تبلیغات
دین و مذهب شیعه - علت خانه نشینی مولای متقیان
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان
سه شنبه 8 فروردین 1391 :: نویسنده : دین ومذهب شیعه

دلایل أمیر المؤمنین علیه السّلام در اینكه چرا با ناكثین و قاسطین و مارقین جنگید ولى در برابر أبو بكر و عمر سكوت فرمود

 

نقل شده كه آن حضرت پس از جنگ نهروان در مجلسى نشسته بود و از جریان امور گذشته

مذاكره مى‏شد، تا اینكه آن حضرت پرسیده شد كه چرا با أبو بكر و عمر همچون طلحه و زبیر و

معاویه نجنگیدى؟

 

أمیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: من از روز نخست زندگى پیوسته مظلوم واقع شده و حقوق خود

را مورد تجاوز و دستبرد دیگران مى‏دیدم. پس اشعث بن قیس برخاسته‏

 

و گفت: اى أمیر المؤمنین، چرا دست به شمشیر نبردى و حقّ خود را نستاندى؟ فرمود: اى اشعث

مطلبى را پرسیدى پس خوب به پاسخش گوش كرده و بخاطر بسپار، و به حقیقت كلام و حجّت

من توجّه كن. كه من از شش تن از انبیاى گذشته تبعیّت و پیروى نمودم: أوّل از حضرت نوح علیه

السّلام كه خداوند در باره‏اش مى‏فرماید: فَدَعا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ  پس اگر كسى بگوید او از

قوم خود خوف نداشته؛ منكر كلام خدا و كافر بدان شده است.

 

و دوم از حضرت لوط علیه السّلام كه خداوند در باره او مى‏فرماید: لَوْ أَنَّ لِی بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلى‏

رُكْنٍ شَدِیدٍ » پس اگر كسى بگوید: لوط این كلام را براى مطلبى غیر از ترس گفته مسلّما كافر

است، و گر نه اوصیاى انبیاء در این مقام معذورترند.

 

و سوم از حضرت إبراهیم خلیل علیه السّلام، در این آیه كه: وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ »

پس اگر كسى بگوید او این سخن را براى غیر ترس گفته كافر است، و گر نه وصىّ رسول خدا

صلّى اللَّه علیه و آله معذورتر است.

 

و چهارم از حضرت موسى علیه السّلام در این آیه: فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ »، پس اگر كسى‏

 

با وجود این آیه منكر ترس موسى شود كافر است، و گر نه وصىّ معذورتر است.

 

و پنجم از سخن هارون برادر آن حضرت در این آیه كه گفت: ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَ

كادُوا یَقْتُلُونَنِی اگر كسى منكر ترس هارون باشد مسلّما كافر است، و گر نه وصىّ رسول خدا

صلّى اللَّه علیه و آله معذورتر است.

 

  و ششم از برادرم محمّد صلّى اللَّه علیه و آله خیر البشر پیروى و تبعیّت نمودم كه روى احتیاط و

خوف از قریش مرا در جاى خود خوابانیده، و خود از مكّه بیرون و در غار مخفى شد، اگر كسى

منكر ترس آن حضرت از دشمنان باشد كافر است، و گر نه وصىّ او معذورتر است.

 

در این وقت همه مردم یكپارچه برخاسته و گفتند: اى أمیر المؤمنین ما همه دریافتیم كه فرمایش

شما صحیح و عمل شما حقّ است، و ما جاهل و گناهكاریم، و ما مى‏دانیم كه شما در ترك دعوى

و سكوت و تسلیم شدن خود معذور مى‏باشى.

 

 

 (2) از اسحاق بن موسى از پدرش حضرت كاظم و او از حضرت صادق به واسطه پدران گرامش

علیهم السّلام نقل است كه حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام در كوفه مشغول ایراد خطبه‏اى بود

كه در آخر آن فرمود:

 

بدانید كه من از مردم به خود مردم اولویّت دارم، و من از آن روز كه پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله

وفات یافت پیوسته مورد ظلم واقع شده‏ام.

 

پس اشعث بن قیس برخاسته و گفت: اى أمیر المؤمنین از وقتى به كوفه آمده‏اید در تمام خطبه‏ها

این جمله كه «من از مردم به خود مردم اولویّت دارم، و من از آن روز كه پیامبر صلّى اللَّه علیه و

آله وفات یافت پیوسته مورد ظلم واقع شده‏ام» را فرموده‏اید، پس براى چه أبو بكر و عمر ولایت

یافتند، و براى چه با شمشیر خود براى دفاع حقّت نبرد نكردى؟

 

حضرت أمیر علیه السّلام به او فرمود: اى پسر شرابخوار، سخنى پرسیدى پس جواب آن را بشنو: به

خدا سوگند كه منع از گرفتن حقّ من نه ترس بود و نه كراهت از مرگ، و آن نبود جز وفا به

عهدى كه با رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله داشتم، زیرا آن حضرت مرا خبر داده بود كه:

 

 «امّت من تو را جفا و مكر روا مى‏دارند، و پیمان و وصیّت مرا در باره‏ات نقض كنند، و این را

بدان كه تو نزد من به منزله هارون نسبت به موسى هستى» پس من عرض كردم: اى رسول خدا، در

آن زمان وظیفه من چیست؟ فرمود: «اگر یار و یاورى یافتى با آنان مبارزه كرده و حقّ خود را

بگیر، در غیر این صورت سكوت كرده و خون خود را حفظ كن، تا هنگامى كه مظلومانه به من

ملحق گردى».

 

پس من نیز بعد از وفات پیامبر سرگرم تجهیز و دفن جسد مبارك آن حضرت و فراغ از آن شدم،

سپس سوگند خوردم كه من براى جز نماز از خانه بیرون نروم تا وقتى كه قرآن را یك جا جمع

نمایم، و به تصمیم و قصد خود عمل نمودم. و بعد از آن دست دخت پیامبر و دو فرزندم حسن و

حسین را گرفته و به خانه‏هاى اهل بدر و اهل سابقه در اسلام رفته و تضییع حقّ خود را به آنان

تذكّر داده و یكایك ایشان را به یارى خود دعوت نمودم، ولى از میان ایشان تنها چهار نفر:

سلمان، عمّار، أبو ذرّ و مقداد دعوت مرا اجابت نمود، و جز آن چهار تن كسى مرا یارى و

مساعدت نكرد. و از میان اقارب و اقوامم كه طرفدار من بودند تنها عقیل و عبّاس كه نزدیك به

عهد جاهلیّت بودند در میان اهل بیت من دیده مى‏شدند، و از ایشان هیچ كارى ساخته نبود.

 

اشعث گفت: اى امیر مؤمنان، با این استدلال عثمان هم چون یاورى نیافت دستهاى خود را جمع

كرده و مظلومانه تسلیم مرگ شد!.

 

حضرت أمیر علیه السّلام فرمود: اى پسر شرابخوار، این طور كه تو قیاس كردى نیست، عثمان

چون در جاى دیگرى نشسته و لباس دیگرى را در بر كرده و با حقّ طرفیّت نمود حقّ او را بزمین

زده و مقهور و مغلوب گردید. سوگند به آنكه محمّد صلّى اللَّه علیه و آله را بحقّ مبعوث ساخت؛

                       

اگر در روز بیعت أبو بكر تنها مرا چهل یار و همراه بود هر آینه به جنگ برخاسته و در راه خدا

جهاد مى‏كردم، تا اینكه عذر من در مقابل حقیقت روشن گردد.

 

اى مردم، بدانید كه اشعث در پیشگاه پروردگار متعال به اندازه پر مگسى ارزش نداشته و در دین

خدا پست‏تر از آب بینى گوسفند است.

 

الاحتجاج، ج‏1، ص: 416





نوع مطلب :
برچسب ها : علت خانه نشینی مولای متقیان،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام