تبلیغات
دین و مذهب شیعه - اندیشه و افکار ملاصدرا و تأثیر آن بر فرهنگ اسلامی (4)
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان


اما مسئله معاد
آیا معاد جسمانی است یا نه؟ و آیا بهشت و جهنم الان در خارج موجودند یا قائم به نفس‏اند؟ در اینجا درصدد اثبات معاد جسمانی هستیم اما بحث دوم عن قریب خواهد آمد.
 
شیعه علاوه بر اینکه به اصل معاد معتقد است، معاد جسمانی را نیز از ضروریات دین و مسلّمات شریعت می‏داند.
به عبارت دیگر: از آیات و اخبار بطور صریح استفاده می‏شود که در عالم قیامت بدن‏های عنصری خاکی ـ که از اجزای بدن‏های دنیوی انسان است ـ محشور می‏شوند نه اینکه در عالم قیامت فقط ارواح باشند و یا آن که ارواح با صوری جسمانی که فقط دارای مقدار هستند (و نفس آنها را انشاء نموده است) و از عناصر مادی این عالم هرگز اثری در قیامت نباش
اد را منکر است و مکرراً در اسفار تصریح می‏کند که مقصود از بدنی که در قیامت عود می‏کند بدن عنصری مادی دنیوی نیست بلکه روح با بدن مثالی یعنی صورت بدون ماده است (که قائم به نفس و انشاء شده از نفس است).
لذا در اسفار می‏نویسد: فکل جوهر نفسانی مفارق یلزم شبح مثالی ینشأ منه یحسب ملکاته و اخلاقه و هیئاته النفسانیة بلا مد خلیّة الاستعدادات و حرکات الموادّ کما فی هذا العالم شیئاً فشیئاً... فان قلت: النصوص القرآنیة دالة علی أن البدن الأخروی لکلّ انسان هو بعینه هذا البدن الدنیاوی له...
 
 قلنا: نعم ولکن من حیث الصورة لا من حیث المادة و تمام کل شئ بصورته لا بمادّته. یعنی: پس هر جوهر مفارق نفسانی شبحی مثالی لازم دارد که از نفس به حسب ملکاتش انشاء شده است بدون مدخلیت استعداد است و حرکات مواد آنچنان که در دنیا می‏باشد... تا آن که می‏فرماید: اگر بگویی دلیلهای قطعی قرآنی اثبات می‏کند که همین بدن دنیوی در قیامت خواهد بود، گوییم: درست است که بدن دنیایی است و لکن از حیث صورت نه ماده زیرا شیئیت شیئی به صورت اوست نه به ماده.
 
و می‏نویسد: وانزل من هذا المرتبة من الاعتقاد فی باب المعاد و حشر الاجساد،اعتقاد علماء الکلام کالامام الرازی و نظائره بناء علی أن المعاد عندهم عبارة عن جمع متفرقات أجزاء مادیة لأعضاء أصلیة باقیة عندهم... و لا یخفی علی ذی بصیرة أن النشأة الثانیة طور آخر من الوجود یباین هذا الطور المخلوق من التراب والماء والطین و انّ الموت والبعث ابتداء حرکة الوجود الی الله او القرب منه لا العود الی الخلقة المادیة والبدن الترابی الکثیف الظلمانی.13 
 
یعنی: و پست‏تر و پایین‏تر از این مرتبه (که قبلاً ذکر شده است) از نظر اعتقادی در باب معاد و محشور شدن جسدها، اعتقاد علماء کلام مانند امام فخر رازی و همفکران اوست که معاد نزد آنان همان جمع متفرقات از اجزاء مادیه است در ارتباط با اجزاء اصلیه باقیمانده تا اینكه    می‏گوید: و بر هیچ صاحب نظری مخفی نیست كه نشأت دوم جریان دیگری است از وجود مباین این جریان پدید آمده از خاك و آب و گل و اینكه مرگ و حشر ابتدا حركت وجود بسوی خداوند متعال است یا قرب به او، نه عود و برگشتن بسوی خلقت مادی و بدن خاكی كثیف ظلمانی.14
 
و میرزا احمد آشتیانی ‏رحمة الله در لوامع الحقائق مبحث معاد صفحه 39و 40، و حاج سید احمد خوانساریرحمة الله در العقائد الحقه صفحه 255، و علامه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی در مجموعه رسائل و مقالات فلسفی صفحه 83، شیخ محمد تقی آملیرحمة الله درر الفوائد 2/460، مخالفت نظر ملاصدرا را با كتاب و سنت تصریح نموده‏اند چنانكه مطلب واضح و روشن است.
 
(شیخ محمد تقی آملی در تعلیقه بر شرح منظومة ـ بعد از توضیح مراد مصنّف ـ می‏نویسد: هذا غایة ما یمکن أن یقال فی هذه الطریقة ولکن الإنصاف أنه عین انحصار المعاد باالروحانی لکن بعبارة أخفی، فإنّه بعد فرض کون شیئیة الشیء بصورته و أن صورة ذات النفس هو نفسه و انّ المادة النیویّة لمکان عدم مدخلیّتها فی قوام الشیء لا یحشر و أن المحشور هو النفس غایة الأمر إمّا مع إنشائها لبدن مثالی قائم بها قیاما صدوریّاً مجرّداً عن المادة و لوازمها إلا المقدار کما فی نفوس المتوسطین من أصحاب الشمال أو أصحاب الیمین و إما بدون ذلک أیضا کما فی المقربین و لعمری أنّ هذا غیر مطابق مع ما نطق علیه الشرع المقدس علی صادعه السلام والتحیّة.
 
و أنا أشهد الله و ملائکته و أنبیائه و رسله، أنّی أعتقد فی هذه الساعة و هی ساعة الثلاث من یوم الأحد الرابع عشر من شهر شعبان المعظم منة 1368 فی أمر المعاد الجسمانی بما نطق به القرآن الکریم، واعتقد به محمد6 والائمة المعصومین – صلوات الله علیهم أجمعین- وعلیه أطبقت الامة الاسلامیة.)
 
 و جای بسی تعجب است كه نویسنده محترم در مقاله‏اش از این نكته بزرگ غفلت نموده و نوشته است: (نگاه ویژه‏ی او به معاد و جلوه‏های قیامت، تفسیر نوینی مبتنی بر پایه‏های شهودی و عقلی ارائه كرده)، و واقعاً اگر حرف نو و جدید آوردن فضیلت و كمال و مورد تجلیل باشد حرفهای نو وجدید خلاف قرانی بسیار یافت می‏شود.
 
 
آیا بهشت و جهنم الآن در خارج موجودند یا قائم به نفس اند؟
همچنین ملاصدرا، وجود واقعی خارجی بهشت و جهنم را انكار كرده و هر دو را از احوال و مراتب نفس می شمارد، (و به عبارت دیگر می‏گوید: آن دو قائم به نفس و از منشأت نفس‏اند و برای آن دو واقعیت خارجی نیست). در اسفار 9/342 در فصل 27 در بیان حقیقة الجنة و النار می‏نویسد: فتحقق و تبین من جمیع ما ذكر ناه و نقلناه أن الجنة الجسمانیه عبارة عن الصور الادراكیه القائمة بالنفس الخیالیه مما تشتهیها النفس و تستلذها، ولا مادة ولا مظهر لها الا النفس و كذا فاعلها و موجدها القریب و هو هی لا غیر، و أن النفس الواحده هی النفوس الانسانیة مع ما تتصوره و تدركه من الصور بمنزلة عالم عظیم نفسانی أعظم من هذا العالم الجسمانی بما فیه، و ان كل ما یوجد فیها من الأشجار و الأنهار و الأبنیه و الغرفات كلها حیة بحیاة ذاتیه، و حیاتها كلها حیاةواحدة هی حیاة النفس التی تدركها و توجدها...
 
ولی مكتب وحی هم اكنون بهشت و دوزخ را مخلوق و موجود می‏داند. و این امر از مسلمات و واضحات مذهب ماست.
 
و از شیخ بزرگوار صدوق‏رحمة الله در كتاب اعتقادات ظاهر می‏شود كه اجماع امامیه براین امر است.
 
می‏فرماید: اعتقادنا فی الجنه و النار انهما مخلوقتان الان و أن النبی (ص) قد دخل الجنة و رأی النار حین عرج به.15
یعنی: اعتقاد ما امامیه این است كه بهشت و جهنم الان مخلوقند و پیغمبر (ص) وقتی به معراج رفت، بهشت و جهنم را دید و داخل بهشت شد.
 
علامه مجلسی ‏رحمة الله در بحارالانوار فرمودند: اما كونهما مخلوقتان الان فقد ذهب الیه جمهور المسلمین الا شرذمه من المعتزله، فإنهم یقولون: سیخلقان فی القیامه، و الایات و الأخبار المتواتره دافعه لقولهم، مزیفة لمذهبهم.16 بلكه اكثر متكلمین عامه هم به این مطلب معتقدند.
به هر حال دلیل بر این مطلب علاوه بر اجماع مسلم، ظواهر آیات بسیار و اخبار زیادی می باشد.
اما آیات قرآن، تصریح دارد بر اینكه بهشت و جهنم خلق شده و مهیا است، پس اگر كسی منكر آن شود منكر قرآن شده و منكر قرآن كافر است.
 
(آیات در مورد بهشت) مانند: (أعدت للمتقین)17 یعنی: (بهشت) برای پرهیز کاران آماده شده است.
و ((أعدت للذین آمنوا بالله و رسله))18 یعنی: برای كسانی كه به خدا و رسولانش ایمان آورده‏اند، آماده شده است. و ((ازلفت الجنه للمتقین))19
 
و در مورد جهنم، مثل: ((أعدت للكافرین))20 و ((برّزت الجحیم للغاوین))21 
 
و در سوره‏ آل عمران، خداوند متعال می‏فرماید:
((و التقوا النار التی أعدت للكافرین و اطیعوا الله و الرسول لعلكم ترحمون، و سارعوا إلی مغفره من ربكم و جنة عرضها السماوات و الأرض، أعدت للمتقین))22  یعنی: بپرهیزید از آتشی كه (اكنون) آماده شده برای كافران، و اطاعت كنید خدا و رسول را شاید مورد ترحم واقع شوید، و بشتابید به سوی آمرزش پروردگارتان و بسوی بهشتی كه پهنای آن (به وسعت) پهنای آسمان‏ها و زمین است و (اكنون) مهیا است برای پرهیزگاران.
 
 
 
اما اخبار، پس از جمله ی آنها
1-  حدیثی است  از امام رضا (علیه السلام)  نقل شده كه فرمودند: ((من أنكر خلق الجنة و النار فقد كذب النبی (صلوات الله علیه وآله) و كذبنا و لیس من ولایتنا علی شیء و خلد فی نار جهنم))23 
 
یعنی: هر كسی انكار كند مخلوقیت بهشت و جهنم را پس به تحقیق كه رسول خدا  (صلوات الله علیه وآله)  و ما را تكذیب كرده و بر ولایت ما نیست و مخلد در آتش است.
 
2- از امام صادق (علیه السلام)  روایت شده كه فرمودند: ((لیس من شیعتنا من أنكر أربعه أشیاء: المعراج و المسأله فی القبر و خلق الجنه و النار والشفاعه))24
 
یعنی: شیعه‏ ما نیست كسی كه چهار چیز را منكر شود، معراج و سئوال قبر و مخلوقیت بهشت و جهنم و شفاعت.
3- از امام(علیه السلام)  نقل شده كه فرمودند: ((من أقر بتوحید الله... و آمن بالمعراج و المسألة فی القبر و الحوض و الشفاعه و خلق الجنة و النار و... فهو مؤمن حقاً و هو من شیعتنا أهل البیت))25
 
یعنی: هركس اقرار به توحید خداوند بكند... و ایمان بیاورد به معراج و سؤال در قبر و حوض و شفاعت و خلق شدن بهشت و جهنم و... پس او به حق مؤمن است و از شیعیان ما اهل بیت (علیهم السلام) است.
 
4-  از امیر مؤمنین (علیه السلام)  نقل شده كه فرمودند: ((و أما الرد علی من أنكر خلق الجنه و النار، فقال الله تعالی: «عند سدرة المنتهی عندها جنة المأوی» و قال رسول الله (ص) : دخلت الجنة فرأیت فیها ...))26
 
5-  اكثر اخبار معراج مشتمل است بر اینكه رسول خدا (ص) بهشت و جهنم را دید و داخل بهشت شد.
 
6- و اخباری كه مشتمل است بر اینكه رسول خدا (ص)  از خرمای بهشت خورد و از آن نطفه‏ی حضرت فاطمه (علیها السلام) منعقد شد.
 
7- اخبار كثیره ای كه دلالت دارند بر اینكه ائمه ی معصومین (علیهم السلام)  (بلكه سایر انبیاء (علیهم السلام) ) از خرما و انار بهشتی تناول كرده‏اند، و نطفه‏ امام (علیه السلام)از آن منعقد شد.
 
8- اخباری كه مشتمل است بر نزول حوریان بر آنها در عروسی و تولد و عزاء.
9- و زینت دادن بهشت در ماه‏ های رجب و شعبان و رمضان.
 
بلی جزئیات بهشت و جهنم بسب اعمال حسنه و سیئه و حب و بغض در دین، خلق می شوند، چنانكه اخبار معراج و غیر آن دلالت می‏كنند بر اینكه: حضرت جمعی از ملائكه را دید كه برای مؤمنین قصرها بنا می‏كنند.
و این كه هر كس چنین عملی و یا چنین ذكری بگوید خداوند برایش چنین و چنان می كند و برایش حوری خلق می كند.
خلاصه اینكه: بعضی از اعمال سبب می شود كه خداوند نعمتهایی را در خارج ایجاد نماید ولكن این نعمتها مخلوق در خارج است و قائم به نفس مؤمن نیست. و یا اینكه بعضی از نعمت‏ها تبدیل عمل مؤمن به آن است.
بهر حال: این مطلب منافاتی با آنچه ما ذكر كردیم ندارد.
و مخالف در مسئله قلیلی از معتزله‏اند مثل ابی هاشم و قاضی عبد الجبار و امثال این دو كه گمان می‏كنند كه بهشت و جهنم روز قیامت خلق می‏شوند.
 
 
مسئله خلود
اما بحث خلود و جاودانگی اهل نار كه از مسلمات دین و مذهب است و آیات و روایات بسیار به صراحت بیان گر این است كه: خلود در جهنم برای اهل خلود، و كفار و مشركین و مستحقین آن بر وجه عذاب می باشد.
 
اما متأسفانه صاحب اسفار در اینجا هم عقیده‏ی ابن عربی را پذیرفته (چنانكه در بسیاری از مقامات چنین است) و در اسفار جلد 9/346 فصل 28 در باب كیفیت خلود اهل النار فی النار، انكار خلود بر وجه تعذیب نموده و قائل شده به انقطاع العذاب للمخلدین فی النار و هم یتلذذون بما هم فیه من نار و زمهریر و ما فیها من لدغ الحیات و العقارب كما یلتذ اهل الجنة بالظلال و النور لان طبایعهم تقتضی ذالك.
 
 
ملاصدرا در اسفار جلد 9/352 گوید: مما استدل به صاحب الفتوحات المكیه علی انقطاع العذاب للمخلدین فی النار قوله تعالی... والاولی فی الاستدلال علی هذا المطلب...
استدلال ابن عربی را در این مسئله تضعیف كرده و خودش دلیل دیگری بر این امر اقامه می‏كند و می‏گوید: خلود در آتش هست و لكن عاقبة الامر تعذیب آنها مبدل به تنعیم خواهد شد.
و در این امر هم مخالفت با مسلمات كتاب و سنت و اجماع مسلمین نموده است.
 
خداوند متعال در سوره‏ نساء آیه‏ی 56 فرمودند:
((كلما نضجت جلودهم بدلناهم جلوداً غیرها لیذوقوا العذاب))
 
 و در سوره‏ زخرف آیه‏ 74-77 فرمودند: 
((إن المجرمین فی عذاب جهنم خالدون، لا یفتر عنهم و هم فیه مبلسون، و ما ظلمناهم و لكن و كانوا هم الظالمین، و نادوا یا مالك لیقض علینا ربك قال إنكم ما كثون))
 و در سوره‏ غافر آیه‏ی 49 و 50 فرمودند: 
((و قال الذین فی النار لخزنة جهنم ادعوا ربكم یخفف عنا یوماً من العذاب قالوا اولم تك تأتیكم رسلكم بالبینات قالوا بلی قالوا فادعواو ما دعاء الكافرین ألا فی ضلال))
 
و همچنین روایات متواتره‏ قطعیه بر این مطلب دلالت می‏كند.27
و علامه‏ حلی‏ رحمة الله فرمودند: أجمع المسلمون علی أن عذاب الكافر مؤبد لا ینقطع. (شرح التجرید: 328، طبع قم، مصطفوی) و علامه‏ی مجلسی فرمودند: اعلم أن خلود أهل الجنة مما أجمعت علیه المسلمون، و كذا خلود الكفار فی النار و دوام تعذیبهم. (بحارالأنوار 8/350). و علامه سید شبر فرمودند: اعلم أنه لا خلاف بین كافه المسلمین فی أن الكفار الذین تمت علیهم الحجة مخلدون فی النار و فی العذاب، و قد تظافرت بذلك الایات و تواترت به الروایات عن النبی والأئمة الهداه، بل هو ضروری الدین لا خلاف فیه بین أحد من المسلمین(حق الیقین 2/178).
و جای بسی تعجب است كه نویسنده مقاله می‏گوید: ملاصدرا در این بحث جمع اصول قرآنی و ادله برهانی و منظر عرفانی نمود.
فإن كان هذا الذی ذكره هو العرفان، فیا قوم! إنی لست من العارفین، (إنی وجهت وجهی للذی فطر السماوات و الأرض حنیفاً و ما أنا من المشركین).
حاصل مطلب این كه:
اگر بخواهیم مخالفت واضح و روشن مبانی آخوند ملاصدرا را بیان كنیم مجلداتی بیشتر از كتاب اسفار باید بنویسیم و ما به بعضی از مواردی كه نویسنده ذكر كرده اشاره نمودیم. و لذا در همین جا مطلب را به پایان می‏بریم و اعتراف می‏كنیم كه ما به قرآن و عترت جفا كردیم و به وظیفه‏ی دینی‏مان كه تمسك به ثقلین (قرآن و عترت) باشد عمل ننمودیم و از خداوند متعال می‏خواهیم از تقصیر ما بگذرد.
 
 
 
و در خاتمه این چند حدیث را به طلاب جوان و برادران دینی خودم هدیه می‏كنم:
 
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: ((ایاك ان تنصب رجالاً دون الحجة فتصدقه فی كل ما قال))  
 
یعنی: بپرهیز از اینكه كسی را پیشوای خود قرار دهی جز معصوم به گونه‏ ای كه هر چه می گوید او را تصدیق كنی.
و امام باقر (علیه السلام)  فرمودند: ((من دان الله بغیر سماع عن صادق ألزمه الله التیه إلی یوم القیامه)).
 
و فرمودند: ((شرقا و غربا فلا تجدان علماً صحیحاً إلا شیئاً خرج من عندنا أهل البیت))
و فرمودند: ((من طلب الهدی فی غیرهم فقد كذبنی))
و فرمودند: ((إن الله تبارك و تعالی لم یدع شیئاً یحتاج الیه الامة الا انزله فی كتابه و بینه لرسوله))
و امیرالمؤمنین (علیه السلام)  فرمودند: ((یا كمیل لا تاخذ الا عنا تكن منا))
 
والحمدلله محقق الحق بكلماته، و الصّلاة والسّلام علی محمد و آله الطیّبین الطّاهرین، عصمنا الله و ایّاكم من اتباع الهوی، و جعلنا و ایّاكم ممّن أناخ المطیّه بأبواب أهل بیت العصمة و ذریة رسول الله آمین آمین.
 
 
 
 
 
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت ها:
1- شبستری گوید:
مسلمان گر بدانستی که بت چیست   
بدانستی که دین در بت‏پرستی است
و گوید:
روا باشد (أنا الحق) از درختی                      چـرا نبود روا از نیـکبختی
و مولوی گوید:
ما عدمهاییم و هستی ها نما                          تو وجود مطلقی هستی ما
و گوید:
چون که بی رنگی اسیر رنگ شد                 موسئی با موسئی در جنگ شد
چون که این رنگ از میان برداشتی               موسی و فرعـون دارنـد آشـتی
و گوید:
هر لحظه به شکلی بت عیّار درآمد                   دل برد و نهان شد 
هر دم به لباس دگر آن یار بر آمد                   گه پیر و جوان شد 
2- پس همه واجب اند و اگر مقصود وجوب بالغیر است نه بالذات، اینکه سرگرمی نمی شود بلکه واقعیت است.
3-  فصوص الحکم ابن عربی 1/211 چاپ عقیقی، شرح قیصری بر فصوص الحکم: 466 چاپ بیدار
4-  فتوحات ابن عربی 2/459
5- حدیقة الشیعه 2/755 – 756  طبع انصاریان. سال 1377 شمسی و 1419 قمری
6- حکمت بوعلی سینا 2/354  علامه حائری سمنانی
7- مبدأ اعلی: 74، علامه جعفری
8- مبدأ اعلی : 72
9- همان : 74
10- همان : 108 و 111
 
11- همان : 84
و ابن عربی می گوید: فایاک أن تتقیّد بعقد مخصوص و تکفر بما سواه فیفوتک خیر کثیر بل یفوتک العلم بالامر علی ما هو علیه ... فالکل مصیب و کل مصیب مأجور ...
ایاک و ایاک که در مورد خداوند عقیده ی خاصی پیدا کنید چون او محدود نمی شود و هرکس هر 
عقیده ای پیدا کند درست است.
 (شرح قیصری بر فصوص الحکم، فص هودیه: 261، طبع قم، انتشارات بیدار).
12-  مبدأ اعلی:72
13- بحارالانوار،کتاب العدل والمعاد، باب اثبات الحشر و کیفیته،حدیث 1 و 8 و ...
14- اسفار 9/153،طبع بیروت.
15- ملاصدرا می‏نویسد: و ممّا یؤید ما ذکرناه من بطلان تعلّق النفوس بعد الموت بجرم فلکی أو عنصری. و ینوّر ما قرّرناه من أنّ الصور الأخرویّة التی بها نعیم السعداء و جحیم الأشقیاء لیست هی التی انطبعت فی جرم فلکی أو غیر فلکی، بل هی صورة موجودة للنفس فی صقع آخر مرتبة بأعمال و أفعال حدث عنها فی دار الدنیا، و أثمرت فی ذاتها أخلاقا و ملکات سستتبعة لتلک الصور المعلّقة هو ما قاله قدوة المکاشفین محیی الدین العربی.          
 [الاسفار 9/44-45]
و می‏گوید : ...فانها إذا فارقت هذا البدن فإن کانت خیّرة فلا محالة لها سعادة غیر حقیقیّة من جنس ما کانت توهّمته و تحیّلته، و بلغت الیه همته و سمعت من أهل الشرایع من الحور و القصور والسدر المخضود والطلح المنضود والظل الممدود والأشجار والأنهار و سائر ما یکون لذیذاً بهیجاً عنده، وهذا ممّا لا إشکال فی إثباته عندنا لان الصور الاخرویة المحسوسة حصولها غیر مفتقر إلی موضوع و مادّة کما أشرنا إلیه.
[الاسفار 9/148]
و می نویسد: اعلم أنّ لکل نفس من نفوس السعداء فی عالم الاخرة مملکة عظیمة الفسحة و عالماً أعظم و أوسع مما فی السماوات والارضین، و هی لیست خارجة عن ذاته بل جمیع مملکته و ممالیکه و خدمه .... کلها قائمة به، و هو حافظها و منشئها بإذن الله تعالی و قوّته، و وجود الاشیاء 
الاخرویة وإن کانت تشبه الصور التی یراها الإنسان فی المنام أو فی بعض المرایة لکن یفارقها بالذات والحقیقة.
[الاسفار 9/176]
محقق سبزواری در تعلیقه‏اش بر اسفار در توضیح مرادش می‏نویسد: ای البدن البرزخی والاخروی هذا البدن الدنیوی لکن لا یوصف الدنیویّة والطبیعیّة و إنما کانت هو هو بعینه، لما مضی و سیأتی أنّ شیئیة الشیء بصورته أی الصورة البدنیة لا بمادته و بصورته...
[الاسفار 9/166]
و برای روشن شدن هرچه بیشتر مطلب ملاحظه شود کتاب اسفار:9/21-22،و 31-32 ، 37 ، 39 ، 148، 153 ، 156 ، 165-166، 174-176 ، 178.
16- بحارالانوار 8/200 ح 204، از اعتقادات شیخ صدوق رحمة الله
17- بحارالانوار 8/205
18- آل عمران / 133
19- حدید / 29
20- شعرا / 90
21- بقره / 24
22- شعرا / 911                                                     
23- آل عمران / 27
 24- بحارالانوار 8/119 ج6، از توحید و امالی و عیون
25- بحارالانوار 8/196 ج186 ، از صفات شیعه شیخ صدوق
26- بحارالانوار 8/197 ج187
27-بحارالانوار 8/176 ج1291- از جمله ی آنها روایت شیخ صدوق رحمة الله است به اسنادش از امام باقر7 که فرمودند :
((إنّ أهل النّار یتعاوون فیها کما یتعاوی الکلاب والذئاب ممّا یلقون من ألیم العذاب، فما ظنّک ـ یا عمروـ بقوم لا یقضی علیهم فیموتوا، ولا یخفّف عنهم من عذابها، عطاش فیها، جیاع، کلیلة أبصارهم، صمّ بکم عمی، مسودّة وجوههم، خاسئین فیها نادمین، مغضوب علیهم، فلا یرحمون من العذاب، ولا یخفّف عنهم، و فی النار یسجرون، و من الحمیم یشربون، و من الزقوم یأکلون...هذه حال من دخل النار)).                                                                                     
[بحارالانوار 8/281 حدیث 3]
و در عای کمیل از امیرالمؤمنین (علیه السلام)  نقل شد که فرمودند: ((و هو بلاءٌ تطول مدّته و یدوم مقامه و لا یخفّف عن أهله)) و روایات دیگر.
 
 




نوع مطلب :
برچسب ها : نقد ملاصدرا، نقد ابن عربی، دارالصادق، قاعده لایصدر منه الا الواحد، بسیط الاشیا،
لینک های مرتبط : درالصادق،


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام