نهضت بسیار وسیع در تصوف در عراق داشتیم که یک شخصیّتی که شهید اول این قدر به او معجب است. خودش بزرگ صوفیه عراق بود و خرقه رسمی میپوشید. بر خلاف این که ... میگویند خرقه در بین شیعه نبوده است و سلسله و خانقاه نبوده است، آنقدر در آن دوران این مسائل رسمی بوده است که میگوید هیچ کسی خرقه صوفیه یا لباس فتوت بدون اذن ایشان در کل عراق نمیپوشید مگر کسانی که از ایشان اذن داشته باشند. به برخی اذن میداد که خرقه تصوف بر تن دیگران کند.

 

11) شهید ثانی است که جزو فقهای خمسه ماست ... ایشان در منیة المرید که کتابی مفید و مستفید در آداب متعلمین است ... میگوید، اگر خواستی باطن قرآن را بفهمی و به نهایت هدف علوم برسی، به سراغ کتاب تأویلات ملاعبدالرزاق کاشانی برو... این کتاب آنقدر شبیه آرای محی الدین است که به اسم تفسیر محی الدین اشتباهاً چاپ شده است... ایشان (شهید ثانی) میگوید، نهایت سیر یک طلبه، فهمیدن کتاب ملاعبدالرزاق است که غایت ادبیات و فقه و اصول و کلام و ... است.

 

12) مجلسی دوم با شهید قریب العهد است و میگوید، شهید از صوفیه بود و اهل معرفت و عرفان بود.

 

13) شیخبهایی که تصوفش اظهرمنالشمس است و احتیاج به توضیح ندارد.

 

14) میرلوحی در کتابهایش ... میگوید، گول نخورید که مجلسی ثانی با تصوف مخالف است. او هم مثل پدرش صوفی است و فعلاً برای این که زمانه اقتضا نمیکند. تظاهر به مخالفت با تصوف میکند و به خاطر همین، به شدت به ایشان اهانت میکند.

 

لطفاً بیان کنید اولاً مدرک سخنان فوق چیست؟  ثانیاً اگر تصوف بر حق است چرا مراجع تقلید با صوفیه مخالفند .

 

 

پاســخ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه ی قم

 

ماجرای تهمت تصوف به عالمان بزرگوار شیعه توسط برخی ایراد شده بود که نقد آن در سایت سمات تحت عنوان مقاله پاسخی به اتهام تصوف و صوفی گری به تشیع و علمای شیعه ارائه گردیده که ما برخی از مطالب آن را خدمتتان بیان می کنیم و شما را به مطالعه ی آن توصیه می نماییم.[1]

 

قرن ششم تادهم،  این فاصله، اوج شکوفایی تصوف در جهان اسلام است و در این دوره، حکمت و عرفان وارد جهان اسلام شده است و به شکل وسیعی علمای ما را تحت تأثیر قرار داده است.

شما اگر کتاب های سید طاووس را به وسیله رایانه جستجو کنید، شاید به ندرت برخورد کنید که مرحوم سید از تصوف مدحی کرده باشد یا اسمی از صوفیه آورده باشد.

 

بلکه یک مورد هم پیدا نمی شود، و مطلب (بدعت گذاری و انحرافات صوفیه و طرفداران ایشان) هم برای همه اهل علم واضح است تا چه رسد به امثال سید بزرگوار! و هیچ سرّی در کار نیست!

 

صوفیه برای رواج کالای فاسد خویش خود را به امامان معصوم علیهم السلام می بندند و گاهی علمای ما مانند علامه حلی در شرح تجرید، و سید بن طاووس در طرائف، بدون این که ایشان را کمترین تأییدی کنند، از باب احتجاج، کلمات آنان را بر ضد خودشان می آورند تا ایشان را از زبان خودشان محکوم کنند.

ولی برخی به امثال همین کتاب استشهاد کرده و خیال می کنند که علمای ما واقعاً صوفیه را به امامان معصوم مستند می دانند، و چنان که بیان خواهیم کرد مرحوم سید بن طاووس هم در کتاب طرائف از قول امام سنیّان فخر رازی نقل می کند که تمام علوم و معارف به علی بن ابیطالب می رسد، و در این میان صوفیه را نیز نام می برد، ولی ایشان خیال می کنند که این مطالب عقیده خود سید بن طاووس است!! و اصلا توجه ندارند که ذکر این مطالب از باب احتجاج و استدلال بر ضد خصم، به کلماتی است که خودش قبول دارد.

 

مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی می نویسد که رحمت علیشاه نعمت اللهی شیرازی (از اقطاب صوفیه)، در کتاب طرائق الحقائق که آن را در احوال مشایخ صوفیه، و احیای رسوم ایشان نوشته است، سید ابن طاووس و بردارش احمد و فرزندش عبدالکریم و ابن فهد و شهید و مجلسی اول و دوم و غیر ایشان را از صوفیه شمرده است! سپس مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی، در مورد کسانی که این بزرگان را به تصوف نسبت داده اند می فرماید: این مطلب امر بسیار عجیب و شگفتی است که از ایشان سر زده است! زیرا تصوفی که به این بزرگان مثل ابن فهد و ابن طاووس و خواجه نصیر الدین و شهید ثانی و بهائی و غیر هم نسبت داده می شود جز انقطاع به سوی خالق جل شأنه، و زهد در دنیا، و استغراق در حب خداوند تعالی و أشباه آن چیز دیگری نیست، و آن تصوفی نیست که به بعضی از صوفیه نسبت داده می شود که به فساد اعتقاد مانند قول به حلول و وحدت وجود و شبه آن معتقدند ، و یا اعمال مخالف شرع فاسدی دارند که بسیاری از ایشان در مقام ریاضت یا عبادت و غیر آن مرتکب آنها می شوند![2]

 

تکمله امل الأمل می نویسد: «ما با تأخری که از عصر صفویه داریم می دانیم که همین مشایخ رضی الله تعالی عنهم توانستند احکام شرعیه را نشر دهند و دولت صفویه را که شعار سلطنتشان تصوف بود و ایشان و همه وزرا  و لشکرشان صوفی بودند و جز طریقت صوفیان چیزی نمی دانستند، شیخ بهایی  و امثال ایشان با روش و جدال و مماشاة أحسن و حضور در مجالس ذکر ایشان، آنان را به سوی تشرع و أخذ به شریعت و تقلید و تعبد به احکام بکشانند ... تا جایی که از ایشان دولتی متشرع و پرورش دهند فقهاء و محدثین، و مروج طریقه اهل البیت علیهم السلام ساختند.[3]

 

 

1391/6/19

 


پی نوشت ها:

 

[1].لینکhttp://www.sematmag.com/index.php?option=com_content&view=article&id=212:2011-10-03-11-57-21&catid=45:no-5&Itemid=53

[2] . آقا بزرگ تهرانی ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ناشر بیروت 1403 چا پ 21، ج 15، ص 57

[3] . صدر، حسن، تکمله امل الآمل، ناشر مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص 184

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : دارالصادق،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام