تبلیغات
دین و مذهب شیعه - نقد شریعتی 1
 
دین و مذهب شیعه
پیامبر اسلام اسوه مهربانی و کرامت انسانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دین ومذهب شیعه
نویسندگان
دوشنبه 3 بهمن 1390 :: نویسنده : دین ومذهب شیعه

اما چگونه او اسلام شناس شد :

 (پرفسور لوئی ماسینیون) استاد بزرگوار و نابغه من که خیلی چیزها از او

 ارم و در ساختمان من دست داشته است (کویر:78/2) پیرمرد چه قدر 

مقدس و عالی و شرافتمند و انسان بود (کویر:82/11) من در حضور او 

خود 

را در برابر یک روح بزرگ و یک انسان فرا ترویک خوبی مطلق و متعالی و یک

انسان نفیس و بسیار کمیاب می یافتم (کویر:83/10) ممکن بود من بمیرم 

و هرگز چنو مردی را که به یک اعجاز می مانست نبینم؟ چه وحشت آور بود

تصور آنکه ممکن بود چنین حادثه ای پیش نیاید (کویر:88/5)این روحها در 

کالبد من حلول کرده اند (کویر:88/15) براستی این قلب اواست که در 

سینه من می طپد(کویر:88/9)جلای سپیده دمی خدایی داشت و به او 

شکوه و قداستی خارق العاده می بخشید(کویر:79/10) او یک کاتولیک 

متعصب بود، مسیحی بودن در آب و گل او بود (کویر:95/16)  من (گورویچ) 

را تعظیم می کردم اما ماسینیون را تقدیس(کویر:84/10) گورویچ که 

نگاهی جامعه شناس به چشمان من بخشید... و پروفسور(برک) که مذهب

را نشانم داد (کویر:90/14) – (لوفور) – (سارتر) – (گورویچ) مغزم را پر می 

کردند، عقلم را سیر می کردند، مرا اندیشیدن می آموختند... ماسینیون را 

دوست می داشتم به او ارادت می ورزیدم، روحم را سیراب می کرد، قلبم

را پر می کرد(کویر:ص84) این یهودی کمونیست سابق فراری روس که 

زندگیش به افسانه شبیه بود با لنین و تروتسکی همکار و همرزم بود

(کویر:84/1) کارولاگرابت، ژاکلین شه زل، کاتب یاسین، کلود برنارد مرا در 

دنیای هنر گرداندند.. و موسیقی: سمفونی های کلاسیک بزرگ مکتب دار 

سونات های کاستون دوفین که به اندازه سقراط دوستش دارم و ازاو

(فهیمدن های تازه آموختم) (کویر:91/5) 

 (برگرفته از کتاب وسواس خنّاس ، تألیف شیخ قاسم اسلامی) 

 شیوه شناخت اسلام از منظر دکتر:

 * اسلام را باید از پرفسور ماسینیون پرسید ، نه از حضرت مستطاب جلالت 

مآب حجة الاسلام والمسلمین الفقیه الخبیر المحدث الاصولی الحکیم ، 


جناب آقای حاجی آقا سید محمد مهدی بحرالعلومی المشهدی ثم القمی 

الاصفهانی المولد ، النجف الموطن الکربلا مدفن ان شاءالله تعالی ! هو ! 

ماشاءالله مثل هزارلای گوسفند هر چه می کشی می آید ! اما همین 

است ، و غیر از همین اسم ها و یش و پشم و تسبیح و انگشتر و عمامه و 

عبا و سایر مخلفات هیچ نیست . جز یک شکم و بقیه اش باد ! او اسلام چه

می فهمد! گفت و گوهای تنهایی جلد یک صفحه ی 46 – 47  


  صحیفه امام ج‏3 207 شعبان المعظم 97

بسمه تعالى. 

. جناب آقاى دكتر یزدى- ایّده اللَّه تعالى. 

پس از اهداى سلام، تلگرافهاى زیادى از اروپا و امریكا از طرف اتحادیه 

انجمنهاى اسلامى دانشجویان در اروپا و انجمنهاى اسلامى دانشجویان در 

امریكا از بخشهاى مختلف و از سایر برادران محترم مقیم خارج از كشور- 

ایّدهم اللَّه تعالى- در فقد دكتر على شریعتى واصل شد و چون جواب به 

تمام آنها از جهاتى میسر نیست و تفكیك صحیح نمى‏باشد از جنابعالى 

تقاضا دارم تشكر اینجانب را به همه برادران محترم- ایّدهم اللَّه تعالى- ابلاغ

نمایید. از عدم استعمال کلمه مرحوم ، و عبارت فقد دکتر شریعتی...، نظر 

نامبرده در خصوص شریعتی به وضوح روشن می گردد . جالب این است 

که آیت الله خمینی ، که از هر فرصت و مطلبی برای تخریب پهلوی دوم – 

لعنة الله علیه – استفاده می کرد ، هرگز آنطور که طرفداران شریعتی ادعا 

می کردند ، صحبتی از شهادت نمی کند ؛ با اینکه ممکن بود با همین حربه 

، و استفاده از محبوبیت شریعتی نزد تعداد زیادی از جوانان ، به تبلیغات

علیه شاه مخلوع دست زد . ب – تکفیر شریعتی : پس از صدور نامه فوق ، 

شخصی که اکنون نیز نسبتا معروف است ، نزد آقای خمینی می رود ، و 

در خصوص عدم استعمال کلمه مرحوم با ایشان صحبت می کند .

توضیحات آقای مصباح یزدی را در این زمینه بخوانید : یکی از آقایانی که 

الان حیات دارد – آقای سید حمید روحانی – رفته بود نزد امام ، گفته بود 

خوب بود اقلا یک کلمه مرحومی شما می نوشتید ، این که تاییدی نمی 

شود . ایشان نقل می کند که امام فرمودند اگر او را مسلم می دانستم

می نوشتم ...

  مصباح دوستان ، ص 179 ، متن پیاده شده از مصاحبه آیت الله مصباح یزدی )   


ج – نظری شدیدتر از نظرات مطهری ! 

مطهری علیه شریعتی مواضعی بسیار تند و شدید اتخاذ کرده بود که در 

ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد . جالب است که ایشان – حسب نقل 

فرزندشان – نظر آیت الله خمینی را از نظرات خودشان نیز تندتر می دانسته

اند . علی مطهری ، فرزند ایشان چنین می گوید : پدرم در منزل درباره 

مسائل اجتماعی و سیاسی و گروه ها و افراد مخالف خود صحبت نمی 

کردند ، مگر این که سوال می کردیم . در این صورت هم به طور مختصر 

جواب می دادند . مثلا در باب مساله دکتر شریعتی ، یک روز از ایشان در 

منزل سوال کردم : نظر امام درباره دکتر شریعتی چیست ؟ فرمودند نظر

امام از نظر من تندتر است . ( سیری در زندگانی شهید مطهری ، ص 230 ) 


د – اسلام منهای آخوند ! یکی از نظرات مهم شریعتی ( که در خلال بحث 

به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت ) ضدیت او با علما و مراجع شیعه ، و 

مطلق روحانیون بوده است ؛ او تز اسلام منهای آخوند را مطرح می کرد ، و 

حتی در آخرین روزهای حیات ننگینش ، از پیاده شدن این تز در ایران ابراز

خوشحالی می کند : اکنون خوشبختانه همانطور که دکتر {مصدق} تز 

اقتصاد منهای نفت را طرح کرد تا استقلال نهضت را پی ریزی کند و آن را از 

بند اسارت و احتیاج به کمپانی استعماری سابق آزاد سازد ، تز اسلام 

منهای آخوند در جامعه تحقق یافته است و این موفقیت موجب شده است 

که اسلام از چهارچوب تنگ قرون وسطایی و اسارت در کلیساهای 

کشیشی و بینش متحجر و طرز فکر منحط و جهان بینی انحرافی و خرافی 

و جهالت پرور و تقلید ساز ، که مردم را عوام کالانعام بار آورده بود و 

روشنفکران را دشمن مذهب و ترسان از اسلام ! آزاد شده است . ( با

مخاطبهای آشنا ، ص 19 )  

آقای خمینی ، در مواردی متعدد ، به افرادی که معتقد به تز اسلام منهای 

آخوند هستند حمله نموده است . به نمونه هایی مختصر اشاره می شود :

صحیفه امام ج‏7 486  اسلام منهاى روحانیت» خیانت است. ما بیزار هستیم 

از اینكه بگویند اسلام منهاى روحانیت. اسلام منهاى روحانیت خیانت است. 

مى‏خواهند اسلام را ببرند، اول روحانیت را مى‏برند؛ اول مى گویند اسلام را 

مى‏خواهیم، روحانیت را نمى‏خواهیم! روحانیت استثنا بشود، اسلام در كار 

نیست. اسلام با كوشش روحانیت به اینجا رسیده است .. بیدار 

باشید...همه اقشار بیدار باشند...تز اسلام منهاى روحانیت یعنى لا اسلام! 

درجه اولش این است؛ بعد هم كتابهاى روحانیت را به دریا بریزند! بیدار

باشید! صحیفه امام ج‏7 376 – 377

  اسلام منهاى آخوند یعنى طبّ به استثناى طبیب. حالا قیام نكنید بر ضد 

آخوند بگویید كه «اسلام منهاى آخوند»! معنایش این است كه‏ اسلام هیچ؛ 

«منهاى آخوند» یعنى هیچ؛ مثل «طب به استثناى طبیب»! طب به 

استثناى طبیب یعنى ما طب نمى‏خواهیم! و الّا نمى‏شود طب باشد به 

استثناى طبیب. اسلام به استثناى آخوند و روحانى معنایش این است كه

اسلام را ما نمى‏خواهیم‏ . از این نظرات ، به وضوح می توان دریافت که از 

نظر آقای خمینی ، شریعتی ( که مهمترین مروج تز اسلام منهای آخوند بود

) خائن ، و بلکه کسی بوده که اسلام را نمی خواسته است . هنگام 

بررسی آراء شریعتی ، مفصلا در زمینه دشمنی او با علما و مراجع و

روحانیون مطالبی نقل خواهیم کرد .

 ادامه دارد....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام