تبلیغات
دین و مذهب شیعه - مقام مادر امام علی علیه السلام
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان

مقام مادر امام علی علیه السلام

 

روزی على بن ابى طالب گریان نزد پیغمبر (ص) آمد و میگفت إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ، رسول خدا (ص) باو فرمود اى على

چرا گریه میكنى؟ عرضكرد یا رسول اللَّه مادرم فاطمه بنت اسد مرده پیغمبر گریست و فرمود اگر مادر تو بود، مادر من هم بود

این عمامه مرا با این پیراهنم برگیر و او را در آن كفن كن و بزنها بگو خوب غسلش بدهند و بیرونش نبر تا من بیایم كه كار او

با من است پیغمبر پس از ساعتى آمد و جنازه او را برآورد و بر او نمازى خواند كه بر دیگرى نخوانده بود مانند آن را و چهل

تكبیر بر او گفت و در قبر او دراز خوابید بى‏ناله و حركت و على و حسن (ع) را با خود وارد قبر كرد و چون از كار خود فارغ

شد بعلى و حسن فرمود از قبر بیرون شدند و خود را بالین فاطمه كشانید تا بالاى سرش رسید و فرمود اى فاطمه من محمد سید

اولاد آدمم و بر خود نبالم اگر منكر و نكیر آمدند و از تو پرسیدند پروردگارت كیست؟ بگو خدا پروردگار من است و محمد

پیغمبر من است و اسلام دین من است و قرآن كتاب من و پسرم امام و ولى من.

 

سپس فرمود خدایا فاطمه را بقول حق برجا دار و از قبر او بیرون آمد و چند مشت خاك روى آن پاشید و دو دست بر هم زد و

آن را تكانید و فرمود بآن كه جان محمد بدست او است فاطمه دست بر هم زدنم را شنید عمار بن یاسر از جا برخاست و

عرضكرد پدرم و مادرم قربانت یا رسول اللَّه نمازى بر او

 

خواندى كه بر احدى پیش از او نخواندى؟ فرمود اى ابو یقظان او لائق آن بود ابو طالب فرزندان بسیار داشت و خیر آنها فراوان

و خیر ما كم این فاطمه مرا سیر میكرد و آنها را گرسنه میداشت مرا جامه در بر میكرد و آنها برهنه بودند و مرا با صابون

میشست و آنها ژولیده بودند، عرضكرد چرا چهل تكبیر بر او گفتى؟ فرمود براست خود نگریستم چهل صف فرشته حاضر بودند

براى هر صفى تكبیرى گفتم، عرضكرد بى‏ناله و حركت در قبر دراز كشیدى؟ فرمود مردم روز قیامت برهنه محشور شوند و

من از خدا باصرار خواستم كه او را با ستر عورت محشور كند بآن كه جان محمد در دست او است از قبرش بیرون نشدم تا دیدم

دو چراغ نور بالاى سر او است و دو چراغ نور برابر او و دو چراغ نور نزد پاهاى او و دو فرشته بر قبر او موكلند كه تا روز

قیامت برایش آمرزش جویند. 15- ابى مسلم گوید با حسن بصرى و انس بن مالك آمدیم تا در خانه ام سلمه انس بر در خانه

نشست و ما وارد شدیم شنیدم حسن گفت درود بر تو اى مادرم و رحمت خدا و بركاتش، باو پاسخ داد بر تو درود تو كیستى

فرزند جانم؟ گفت حسن بصریم گفت براى چه آمدى؟ گفت آمدم حدیثى كه از پیغمبر در باره على شنیدى برایم بازگوئى ام سلمه

گفت بخدا برایت حدیثى گویم كه باین دو گوشم از رسول خدا (ص) شنیدم و گر نه هر دو كر شوند و باین دو چشمم دیدم و گر نه

كور شوند و دلم‏

 

آن را حفظ كرده و گر نه مهر بر آن نهاده شود و لال شوم اگر نشنیدم كه رسول خدا (ص) بعلى بن ابى طالب (ع) فرمود اى

على هر بنده‏اى كه خدا را ملاقات كند و منكر ولایتت باشد چون پرستنده بت و صنم خدا را ملاقات كرده شنیدم حسن بصرى

 

میگفت اللَّه اكبر گواهم كه على مولاى من و مولاى هر مؤمن است چون بیرون آمدیم انس گفت چرا تكبیر گفتى؟ گفت از مادر

خود ام سلمه خواستم حدیثى باز گوید كه خود در باره على از رسول خدا (ص) شنیده چنین و چنان برایم گفت و من تكبیر گفتم و

گواهم كه على مولاى من و مولاى هر مؤمنى است گوید شنیدم انس بن مالك هم میفرمود من بر رسول خدا (ص) گواهم كه این

را در باره على (ع) فرمود تا سه بار یا چهار بار

و صلى اللَّه على سیدنا محمد و آله اجمعین

الطیبین

 الطاهرین.

 

 

امالى شیخ صدوق-ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 314

 





نوع مطلب :
برچسب ها : مقام مادر،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام