تبلیغات
دین و مذهب شیعه - زن در آیین زرتشت و کورش
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان
دوشنبه 15 آبان 1391 :: نویسنده : دین ومذهب شیعه

نگارنده این وبلاگ قصد بران داشت که سمت وسوی نوشته های این دفتر را تغییر دهد و رو به پژوهشهای کوچک و کوتاه و برداشتها  شخصی از ماخذ دردست ، بیاورد ولی بنا به هجوم دوستان برخی از گفتارهایی که مدتها قصد بران داشتم به این وبلاگ اضافه کنم و بعدا پشیمان شده بودم را اینک به فهرست مطالب می افزایم. 

***

بررسی بیطرفانه جایگاه زن در ایران باستان از اهمیت ویزه ای برخوردار است چراکه جریانهای مختلف هریک بنوعی گوشه ای از تاریخ را بعنوان نقش  و حقوق زن در ایران ساسانی معرفی میکنند باید توجه داشت که جایگاه رعایا را هرگز نباید با زنان اشراف مقایسه نمود از سویی نقش و جایگاه زن در دوره های مختلف باستان متفاوت بوده است نوشتار زیر در واقع حقوق زن در ایران ساسانی را بنا به ماخذ منتسب به ان دوران مورد بررسی  قرار میدهد

این نوشتار کاملا بی طرفانه و با توجه به منابع و ماخذ بجا مانده از ایران ساسانی نگاشده شده است.

ماخذ ان : وندیداد هاشم رضی جلد اول صفحه ۵۰۵--۵۱۲

 

نگارنده این وبلاگ قصد بران داشت که سمت وسوی نوشته های این دفتر را تغییر دهد و رو به پژوهشهای کوچک و کوتاه و برداشتها  شخصی از ماخذ دردست ، بیاورد ولی بنا به هجوم دوستان برخی از گفتارهایی که مدتها قصد بران داشتم به این وبلاگ اضافه کنم و بعدا پشیمان شده بودم را اینک به فهرست مطالب می افزایم. 

***

بررسی بیطرفانه جایگاه زن در ایران باستان از اهمیت ویزه ای برخوردار است چراکه جریانهای مختلف هریک بنوعی گوشه ای از تاریخ را بعنوان نقش  و حقوق زن در ایران ساسانی معرفی میکنند باید توجه داشت که جایگاه رعایا را هرگز نباید با زنان اشراف مقایسه نمود از سویی نقش و جایگاه زن در دوره های مختلف باستان متفاوت بوده است نوشتار زیر در واقع حقوق زن در ایران ساسانی را بنا به ماخذ منتسب به ان دوران مورد بررسی  قرار میدهد

این نوشتار کاملا بی طرفانه و با توجه به منابع و ماخذ بجا مانده از ایران ساسانی نگاشده شده است.

ماخذ ان : وندیداد هاشم رضی جلد اول صفحه ۵۰۵--۵۱۲

 

در ترجمه این بند بعضی ترجمه ها حاکی از آن است که ترکیب[یادداشت] شماره 182 به نکاح دهد، یعنی هرگاه کسی که نیازمند زن بود و به دیگری که میتوانست زائد زنان خود را ، به طور موقت واگذار کند مراجعه میکرد، باید برای ان نیازمند، زن تهیه و اماده کند. بهمین جهت ریشه ....[=حروف اوستایی] را به آماده کردن و تهیه کردن ترجمه کرده اند. باتساهل فوق العاده درباره امور و روابط جنسی ونابسامانی و تشتت در امر ازدواج و مناسبات خانوادگی در زمان ساسانیان ، به ویژه از سدۀ سوم میلادی به بعد این نظر نادرست نمی نماید چون استقراض زن یا ازدواج های استقراضی ، واگذارکردن کسی همسرش را به دیگری ، تعدد زوجات ، ازدواج های هم خون و بامحارم ، واگذار کردن رئیس خانواده و پدری ، یکی از زنانش را به پسر ارشد و...امکان پذیر بوده است . این همه گوشه هایی به طور پراکنده در «ماتیکان هزارداتستان» یا کتاب حقوق فرخ بازمانده است.[تنهابخشی از این کتاب را جناب موبد رستم شهزادی  با عنوان قانون مدنی زرتشتیان در زمان ساسانیان " ترجمه و منتشر کرده اند. امید که همۀ انچه که از این کتاب باقی مانده و در بمبئی توسط موبدان پارسی تصحیح و ترجمه ی انگلیسی شده است ، به فارسی نیز با امانت و دقت ترجمه و دسترس همگان قرار گیرد.[ از این جملات استفاده میشود که اینان(=موبدان زرتشتی معاصر) در کار تحریف متون کم کار نمی کنند!!mmj]

درفرگرد چهارم از وندیداد بند44 که ترجمه اش مورد بحث است اشاره ایست که اگر کسانی به شما روی اورند به درخواست مال و پول ، زن و خرد یا کسب دانش دینی ، باید به آنان پول و زن داد و وسیلۀ تحصیل علم دین را جهت انان فراهم کرد.

در فرگرد 4 تا بند43 سخن از احکام و حدود شرعی در مراتب سوگند و عهد و پیمان و ایراد ضرب و جرح است که بدون مقدمه مطلب بریده و به یک موضوع اجتماعی اشاره میشود و مردم را به رافت و عطوفت و دهش نسبت به نیازمندان دعوت میکند که کسانی که در نعمت و رفاه هستند  نسبت به هم دینان بی بضاعت یاری دهند و البته نیاز به تکرار و تاکید یا شرح نیست که چنین اوضاع و رفتار و حقوق و احکامی به هیچ وجه با دین زرتشتی [هاشم رضی دین ساسانیان را ایین و رسوم مغان میداندکه درایران حاکم استmmj] و عفاف و پرهیزگاری ایرانیان نسبتی ندارد..

به نظر میرسد زمانی این مطلب در این بخش وندیداد ، توسط موبدان(!) افزوده شده است که نهضت مزدکی جا و مکانی برای خود میان مردم بازکرده بوده است دربندهای بعدی بی زنی و اشخاص عزب مورد نکوهش قرار گرفته اند . اشخاص فقیر و تنگدست که براثر تنبلی و بیکاری بیچیز مانده اند محکوم شده اند. اما نکته ی مهم ، انست که به کسانی که مراجعه میکنند به انانی که زن زیاد در اختیار دارند زن در اختیار بی زنان قرار دهند.

قباد شاه ساسانی خود امر به اشتراک زنان داد (پروکوپیوس، بخش 5ص28 جنگهای ایران و روم) و این بدان سبب بود که روحانیان و طبقات مرفه الحال و ثروتمند و درباریان و ثروتمندان ، هریک شبستان و حرمسرایی داشتند که زنان عقدی و صیغه های فراوان ، علاوه بر کنیزانی که بدون قید و شرط در اختیارشان بود، در این حرمسرا می زیستند. تعصبات مذهبی گاه موجب میشد که کسانی چون موبدان موید ، ارداویراف، بنا به یک سنت مذهبی – همه دختران یا خواهرانشان را به ازدواج خود دراوده وچون زن نگاه دارند(به یاداشت بند13فرگرد 8 بنگرید.درباره ختودت استmmj)

تعدد زوجات شرعا و عرفا مجاز بود از دیدگاه افسانه ای ، فریدون (یشت 34/5)دو زن اژی دهاک را که خواهران جمید بودند به نامهای "سنگهواچی" و "ارنواچی" به همسری خود درمی اورند که برای تولید نسل بهترین بودند (یوستی : نامنامه ص89و293) در اوستا نیز راجع به زن صیغه اشاراتی هست . در قطعات پراکنده اوستایی (F,2) عبارت Hapsne.apno.xavo به شکل دقیقی «بایک زن صیغه ثروتمند» ترجمه میشود . نگاه کنید به کتاب درباره حقوق ساسانی sassanidischen Rechtzum جلد اول  ص32 به بعد" همچنی در «واژنمامۀ ایران باستان ستون1765» هردو از بارتلومه.

به موجب منابع حقوقی فارسی میانه ، دو یا بیشتر – داشتن پادشاه زن- زن عقدی نیز رایج بود. «مردی با دوپادشاه زن.....حقوق ساسانی ، جلد1ص36و زن در..ص12» و چنانکه اشاره شد فریدون نیز بدو زن ممتاز ، یعنی خواهران فریدون را به ازدواج خود دراورد.

هرودوت (کتاب1بند135) نیز به تعدد زوجات اشاره کرده است . این امر حد و مرزی نداشت – اما طبقات بی بضاعت و توده ی فقیر به ناچار به یک زن قناعت می کردند. اما آنهم به موجب زیاده روی اغنیا و احتکارشان از زنان صیغه و عقدی ، شرعی و کنیزان در شبستان ها ، دسترسی شان قرار نمی گرفت. جهت حل این مشکل است که در وندیداد4/44 اشاره به اشخاص غنی و ثروتمند میشود که هرگاه کسی برای خواهش زن مراجعه کرد به او زن واگذار کنند.

در «ماتیکان هزارداتستان» یا هزار ماده قانونی – مطالب بسیاری دربارۀ زنان، ازدواج- واگذاری زنان یا ازدواج استقراضی امده است. یک مرد حتا میتوانست علی رغم میل و رضایت پادشاه زن خود ، اورا به اشخاص تنگدستی  که نیاز به زن داشتند برای مدت معینی واگذار کند. شرابط معاهده ، زمان واگذاری ، فرزندان که از این زن در مدت قرض دادن وی تولید میشد- همه قبلا مورد موافقت دو طرف قرار میگرفت (درباره حقوق ساسانی جلداول-ص36) و به این ترتیب دستور وندیداد اجرا میشد.

دارایی زن، به شوهر دوم نمی رسید و تنها نیروی کاروخدمات و در صورت توافق تا اندازه ای – فرزندانی که از شوهر دوم در مدت استقراض حاصل می شد، برای شوهر انوی محفوظ می ماند. باید اشاره شود که این مورد مراجعه ی نیازمندان و اشخاص تنگدست به اشخاص مرفه الحال ، قوانین ویژه ای داشت . شخص نیازمند که درخواست میکرد خود از قوانین اگاه بود و درخواست به صورت قانونی عرضه میشد(همان کتاب ص35)کودکانی که از شوهر دوم برای زن تولید میشد، متعلق به شوهر اول بود. پس از مراجعه کسی که نیازند زن بود، مردی که به او مراجعه شده بودف باتوجه به مطالب «ماتیکان هزار داتستان» زن خود را با اجرای صیغه ای ، به طور موقت از قید زوجیت ازاد میکرد. شوهر «هرگاه به زن بگوید که از سوی من، برخود ازاد شدی...» صیغه طلاق موقت جاری شده و اجازه داشت به عنوان «چاکرزن» به ازدواج دیگری دراید (درباره حقوق ساسانی . فرهنگستان هایدلبرگ 1910 جزوه 11ص3 "عبارت انکلیسی")  حتی مرد میتوانست زن خود را بدون توافق زوجه به دیگری به طور موقت واگذار کند . در چنین صورتی شوهر دوم از ثروت زن بهره ای نمی برد؛ همچنین  کودکان تولید شده نیز چنانکه اشاره شد به شوهر اول تعلق داشت و شوهر اول هرگاه می خواست مطابق قانون میتوانست زن و فرزندان وی را که از شوهر دوم بود بازپس گیرد. باید یاداور شد که انچه کتاب «ماتیکان هزارداتستان» بر می اید و منابع دیگر در تایید انست و بارتولومه پس از تحقیقات  فراوان بدان پی برد. این ازدواج ها ، که به قرض دادن  زن یکدیگر بوده است میان مردم مرفه و ثروتمند و طبقات بالای جامعه رواج داشته است. درفرگرد 4/44 نیز اشاره به تنگدست و نیازمند نیست، بلکه اشاره به همدینان و برادران است. بیش از هرچیزی ، علل اقتصادی در این مهم دخیل بوده است تا نیازهای جنسی و عشقی. انان که زن از دیگران به قرض می گرفتند نیاز به نیروی کار ، مدیریت و تخصص و کودکانی داشتند که تامین کننده نیروی کار بودند.

اگر شوهر با توافق زن ، زوجه اش  را به قرض می داد ، اموال و بعضی حقوق زن برای خودش محفوظ می ماند .(دربالا دیدیم که میتوانست بدون زضایت نیز چنین کند mmj) شرایط مالی ، تامین حقوق زن در ازدواج اول ، و هنگامی که به قرض داده میشدو حدود حقوق شوهر دوم و بسا مسائل حقوقی دیگر بسیار پیچیده بوده است . «دینکرد» در این زمینه توضیحاتی دارد(=کتب مقدس مشرق زمین«دینکرد» در این زمینه توضیحاتی دارد(=کتب مقدس مشرق زمین  S.B.E، جلد37/ص7- جلد8ص20و126 )

فرزندانی که تولید میشدند ، گاه به فروش میرفتند و این منبع درامدی برای پدر بود و به عنوان نیزوی کار از این فرزندان ، چون بردگان بهره بری میشد. زن و کودک و برده ، درست به عنوان شیی (اشیاء) بودند به موجب «ماتیکان هزار داتستان» (فروختن فرزند به بردگی از اختیارات پدر است...که می توان فرزند را بفروشد ، بکشد یا عضووی از او را ناقص کرده از کار بیندازد.(درباره حقوق ساسانی ، جزوه5ص22)

در متن های حقوقی زمان ساسانیان به ویژه «ماتیکان هزارداتستان» به مسائل بسیاری دربارۀ روابط میان زن و شوهر و نوع ازدواج استقراضی و اجازه زن از سوی شوهر به شهور یا مردی دیگر بر میخوریم. این همه در فرگرد چهارم و پانزدهم وندیداد به صورت مختصر و اشاره منعکس است، و در «دینکرد و روایت پهلوی» نیز به اشارات مفصل تری بر می خوریم. در مورد صیغه نیز هم چنین مطالبی در این رابطه هست. زنان صیغه ای در واقع در شمار خدمۀ کدبانو یا پادشاه زن محسوب می شدند . زنان صیغه ای چون به خانه مردی می رفتند که از اغنیا بودند و این فقط در میان ثروتمندان و بازرگانان و طبقات اشراف و درباریان و روحانیان روی مداد ، به عنوان مهریه مبالغی که با موقعیت شان بستگی داشت دریافت میکردند . این گونه زنان هرچند که از لحاظ جنسی نیز نقشی داشتند اما در خانه به عنوان خدمه ، زیر نظر پادشاه زن انجام وظیفه می کردند(زن در حقوق ساسانی .ص13) هرگاه صاحب فرزندانی می شدند ، ان فرزندان ، چون خود زنان یا مادرانشان ، نه از ارث بهره ای می بردند ، نه از اصل و نسب مرد اما از مسکن و خوراک و پوشاک باید تامین می شدند و این برعهده  مرد  بود که تا هفتاد سالگی نفقه ان را بپردازد(ص13) تنها پس از مرگ کدبانو یا پادشاه زن بود که در صورت تمایل مرد، یکی از صیغه ها می توانست به عنوان پاداه زن ارتقا یابد که البته  از لحاظ حقوقی ، خود و فرزندانش تحت شرایطی ارث می بردند. نیز هرگاه پادشاه زنی سترون و نازا بود، مرد میتوانست یکی از صیغه ها را برگزیده و دراین صورت حقوق پادشاه زن بوی تعلق می گرفت . اما بطور کلی این پادشاه زن و فرزندانش بودند که میراث و اصل و نسب و عنوان و موقعیت مرد در نظام طبقاتی بهره مند میشدند و سهم برابر می بردنداما یموجب اشاره «شایست ناشایست» پسران چاکر زن میتوانستند از سوی پدر بعنوان فرزند خواندگی پذیرفته شوند(کتب مقدس مشرق زمین جلد 5ص 325و344)

دخترانی که مجرد بودند نصف سهم الارث رمیبردند و چنانکه اشاره شد زنان صیغه ای و فرزندانشان هیچ بهره و سهمی نمی بردند(زن درحقوق ساسانی .ص 13) پدر بسا اوقات یکی از زنان صیغه ای خود را به پسر بزرگ خود واگذار می کرد البته براساس سفارش های مکرری که در مورد «خویدوده» میشد ازدواج میان خواهر و برادر نیز رواج داشت که این همه در قوانین  مربوط به امر وراثت دشواری هایی را موجب می شد . در مجموعه حقوقی فرخ یا ماتیکان هزار داتستان علاوه بر اشارات در باره ازدواج با محارم ، دررابطه با مسائل وراثت ، نه از اصول واجبه دین که ان در کتب روایات دینی بسیار است- از مساله تجاوزات جنسی نیز مائل و مواردی هست که در فرگد 15وندیداد به نظر می رسد. طلاق با موافقت طرفین انجام میشد البته شوهر و پادشاه زن هرگاه زن مرتکب زنا می شد ، مرد یک طرفه زن را طلاق میداد (زن در حقوق ساسانی.ص 22) از دیدگاه زن بارگی شاهان ساسنی و حرمسراهای آنان و لهو و لعب و هزینه های سنگین ف روایات مفصلی وجود دارد که از حوصله این گفتار بیرون است.

باری، اشارات بند44به بعد فرگرد4 وندیداد بسیار مهم است . این بخش الحاقی است که با بقیه مطالب این فرگرد که دربارۀ احکام شرعی و حدود مجازات های جزایی است کاملا متفاوت بوده و بدون مقدمه و ربط نصل شده است.

ایا این اشارات در بند44 ناشی از چه رویداد و حادثه ای بوده است ؟ این که به هم دینان در صورت نیاز و مراجعه باید پول و زن داد ، موبدان یا مغان در زمانی معنی یعنی زمان ظهور مزدک ، در جریان حوادث رفته اندتاز فشار مضیقه و ظلم به مردم به کاهند. عبارت اوستایی مبهم است . ایا ثروتمندان باید ثروت خود را با نیازمندان تقسیم کنند و از زنان خود به آنان به عنوان ازدواج استقراضی بدهند؟ در گزارش پهلوی وندیداد ،بند44، در توضیح واژه ی واذَیَئِتَه [زن] تهیه کنند ، یا [زن] به نگاح دراورند امده که «به او زن دهند» .

اصطلاح (....واژه اوستایی) واذَیَئِتَه ، باید همین مفهوم در ازدواج باشد یعنی ازدواج استقراضی. بارتولومه این نوع ازدواج را « ازدواج میانین» اصطلاح کرده است(درباه حقوق ساسانی، جلد1ص36) در طبقات بالای اجتماع چنین ازدواج هایی جنبه تفریحی و جنسی و تفننی داشته است ، چون اظراف و ثروتمندان ، نیازی به خدمات زنی دیگر نداشتند و در حرم یا شبستان شان زن های عقدی و صیغه ای و کنیزان زیادی جهت خدمات وجود داشتند. اما  در طبقات میانه و متوسط یا کم درامد و تنگ دست ، این نوع ازدواج خا که منقطع و برای مدت محدود بود برای خدمات و نگاهداری بچه ها و تاحدی فرونشانی تمایلات جنسی انجام میگرفت و مطابق معتقدات دینی القایی موبدان، جنبۀ  خیرات مبرات و تحصیل کرفه و ثواب داشت.

اصولا درباره هرزگی و فساد جنسی و تباهی مبانی اخلاقی، بویژه میان اشراف و درباریان و روحانیون بسیار سخن میتوان گفت.

قباد که خوارش زامیکه sambykeرا به همسری داشت، هنگامی که زندان گرفتار شد همسرش را ترغیب کرد تا به زندانبان که بدو فریفته شد، همسرش را ترغیب کرد تا به زندانبان بدو فریفته شده بود کام داده همبستر شود تا در ازادی و فرارش موثر افتد و چنین نیز شد(پروکوپیوس جنگهای ایران وروم ص34) این مورد در نوشته های همان زمان نیز امده است و مورخان پس از ساسانیان نیز بدان اشاره کرده اند. چنانکه گذشت قباد خود دستور داد که اختلاف طبقاتی از میان مردم برداشته شده و زنان اشتراکی باشند. البته این که «خلوص و اعتقاد ویژه مزداپرستان، از طریق ایجاد رابطه جنسی با مادر ، خواهر و دختر به اثبات می رسد»(تیوفانس ، کلاس ص261.نیز کتاب حقوق سریانی تالیف ماربا.زاخائو.کتابهای حقوقی سریانی جلد سوم ص265-روایت پهلوی باب هشتم) نیز نگاه کنید به :

A.mazahcri: La Famille iranocnne aux temps ante isltamiques,paris. P134

(کتاب فوق با عنوان « خانوادۀ ایرانی در دوران پیش از اسلام» نوشته پرفسور علی اکبر مظاهری ، ترجمه عبدالله توکل اخیر (1373) منتشر شده است مطالب مورد نر از ص117به بعد)

در همین کتاب میان صفحات 130-150 مطالب فراوانی از این دست هست. قباد فرمان داد که همه طبقات زیر دست نیز چون اشراف می توانند شبستان و حرمسرا داشته و زنان بسیاری به زوجیت ، چه عقدی و یا به صیغه خود دراورند. البته این منع شرعی و عرفی نداشته بلکه افراد طبقات فرودست ، از لحاظ محدودیت های سخت و امکانات مالی ، حتی نمی توانستند یک زن داشته باشندو گویا نهضت مزدکیان هرج و مرج جنسی و تباهی در ساخت مناسبات خانوادگی را بیشتر کرد . خشم مردم برانگیخته شده بود. طبقات تنگدست و انان که در محدودیت و بی زن بودند ، به قول تبری (السُفله) به خانه و حرم اشراف و بزگان دست یافته و زنان اشراف و بزرگان را مورد تجاوز و یا ضبط قرار دادند (Th.Noldeke. Tabari. Str154) هرج و مرج جنسی به نهایت رسیده بود به حدی که تبری می نویسد فرزندان پدارانشان را نمی شناختند(همانجا ص132)

محدودیت های سخت ، قدرت موبدان و اشراف که منجر به فشار فوق العاده بر مردم تنگدست شده بود ، اختلاف میان موبدان و دربار و شاه بر سر استفاده از قدرت بیشتر، نهضت مزدکیان هم که سبب شد تا قباد فرمان اشتراکی شدن زنان و اموال و برداشتن مرزهای سخت طبقاتی را اعلان کند. این مورد نه بران که از سوی مورخان پس از ساسانیان نوشته شود بلکه از  سوی نویسندگانی نزدیک به دوران قباد چون «پروکوپیوس» و «یشوعا ستون نشین» نیز بوضوح اعلان شده است:

Procopius Caesrensis. De bello Persico I.5 opera p mnia. J. Haury .I Lipsiao.1905. p20

البته پروکوپیوس بصراحت می نویسد قوانین موضوعه از سوی قباد ، موافق میل بسیاری از مردم نبود و قباد نیز به خاطر مردم و نوع دوستی چنین احکامی صادر نکرد، بلکه  این تعارض قدرت بود که قباد را به چنین اقداماتی برانگیخت . در این تعارض حتی بعضی از اشراف و درباریان و موبدان نیز سوی قباد را گرفتند.

در همین فرگرد چهارم وندیداد، بندهای 47-54 نیز در تعارض با مانویان است که زهد و رهبانیت و عدم ازدواج را شعار داشته و تبلیغ میکردند. در هر حال موبدان رسم ازدواج استقراضی و به دیگران جهت تمتع زن واگذار کردن را بطور رسمی تبلیغ کردند.

بند44 از فرگد 4وندیداد،هرگاه با موازین اخلاقی امروز تفسیر شود، ساده لوحانه و از روی ریاست که ثروتمندان  اگر مراجعانی داشته باشند که پول یا زن بخواهند باید به انان کمک کرد ، پول داد و وسیله ازدواج شان را با زن دادن مهیا نمود. رسم ازدواج استقراضی و نوعی دیگر تبادل زنان ، رسمی ممهور به مجوزهای شرعی بوده است. در «هزاره ماده قانونی و قضایی» شرایط و احکام و قوانین و قوانین ازدواج استقراضی و تبادل زنان بوده است . اگر مردی ، با موافقت زوجه اش ، با معاهده زن را برای مدت معینی به مردی دیر واگذار می کرد ، انگاه شوهر دوم در زمان معین اجاره ، زن را به مرد دیگری واگذار می کرد، این در حکم زن بری یا زن دزدی و تجاوز به عنف محسوب شده و مجازات مرگ ارزانی یا اعدام در پی داشت.

در «روایت پهلوی» بخش یازدهم، بند11 آمده است:

«کسی که زنی به مردی دهد و مردی که زن بدو داده شود، پس زن را به عنوان اشو داد بپذیرفت ، پس از ان را به مرد دیگر دهد(=مرد اول – که زن را به شوهر داده است) و زن به داده شدن به مرد دم و هم چنین به مرد نخست همداستان باشد – اگر مدت یک سال بدزدد( مرد دوم یکسال زن را دزدانه نگاه دارد) پس مرد دوم، زن و نیز آن مردی که پس (=دوباره) زن را به مرد دوم داده است مرگ ارزان باشد»

توضیح چنین است که هرگاه شوهر زنی ، زن خودرا به مردی دهد و این زن و مرد هردو بدین کار راضی باشند و موافقت کنند. انگاه همان مرد بدوناجازه مرد اول ، زن را به مرد دومی واگذار کند و زن نیز با اینکار موافق باشد و این عمل یکسال بدون اگاهی مرد اول ادامه پیدا کند، سردار زن، مرد دوم و زن هرسه مرگ ارزان هستند.

در «روایت پهلوی » فصل 41 نیز که از گناهان مرگ ارزان یاد میکند ، تصریح شده کههرگاه زن دیگران را به مدت یکسال بدون معاهده و بدون اکاهی وهر نگاه دارند، مرگ ارزان است.

اشکاراست که هرگاه مردی ، زن خودرا با شرطو پیمان – بمدت معینی به مردی دیگر واگذار می کرد، شوهر موقت دوم نیز میتوانست با اگاهی نسبت به شوهر اول زن را به مرد سومی واگذار کند. اما هرگاه مرد دوم ، بدون اگاهی مرد اول که طرف معاهده بوده ، زن (کالا –شیء )[=عبارت هاشم رضی] را بمرد سومی اجاره یا قرض میداد و این بارضایت زن انجام میشد هرسه مستحق اعدام میشدند.

اشاره «روایت پهلوی» همان ازدواج استقراضی است که در هزار ماده قانونی به روشنی شرح ده است . قرض دادن و اجاره زن بدیگری در شمار خیرات و ثواب بوده است.

________

 

لینک مرتبط : http://iranbastannn.blogfa.com/cat-1.aspx

لینک به بیرون غیاثابادی : جایگاه زن در دوره ساسانیان

لینک به بیرون : برده داری پیش و پس از اسلام و برده داری در دوره هخامنشیان

 نیز برده داری : http://anthropology.ir/node/2459

ــــــــــــــــــ

http://iranbastannn.blogfa.com/cat-1.aspx






نوع مطلب :
برچسب ها : زن در زرتشت، زن و کورش،
لینک های مرتبط : نقد زرتشت،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام