تبلیغات
دین و مذهب شیعه - فقاهت رجوع و اجازه به چه کسی؟؟؟؟
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان
پنجشنبه 11 اسفند 1390 :: نویسنده : دین ومذهب شیعه

امام حسن عسكرىّ علیه السّلام در باره آیه: «و برخى از آنان امّى هستند كه از كتاب ندانند مگر آرزوهاى بیهوده [و تنها گمانهایى در سر پرورانده‏]- بقره: 78» فرمود: امّى منسوب به مادرش مى‏باشد، یعنى همان طور كه از شكم مادرش خارج شده، نه خواندن و نه نوشتن مى‏داند، «از كتاب نمى‏دانند»، مراد كتابى است كه از آسمان نازل شده نه كتاب دروغین، ولى تمیز بین آن دو را نمى‏دهند، «مگر آرزوهاى بیهوده» یعنى جز همان كه برایشان خوانده مى‏شود و مى‏گویند: این كتاب و كلام خدا است، و اگر خلاف آن خوانده شود هیچ تشخیص نمى‏دهند، «و تنها گمانهایى در سر پرورانده»، یعنى تنها مطالبى كه رؤسایشان بر گوششان از تكذیب محمّد صلّى اللَّه علیه و آله در نبوّت او و امامت علىّ علیه السّلام سرور عترت او خوانده‏اند، و آنان فقط تقلید سران را مى‏كنند با اینكه تقلید پیشوایان بر آنان حرام شده بود، «پس واى بر آنان كه كتاب را به دست خود مى‏نویسند، آنگاه مى‏گویند این از جانب خداست تا با آن بهایى اندك بستانند، پس واى بر آنان از آنچه با دست خویش نوشتند و واى بر آنان از آنچه به دست مى‏آورند- بقره: 79».

حضرت فرمود: اینان قوم یهود بودند، سرخود صفتى كه پنداشته بودند مربوط به محمّد است نوشتند در حالى كه آن خلاف ویژگیهاى آن حضرت بود، و به مردم مستضعف خود گفتند: این خصوصیّت پیغمبر آخر الزّمان است: او فردى قد بلند، تنومند با شكمى بزرگ، گردن ستبر، ریش قرمز (یا: سفیدى در موى سر) است- در حالى كه آن حضرت خلاف آنها بود- و اینكه: او پانصد سال پس از این زمان خواهد آمد، و از گفتن این بافته‏ها تنها قصد ابقاى ریاست خود بر آن ضعفا و تداوم نفوذ بر آنان را داشتند، و نفس خود را از زحمت خدمت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و خدمت علىّ و أهل بیت و خاصّان او باز مى‏داشتند، پس خداوند عزّ و جلّ فرموده: «پس واى بر آنان از آنچه با دست خویش نوشتند و واى بر آنان از آنچه به دست مى‏آورند» یعنى واى بر آنان از ذكر این صفات تحریف‏شده مخالف با صفت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و علىّ علیه السّلام، شدّت عذاب در بدترین مكانهاى جهنّم براى ایشان باد، «و واى بر آنان» همان شدّت عذاب براى بار دوم اضافه به مرتبه نخست مى‏باشد، از آن اموالى كه اخذ مى‏كنند وقتى عوام خود را بر كفر به محمّد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و انكار وصىّ و برادر او علىّ بن أبى طالب علیه السّلام ولىّ خدا؛ ثابت داشتند.

سپس آن حضرت فرمود: مردى به امام صادق علیه السّلام عرض كرد: اگر این مردم یهودى از تورات فقط همان كه از علماى خود مى‏شنوند نمى‏دانند بنا بر این راهى جز همان برایشان باقى نمى‏ماند، پس چطور خداوند ایشان را به تقلید كردن و قبول از علماى خود سرزنش نموده، و مگر نه این است كه عوام یهود همچون عوام ما تقلید علماى خود مى‏كنند؟

حضرت فرمود: میان عوام و علماى ما و عوام و علماى یهود از یك جهت فرق و تفاوت است و از جهتى برابرى.

امّا از جهتى كه آن دو با هم برابرند این است كه خداوند؛ عوام ما را به تقلید از علماى خود همان طور مذمّت كرده كه عوام و علماى یهود را سرزنش، و امّا از جهت افتراق ایشان نه.

آن مرد گفت: اى زاده رسول خدا، این مطلب را برایم بیان فرمایید.

حضرت علیه السّلام فرمود: بتحقیق عوام یهود صریحاً از كذب علماى خود و اكل حرام و رشوه و تغییر احكام از واجبات آن با شفاعت و عنایت و تملّق و چاپلوسى با خبر بودند و با تعصّب شدیدى كه آنان را از دینشان جدا كرده بود ایشان را شناخته بودند و اینكه‏

آنان هر گاه تعصّب بخرج دهند حقوق همانها كه بر ایشان متعصّب مى‏شوند زایل مى‏سازند، و اموال را به ناروا دهند، و بخاطر همانها بدیشان ظلم كردند، و نیك دانسته بودند كه علماى ایشان دست به حرام مى‏برند، و به ناچار با معارف قلوب خود به این نكته پى برده بودند كسى كه رفتارش مانند علماى ایشان باشد فاسق است و جایز نیست بخاطر خدا تصدیق شود و نه بعنوان واسطه میان خلق و خدا، پس بخاطر اینكه تقلید كسانى را نمودند كه آنان را شناخته بودند و افرادى كه دانسته بودند؛ قبول خبرشان، و تصدیق حكایتشان، و عمل به مطالبى كه به ایشان مى‏رسد از افرادى كه ندیده‏اند جایز و روا نیست، و واجب است كه به خودشان فرو رفته و در باره امر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نیك بیندیشند، چرا كه دلائل آن حضرت آشكارتر از آن است كه مخفى بماند، و مشهورتر از آن است كه برایشان آشكار نگردد.

و این چنین است عوام امّت ما؛ هر گاه از علماى خود فسق ظاهر، و تعصّب شدید و هجوم بر حطام دنیا و حرام آن را دریافتند، و نیز دیدند آنان بجاى اصلاح طرفداران خود؛ كمر به نابودى ایشان بسته‏اند، و با اینكه به خوارى و اهانت شایسته‏ترند مورد

احسان و نیكوكارى طرفداران خود واقع مى‏شوند، در یك چنین اوضاعى هر كدام از عوام ما از چنان فقهایى تقلید كند درست همانند یهودى خواهند بود كه مشمول ذمّ خداوند بواسطه تقلید از فقیهانى فاسق خود شدند، پس هر فقیهى كه مراقب نفسش بوده و حافظ دین خود است و با نفس خود مخالف است و مطیع امر مولى مى‏باشد، بر عوام است كه از چنین فقیهى تقلید كنند، و این شرائط تنها مشمول برخى از فقهاى شیعى مى‏گردد نه تمامشان، زیرا از هر كه مرتكب عملى قبیح و فاحش همچون فقهاى فاسق عامه گردد؛ مطلبى كه از ما مى‏گویند را قبول نكنید، و حرمتشان را نگه ندارید، و هر آینه بسیارى از مطالب منقول از ما دستخوش تخلیط شده، زیرا فاسقان گوش به كلام ما مى‏دهند و از سر جهل تمام آن را تحریف مى‏كنند، و از كمى شناختى كه دارند مطالب را بر غیر آن مى‏نهند، و جماعت دیگرى نیز از سر عمد بر ما دروغ بندند تا از حطام ناچیز دنیا وسیله‏اى بدست آرند تا همان؛ شعله‏هاى آتش جهنّم را بر ایشان بیفزاید.

  و گروهى از دشمنان مذهبند كه قادر به قدح ما نیستند، برخى از علوم صحیح ما را مى‏آموزند و آن را به شیعیان ما مى‏رسانند، و از ما نزد دشمنان عیبجویى مى‏كنند، و چندین برابر آن دروغ و چندین برابر آن اكاذیب بر ما مى‏افزایند كه ما از همه آنها پاك و برى‏

هستیم، ولى مع الأسف شیعیان تسلیم ما آن را مى‏پذیرند بر اینكه آن از علوم و دانش ما است، پس گمراه شده و دیگران را به بیراهه كشند، و زیان و ضرر این افراد بر شیعیان ضعیف ما از لشكر یزید بر حسین بن علىّ علیهما السّلام و أصحاب آن حضرت بیشتر است، زیرا آنان هم روح را بتاراج مى‏برند و هم اموال را به غارت.

و این گروه از علماى سوء ناصبى مذهبى هستند كه خود را بظاهر از موالى ما و دشمن اعداء ما مى‏شمارند، و شكّ و شبهه را بر شیعیان ضعیف ما وارد نموده و گمراهشان مى‏سازند و مانع ایشان از رسیدن به مقصد حقّ مى‏گردند، البتّه خداى تعالى از قلب هر كدام از این عوام دریابد كه او هیچ قصدى جز نگهدارى دین و تعظیم ولىّ خود ندارد این چنین فردى را هرگز در دست افراد ظاهر فریب كافر رها نسازد، بلكه مؤمنى را برایش برانگیزد تا او را به راه صواب آگاه سازد، سپس خداوند همو را توفیق پذیرش خود سازد، پس خداوند با این كار خیر دنیا و آخرت را براى او جمع مى‏كند، و براى كسى كه او را گمراه نموده لعن دنیا و عذاب آخرت را گرد مى‏آورد.

سپس فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: «اشرار علماى امّتم، همه را از من گمراه مى‏سازند، دزدان راههاى منتهى به ما مى‏باشند، افرادى كه نامهاى ما را بر مخالفانمان مى‏نهند، و انداد و همتایانمان را ملقّب به لقب ما مى‏سازند، بر ایشان صلوات فرستند

هر چند به لعن شایسته‏ترند، و ما را لعن مى‏كنند در حالى كه ما لبریز و غرقه كرامات خداوندى هستیم، و با صلوات خداوند و فرشتگان مقرّب بر ما از صلوات ایشان بر خود بى‏نیاز و مستغنى هستیم».

سپس فرمود: فردى از أمیر المؤمنین علیه السّلام پرسید: بهترین خلق خدا پس از امامان هدایت و چراغهاى تاریكى كیست؟ فرمود: علما؛ البتّه اگر به صلاح رسیده باشند.

پرسید: پس از ابلیس و فرعون و نمرود، و بعد از جماعتى كه اسامى شما را بر خود مى‏نهند و گروهى كه خود را ملقّب به القاب شما مى‏كنند و امكنه شما را تصرّف كرده و در ممالك شما حاكم مى‏شوند؛ اشرار خلق خدا كیانند؟

فرمود: علما وقتى به فساد افتند، اینان اباطیل را ظاهر مى‏سازند و حقایق را كتمان مى‏كنند، و در باره ایشان خداوند فرموده: «خدا و لعنت‏كنندگان لعنتشان مى‏كنند. مگر آنان كه توبه كردند- بقره: 160 و 159».

 

 

                        الاحتجاج، ج‏2، ص: 554

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام